برگردان به زبان ساده
قوی همّتی از رجال کِبار
که بر وعظ بردی به سر روزگار
هوش مصنوعی: بزرگ مردانی با اراده قوی وجود دارند که در دوران سخت زندگی، به سخنرانی و اندرز به دیگران پرداختهاند.
به اصحاب تنبیه کردی مدام
که از نفس باید کشید انتقام
هوش مصنوعی: به دوستان و آشنایان دائم یادآوری میکنی که باید از نفس خود انتقام بگیرند.
بکوشید تا گر ز ساقی دَوْر
به نوبت رسد با شما جام جَوْر
هوش مصنوعی: تلاش کنید تا در زمان مناسب و با رعایت نوبت، از دست ساقی جامی پر از شراب بنوشید.
توانید در کام جان ریختن
نه جستن به سستی، نه بگریختن
هوش مصنوعی: میتوانید با اقتدار و قوت در برابر مشکلات ایستادگی کنید، نه اینکه به راحتی کنار بکشید یا فرار کنید.
برابر گره بستن از تلخ و شور
نه مردی بُوَد گر فقیری مشور
هوش مصنوعی: اگر کسی فقط به تلخی و سختیهای زندگی توجه کند و امیدی نداشته باشد، به او مردی نمیتوان گفت، حتی اگر فقیر باشد.
مگر شیخ را مادر اندر گذشت
مزاج وقار و قرارش بگشت
هوش مصنوعی: آیا ممکن است مادر شیخ از دنیا رفته باشد، چون حالت آرامش و سکون او تغییر کرده است؟
فتاد آتش رقّتش در نهاد
ز چشم آب حسرت به رُخ برگشاد
هوش مصنوعی: آتش عشق و محبتش در وجودش نمایان شد، به گونهای که اشکهای حسرت از چهرهاش جاری گشت و به خوبی این احساس را آشکار کرد.
مریدانْش در گفت و گوی آمدند
هنرمند را عیب جوی آمدند
هوش مصنوعی: دوستان و پیروان او در حال گفتگو هستند و به دنبال نقصها و عیبهای هنرمند میگردند.
که اصحاب را وعظ گفتی و پند
ترا هیچ ازینها نیامد پسند
هوش مصنوعی: شما به دوستانتان نصیحت و پند میدهید، اما هیچ یک از این نصایح برای شما خوشایند نیست.
نصیحت مگر جمله بر گفته ای
یکی بهر خود باز نگرفته ای
هوش مصنوعی: نصیحت فقط یک حرف نیست که هر کسی برای دیگران بزند؛ باید هر کس به این سخنان خودش هم توجه کند و برای خودش هم آن را در نظر بگیرد.
بدیشان چنین گفت اصحاب کار
کزین نیز باید گرفت اعتبار
هوش مصنوعی: به آنها چنین گفت که از این کار هم باید اهمیتی قائل شد و آن را جدی گرفت.
ز غم جان همسایه پر دَرد بود
بر آتش ز مرگ زن و مرد بود
هوش مصنوعی: غم و اندوه همسایه باعث درد و رنج او شده و این ناراحتی همچون آتشی است که از مرگ زن و مرد بر میخیزد.
از ایشان به ما جز خبر نامدی
نم از چشم و سوز از جگر نامدی
هوش مصنوعی: از آنها جز خبرهای بد به ما نرسیده است، نه از چشمانشان نشانی داریم و نه از دلسوزیهایشان.
کنون درد همسایه بر جان ماست
مرا بد فراقی که همسایه راست
هوش مصنوعی: الان درد و رنج همسایه بر قلب من سنگینی میکند، زیرا دوری از او برایم بسیار سخت است.
هنوز آنک هرگز نخور دست مَی
به جز نام مستی نداند ز مَی
هوش مصنوعی: هنوز کسی که هرگز جرعهای از شراب نچشیده، تنها نام مستی را میداند و نمیتواند طعم واقعی آن را درک کند.
چه غم دارد آسوده از دردمند
نبخشود قصّاب بر گوسپند
هوش مصنوعی: چه نیازی به نگرانی است وقتی که دلسوزی در کار نیست، مثل قصابی که به گوسفند آسیبی نمیزند و راحت است.
نیفتاده در درد و ناخسته حلق
ندارد خبر زین دو بیچاره خلق
هوش مصنوعی: کسی که در رنج و درد نیست، از مشکلات و مصائب دیگران بیخبر است و نمیداند چه بر سر آنها میآید.
تماشا کنان بر لب قُلْزُمی
نه در موج طوفان، از آن بی غمی
هوش مصنوعی: به آرامی و بدون نگرانی به تماشای زندگی و زیباییهای آن بنشین، حتی در سختترین شرایط و مشکلات.
توان دید بازی بسی بر کنار
توان کرد نظّاره کارزار
هوش مصنوعی: میتوان بسیار از فاصله دید و به تماشای نبرد پرداخت.