برگردان به زبان ساده
خدای تا خم این برکشیده ایوان کرد
در او نشیمن ناهید تیر و کیوان کرد
هوش مصنوعی: خداوند تا این سرود و شکوه ایوان را برپا کرد، در آنجا منزلگاهی برای ناهید و کیوان ایجاد کرد.
به دست قدرت چوگان حکم و گوی سپهر
میان عرصهٔ میدان صنع گردان کرد
هوش مصنوعی: با نیرویی که در دست دارد، سرنوشت و تقدیر را مانند چوبی در بازی چوگان در میانهٔ میدان زندگی به حرکت درآورده است.
نشاند شعلهٔ خورشید در خزانهٔ شب
چراغ ماه ز قندیل مهر تابان کرد
هوش مصنوعی: شعلهٔ خورشید را در دل شب قرار داد و چراغ ماه را از مهر تابان درست کرد.
به دار شش جهت انداخت مهرهٔ ایام
محل نامیه در چار طاق ارکان کرد
هوش مصنوعی: زمان را مانند مهرهای روی یک تخته بازی تصور کرده که در هر سمت آن، جهت و نقطهای وجود دارد. چهار طاق، به عنوان نمادی از استحکام و قوام، در اینجا به کار رفته و به اهمیت هر یک از این جهات و محورهای زندگی اشاره میکند. در واقع، این تصویر نشاندهندهٔ قدرت و نظم بر زندگی و رخدادهای آن است.
ارادتش به عطا جسم را روان بخشید
مشیتش به کرم خاکرا سخندان کرد
هوش مصنوعی: عشق و ارادت او به بخشش، جان را به تن بخشید و خواست الهیاش با سخاوت، زمین را با شادی و سرور آراست.
ز بهر کوکبهٔ حادثات تقدیرش
هزار شعبه در کائنات پنهان کرد
هوش مصنوعی: برای نشان دادن بزرگی و تأثیر حوادث مختلف، تقدیرش هزار راه و شاخه متفاوت در عالم هستی پنهان ساخته است.
ز بامداد ازل تا به انقراض ابد
زمام ملک به فرمان شاه ایران کرد
هوش مصنوعی: از آغاز روز نخست تا پایان ابدیت، حکومت به دست شاه ایران سپرده شده است.
جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق
که آسمان لقبش پادشاه و سلطان کرد
هوش مصنوعی: شیخ ابواسحاق، که جوانی خوشبخت و پرتلاش است، به عنوان کسی که به جهان گشوده و به غایت خود رسیده، شناخته میشود. آسمان او را به عنوان پادشاه و سلطان معرفی کرده است.
قضا شکوه قدرقدرتی که فرمانش
به هرچه رفت قضا امتحان فرمان کرد
هوش مصنوعی: سرنوشت از توانایی و قدرت خدای بزرگ شکایت دارد، زیرا هر چیزی که اتفاق میافتد تحت فرمان اوست و او آن را به عنوان آزمونی برای دیگران میداند.
خجسته قبهٔ قدرش به زیر سایهٔ جود
حمایت مه تابان و مهر رخشان کرد
هوش مصنوعی: خجسته گنبدی که به عظمت او اشاره دارد، در زیر سایه مهربانی و بخشش نورانی و درخشان قرار گرفته است.
به هیچ دور چنین تاج بخش چشم فلک
ندید اگرچه بسی گرد خاک دوران کرد
هوش مصنوعی: چشم آسمان هرگز چنین تاجی را که به دور میچرخد ندیده است، هرچند که بارها در گرد و غبار زمان گشته و جستجو کرده باشد.
حریم دایرهٔ امن شد چو صید حرم
هرآنکه عزم در خسرو جهانبان کرد
هوش مصنوعی: وقتی که دایرهٔ امن و محافظت شکل گرفت، هر کسی که بخواهد بهسوی پادشاه عالم برود، مانند صید شکار در حرم خواهد بود.
کفش چوکار جهانرا حوالت بد و نیک
به تیغ تیز رو و کلک عنبرافشان کرد
هوش مصنوعی: کفش خود را به قدمهای دنیا بسپار و با تیزهوشی و زیرکی، نیک و بد را شناسایی کن و در برخوردهای خود، خونسرد باش.
هرآن قضیه که مشکل نمود سهل آمد
هر آنحدیث که دشوار بود آسان کرد
هوش مصنوعی: هر مسئلهای که در ابتدا سخت به نظر میرسید، در نهایت ساده شد و هر داستان یا مطلبی که دشوار بود، در نهایت به راحتی قابل فهم گردید.
ز عدل شاه سر خود چو مار کوفته یافت
کسیکه خانهٔ موری به ظلم ویران کرد
هوش مصنوعی: کسی که به ظلم و ستم، خانه یک مور را ویران کرده، حالا به سرنوشت بدی دچار شده و خودش را مثل ماری زخمی میبیند. این نشان میدهد که عدالت در نهایت به دست میآید و ظالم، عاقبت بدی خواهد داشت.
حدیث خسرو پرویز آن مثل دارد
که دیو را هوس منصب سلیمان کرد
هوش مصنوعی: داستان خسرو پرویز نشان میدهد که دیوها نیز خواهان قدرت و مقام هستند و به همین خاطر به سوی مقام سلیمان تمایل پیدا کردند.
تو عین معجز سلطان نگر که با سلطان
هرآنکه دعوی عصیان و قصد کفران کرد
هوش مصنوعی: به مانند معجزهای از سوی پادشاه نگاه کن، زیرا هر کسی که به سرپیچی و نافرمانی یا انکار ایمان دست بزند، با پادشاه درگیر خواهد شد.
هنوز پای نیاورده در رکاب غرور
عنان زنان به جهنم رکاب رنجان کرد
هوش مصنوعی: شخص هنوز قدم به میدان نگذارده، اما با غرور و خودبزرگبینیاش به جهنم رنج و زحمت دست میزند.
جهان پناها اقبال تا به روز شمار
چو بندگان تو با حضرت تو پیمان کرد
هوش مصنوعی: جهان به جایی است که روزها میگذرند و بندگان تو با تو عهد بستهاند.
از آنزمانکه کمان تو کرد پشتی عدل
ستم چو. یاوگیان روی در بیابان کرد
هوش مصنوعی: از آن زمان که کمان تو به مثابه پشتیبانی از عدل برآمد، ستم و ظلم به مانند یک موجود بی روح در بیابان رها شد.
چو قهر و لطف تو در کاینات کرد اثر
در آن زمان که جهان را خدای بنیان کرد
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند جهان را بنا نهاد، تأثیر قهر و لطف تو در موجودات احساس شد.
قضا ز شعلهٔ آن آتش جهنم ساخت
قدر ز قطرهٔ این عین آب حیوان کرد
هوش مصنوعی: سرنوشت و تقدیر از شعلههای آتش جهنم شکل گرفته، در حالی که ارزش و بزرگی از یک قطره از چشمهٔ آب حیات به وجود آمده است.
به عهد عدل تو در پیچ و تاب ماند کسی
که همچو زلف بتان خاطری پریشان کرد
هوش مصنوعی: کسی که با رفتار و زیباییاش دلها را آشفته میکند، در انتظار وفای عهد تو و در بلاتکلیفی باقی میماند.
بلند نام تو هرجا که رفت تحسین یافت
کریم نفس تو با هرکه هست احسان کرد
هوش مصنوعی: نام بلند تو هر جا که برود مورد تحسین قرار میگیرد و نیکنفس بودن تو باعث میشود که با هر کسی که سر و کار داری، احسان و kindness را نشان دهی.
جهان به کام تو و دوستان جاه تو باد
که دشمنان ترا تیر چرخ قربان کرد
هوش مصنوعی: دنیا برای تو و دوستانت خوش و خرم باشد، زیرا دشمنانت به خاطر تو و شهرتت قربانی شدند.
بقای عمر تو چندانکه تا به روز شمار
حساب صد یک آنرا شمار نتوان کرد
هوش مصنوعی: عمر تو به قدری کم و ناچیز است که حتی نمیتوان برای یک لحظه از آن حساب باز کرد.