برگردان به زبان ساده
بکشت غمزهٔ آن شوخ، بیگناه مرا
فکند سیب زنخدان او به چاه مرا
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و نازک آن معشوقه باعث مرگ من شد، بدون آنکه گناهی داشته باشم. لبهای او مثل سیب، مرا به عمق غم و اندوهی عمیق انداختند.
غلام هندوی خالش شدم ندانستم
کاسیر خویش کند زنگی سیاه مرا
هوش مصنوعی: من عاشق دختری هندی شدم و نمیدانستم که او چگونه میتواند زندگیام را تحت تأثیر قرار بدهد و دلم را سیاه کند.
دلم بجا و دماغم سلیم بود ولی
ز راه رفتن او دل بشد ز راه مرا
هوش مصنوعی: دل من در حالت آرامش و فکر من هم سالم بود، اما وقتی او به راه خودش رفت، دل من از مسیر خود دچار تزلزل شد.
هزار بار فتادم به دام دیده و دل
هنوز هیچ نمیباشد انتباه مرا
هوش مصنوعی: من بارها به دام عشق و نگاه دیگران افتادهام، اما هنوز هیچ چیز نمیتواند مرا بیدار کند و از خواب غفلت بیرون آورد.
ز مهر او نتوانم که روی برتابم
ز خاک گور اگر بردمد گیاه مرا
هوش مصنوعی: از محبت او نمیتوانم روی برگردانم، حتی اگر از خاک قبر من گیاهی بروید.
به جور او چو بمیرم ز نو شوم زنده
اگر به چشم عنایت کند نگاه مرا
هوش مصنوعی: اگر به خاطر بیعدالتی او بمیرم، دوباره زنده میشوم اگر با نگاه محبتآمیزش به من توجه کند.
عبید از کرم یار بر مدار امید
که لطف شامل او بس امیدگاه مرا
هوش مصنوعی: عبید به خاطر مهربانی یار، به امید این است که لطف او همیشه شامل حالش باشد و همین امید، دلگرمی زیادی برای او فراهم میکند.