رباعیات
نورس دماوندی
»
رباعیات
شمارهٔ ۱ : یاد تو مرا انیس جان آگاه
شمارهٔ ۲ : زنهار به جاه دهر پر شورش و شین
شمارهٔ ۳ : ممتاز دو کونیم به تایید علی
شمارهٔ ۴ : امروز وداع مدعا باید کرد
شمارهٔ ۵ : هر چند چو روز خود نیم نامه سفید
شمارهٔ ۶ : قرآن که سرور سینه ی آگاه است
شمارهٔ ۷ : هم در لگن سپهر از شمع خور است
شمارهٔ ۸ : هرگز مطلوب محو طالب نشود
شمارهٔ ۹ : در قافله زنده دلان بانگ نوایم
شمارهٔ ۱۰ : چون غنچه تو را خرده کند جا در مشت
شمارهٔ ۱۱ : از دور چو آن شعله ی سرکش دیدم
شمارهٔ ۱۲ : عرش آینه دار مهد علیای علی است
شمارهٔ ۱۳ : آن شاه که کعبه اش ولادتگاه است
شمارهٔ ۱۴ : چون مشهدم آشیانه ی جان نجف است
شمارهٔ ۱۵ : در طرح غزل مرا دواعی باشد
شمارهٔ ۱۶ : ای مهر تو کیمیای آب و گل من
شمارهٔ ۱۷ : در هر طرفی ز عشق بنیاد مرا است
شمارهٔ ۱۸ : هر چند شکسته دست و پایی داریم
شمارهٔ ۱۹ : زآن رو که خطت به پای جان سلسله است
شمارهٔ ۲۰ : در بحر طلب بلند طی کردم و پست
شمارهٔ ۲۱ : خط تو که خون در دل مردم کرده است
شمارهٔ ۲۲ : گه بر سرمهری چو مه بی کم و کاست
شمارهٔ ۲۳ : از نشو و نمای عشق بالیده دلم
شمارهٔ ۲۴ : گشتند شراب خوار دام و دد چند
شمارهٔ ۲۵ : تقویم دلم به نام ابراهیم است
شمارهٔ ۲۶ : ای آنکه زلب گهر به دریا باری
شمارهٔ ۲۷ : پیری است که رنگ تن پرستی ریزد
شمارهٔ ۲۸ : قلیان چو نفس مرا به دل پیوندد
شمارهٔ ۲۹ : ر کوی تو بنده یک شبک می آمد
شمارهٔ ۳۰ : باشد چو سواد دیده بوم و برهند
شمارهٔ ۳۱ : ایجاد چو شد هند برای آدم
شمارهٔ ۳۲ : عود غم دل سوخته در مجمر هند
شمارهٔ ۳۳ : خباز پسر نقش حضورت بندم
شمارهٔ ۳۴ : تا خود نشوم رونق بازار کسی
شمارهٔ ۳۵ : زآن چهره و زلف روزگاری دارم
شمارهٔ ۳۶ : شاهی که چو مهر است جهان تاب درش
شمارهٔ ۳۷ : در طی طریق مشهد فیض آثار
شمارهٔ ۳۸ : در کوی رضا است کعبه فرش و حجرش
شمارهٔ ۳۹ : هر چند جفا دیده ام از خصم بسی
شمارهٔ ۴۰ : ملکی عشقی و مخزنی عرفانی
شمارهٔ ۴۱ : بالی ذوقی تشوقی طیرانی
شمارهٔ ۴۲ : بر آینه ی دلی که چون جام جم است
شمارهٔ ۴۳ : من مردم و از هر طمعی آزادم
شمارهٔ ۴۴ : در سیم کشی طفل سرشکم سحر است
شمارهٔ ۴۵ : گلزار به کف نسخه ای از روی تو داشت
شمارهٔ ۴۶ : شست نگه تو بس که صاف افتاده است
شمارهٔ ۴۷ : در دهر ز دل چشم ترم سیرتر است
شمارهٔ ۴۸ : ای شعله ی رخسار تو گلزار خلیل
شمارهٔ ۴۹ : ترکی که دمش چو تیغ خونخواری کرد
شمارهٔ ۵۰ : ای آینه ی روی خنک نرمی تو
شمارهٔ ۵۱ : هر چند که شوخ و پرفن و پرکاری
شمارهٔ ۵۲ : بی اصل تر از نقش بر آب اند این قوم
شمارهٔ ۵۳ : ای خان صلاح پیشه افساد بس است
شمارهٔ ۵۴ : هر آیت صنعتی چو بیند آگاه
شمارهٔ ۵۵ : در پیش سران جز به کمر دست مگیر
شمارهٔ ۵۶ : دل مایل حرف پاک آزاده بود
شمارهٔ ۵۷ : حسنی که خلیلش کشد از چهره نقاب
شمارهٔ ۵۸ : خردسالان چو نکته ساز آیند
شمارهٔ ۵۹ : صد شکر که دل زشرک پرداخته شد
شمارهٔ ۶۰ : ای نام نگین تو بر نگین جانها کنده
شمارهٔ ۶۱ : در قید غم و شکنجه دنیایم
شمارهٔ ۶۲ : هر گوشه ی خاطر از کسان غمکده ای است
شمارهٔ ۶۳ : با عاشق سنگ سنگ می باید بود
شمارهٔ ۶۴ : با دام تعلقم چو آویزش نیست
شمارهٔ ۶۵ : افتاده ز چشم ما سوی الله مرا است
شمارهٔ ۶۶ : هرگز گله از سپهر و انجم نکنم
شمارهٔ ۶۷ : هر کس که نه نغمه سنج مضمون باشد
شمارهٔ ۶۸ : هر چند دل از خدنگ او جوشن شد
شمارهٔ ۶۹ : چون بهر شکست شد مهیا دل من
شمارهٔ ۷۰ : بر عارض لاله رنگت ای بدر منیر