برگردان به زبان ساده
شب نوروز در خرابهٔ خویش
جام و جان و من و قرابۀ خویش
هوش مصنوعی: در شب نوروز در ویرانههای خود، جام و جانم و ارتباط نزدیکم با وجودم را در کنار هم دارم.
خالیالسیر بود پنداری
بیخبر بودم آن شب تاری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد در آن شب تاریک، احساس تنهایی و بیخبری داشتم، گویی در یک دنیای خالی و بدون مسیر به سر میبردم.
بحث محروم کرد و نومیدم
شب عیش از وصال خورشیدم
هوش مصنوعی: بحث و جدل باعث شد که از شادی و خوشی دور بمانم و در شب تاریک به سر ببرم، در حالی که به وصال خورشید و روشنی آن امید داشتم.
جام و جان و قرابهٔ روحافزای
تن بیجان من ستمفرسای
هوش مصنوعی: جام و کاسهای که روح و زندگی را به تن بیجان من میبخشد، باعث تحمل زحمتهای من شده است.
تا نگویی مگر قرابهٔ می
نه تصور چنین مکن هی هی!
هوش مصنوعی: هرگز تصور نکن که بدون گفتن و بیان، مانند جرعهای از شراب، میتوانی به این حالت و احساس دست یابی. پرهیز کن از چنین تصوری!
شیشهای داشتم ز خونابه
پر چنان کز شراب قرابه
هوش مصنوعی: من شیشهای داشتم که از خون و خیس مملو بود، مانند شیشهای که از شراب پر شده باشد.
دیگران در نشاط نوروزی
من دلخسته با جگرسوزی
هوش مصنوعی: در حالی که دیگران از شادی و نشاط نوروز بهرهمندند، من با دلی غمزده و دردی عمیق دست و پنجه نرم میکنم.
نه کسم همزبان به غیر قلم
نه به جز دفترم کسی محرم
هوش مصنوعی: نه کسی را دارم که با او همصحبت شوم و نه کسی را جز دفترم که به رازهایم آگاه باشد.
مژه از خون دیده جدولکش
جگر از سوز سینه پرآتش
هوش مصنوعی: اشکهایی که از چشم میریزد، مانند جویهای خونی است و دل از آتش سوزان سینه پر شده است.
چون بوَد بندهای چو من مظلوم؟
از بساط خدایگان محروم؟
هوش مصنوعی: آیا در عالم مانند من بندهای هست که اینقدر مظلوم باشد؟ چه بسیارند کسانی که از نعمتهای بزرگ خداوند بیبهرهاند.
بزم شاه جهان خوش و خرم
صحن بستانسرا چو باغ ارم
هوش مصنوعی: محفل پادشاه جهان پر از شادی و نشاط است و محوطه باغی که مانند باغ ارم زیبا و دلانگیز است.
خاصه جشن مبارک سر سال
سرو در رقص و بلبل اندر حال
هوش مصنوعی: به ویژه در جشن خوشآمد سال جدید، سرو در حال رقص و بلبل در حال آواز خواندن هستند.
بندگان دگر به عیش و سرور
گشته مشغول و من چنین مهجور؟
هوش مصنوعی: دیگران در خوشی و شادمانی به سر میبرند، اما من در تنهایی و دوری از آنها قرار دارم.
ناسپاسی و ناشکیبایی
هر دو حاصل ز ناتوانایی
هوش مصنوعی: بیاحترامی و بیطاقتی هر دو نتیجه ضعف و ناتوانی هستند.
نه غلط میکنم، چه میگویم!
بود در قبلۀ رضا رویم
هوش مصنوعی: من اشتباه نمیکنم، نمیدانم چه میگویم! در حقیقت، در برابر قبله رضا قرار دارم.
خاطِب خاطرم به عون الله
رفته بر منبر مناقب شاه
هوش مصنوعی: محبت و یاد تو به یاری خدا بر روی منبر فضایل و خوبیهای بزرگترین پادشاه بر من روشنایی میبخشد.
شکرها از وجود او میکرد
ذکر انعام وجود او میکرد
هوش مصنوعی: شکرگزاری و ذکر نعمتهای او، از وجودش برمیخیزد.
متحیر بمانده در صفتش
که برون بُد ز حد معرفتش
هوش مصنوعی: شخص در شگفتی و حیرت از ویژگیهای او مانده، بهطوری که درک و شناخت او فراتر از تواناییهای اوست.
شد میان من و شب از کم و بیش
سخنی چند حسب حالت خویش
هوش مصنوعی: در دل شب، گفتگویی میان من و آن شب در مورد کمبودها و فراوانیهای زندگی رخ داد، که به حال و وضعیت من بستگی داشت.
شب روشندل سیهجامه
گفت: «خامی مکن بزن خامه
هوش مصنوعی: دل شب که لباس سیاه بر تن دارد، گفت: «غفلت نکن و با دستخط خود بر این صفحه بنویس.»
نظم کن ماجرای من با روز
ندهم مهلت این شبت تا روز
هوش مصنوعی: نظم و ترتیب بده به داستان من، به طوری که شب را به من مهلت ندهی تا روز بیاید.
نامه نظم تو بهانه کنم
قصهای پیش شه روانه کنم
هوش مصنوعی: من نامهای زیبا از دیوانگی تو مینویسم و آن را به شکل داستانی به شاه میفرستم.
تا مرا از عذاب برهاند
دادم از آفتاب بستاند»
هوش مصنوعی: برای آنکه از عذاب رهایی یابم، چیزی از زیباییهای زندگی را به او بخشیدم.
گفتم: «اندر حضور به باشد
تا که برحقتر و فره باشد
هوش مصنوعی: گفتم: «در جمع و در کنار هم بهتر است تا که حق روشنتر و شادابتر شود.»
بیتوسط سخن نیاید راست
متوسط میان خوف و رجاست
هوش مصنوعی: سخن بهطور مستقیم نمیتواند درست باشد؛ بلکه باید بین ترس و امید، تعادل برقرار کرد.
تا توسط میان ما نشود
حق و باطل ز هم جدا نشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که حقیقت و نادرستی از یکدیگر مشخص نشوند و بین ما فاصلهای وجود نداشته باشد، نمیتوانیم به درک روشنی برسیم.
ماجرا هردو در میان آرید
گر به انصاف و داد بسپارید
هوش مصنوعی: اگر هر دو طرف داستان را مطرح کنید و آن را به انصاف و عدالت بسپارید، ماجرا به خوبی حل خواهد شد.
ورنه زان پس به بارگاه روید
هردو با هم به دادخواه روید»
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، پس از این، هر دو به کاخ سلطنتی میروند و به دنبال عدالت میگردند.
گفت: «اضداد جمع کی بودهست؟
راه شب پیش شمع کی بودهست؟
هوش مصنوعی: سوال میکند: «چه زمانی جمع ضدها وجود داشته است؟ و کی شب در کنار شمع قرار گرفته؟»
هرکجا من درآیم او برود
هرگز این ماجرا نکو نرود»
هوش مصنوعی: هر کجا که من حضور پیدا کنم، او نیز میرود و این وضعیت هرگز به خوبی پیش نمیرود.
از سیاهان مطبخی در حال
نامزد کرد قاصدی چو نکال
هوش مصنوعی: در حال حاضر، در میان کسانی که در صف انتظارند و در آتش اشتیاق قرار دارند، خبررسانی در حال انجام است که نشان میدهد خبرهایی تازه و مهم در راه است.
قاصد آنگه پیام برد و برفت
همچو دود سیه به تاب و به تفت
هوش مصنوعی: پیامرسان به سرعت رفت و ناپدید شد، مانند دودی سیاه که به شدت میرقصد و به آرامی محو میشود.
چون به مشرق رسید صبح بتافت
بیش رفتن دگر مجال نیافت
هوش مصنوعی: وقتی صبح به سمت شرق رسید و نورش آغاز شد، دیگر فرصتی برای ادامه رفتن باقی نماند.
باز گردید همچو باد دَبور
در زمانی برفت راهی دور
هوش مصنوعی: بازگردید مانند باد تند که در زمانی طولانی به سفر رفته است.
آمد و زینهار خواست ظلوم
که: «نرفتهست پیش آتش موم
هوش مصنوعی: او آمد و از مظلوم درخواست کرد که: «موم پیش آتش نرفته است.»
نیستم مرد این رساله و راه
عذر عجزم ز عفو خویش بخواه»
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر میگوید که من اهل این موضوع نیستم و نمیتوانم در این زمینه خوب عمل کنم. از این رو، از تو میخواهم که عذر کمتوانیام را ببخشی.
چون بدانست شب که معذور است
عجز موسی و آتش طور است
هوش مصنوعی: وقتی شب فهمید که ناتوانی موسی به خاطر شرایط خاص است و آتش در کوه طور وجود دارد، معذور نیست.
گفت: «هان، مصلحت چه میبینی؟
سلطنت کی رود به سِکینی
هوش مصنوعی: او پرسید: «به نظر تو چه چیزی برای مصلحت است؟ آیا سلطنت آرامش خواهد یافت؟»
هست این کار کار ناباکی
باد در چشم او زند خاکی»
هوش مصنوعی: این کار از جانب ناباکی است و مانند گرد و غبار در چشمان او تأثیر میگذارد.
گفتم: «این را به پای باد صباست
هر که دیگر رود به دست هباست»
هوش مصنوعی: گفتم: «این چیزها به خاطر نسیم خوش عطر صباست و هر کس به غیر از آن برود، به دست بادی بیفایده خواهد افتاد.»
باد را در زمان طلب فرمود
تا بدان بندگی قیام نمود
هوش مصنوعی: باد را خواست تا به امرش پاسخ دهد و به اطاعت از او بپردازد.
درد را چون نبود درمانش
بست حالی کمر به فرمانش
هوش مصنوعی: وقتی دردی وجود دارد و درمانی برای آن نیست، باید با آن کنار بیایی و خود را برای پذیرش شرایط آماده کنی.
در میان شد مقدّم نقبا
قُدوۀ سالکان برید صبا
هوش مصنوعی: در میان جمع، پیشوایان قرار گرفتند و راهنمایی برای سالکان دینی که به سوی حقیقت میروند، درخشان بود. وزش نسیم نیز این فضا را تلطیف میکند.
پیشم آمد پس از سؤال و جواب
آخرالامر بر طریق صواب
هوش مصنوعی: پس از پرسش و پاسخ، در نهایت حقیقتی به راستی درست برایم روشن شد.
گفت: «من بیغرض میان بندم
که به خیر است قطع و پیوندم»
هوش مصنوعی: او گفت: «من بدون هیچ نیت خاصی در بین این دو رابطهای برقرار میکنم که شاید به نفع باشد و به قطع یا پیوند برخیزد.»
با شب این مصلحت قرار گرفت
هم بر این طالع اختیار گرفت
هوش مصنوعی: با شب به توافق رسید و برای سرنوشت خود انتخابی انجام داد.