برگردان به زبان ساده
براهیم ادهم به حمام بود
مگر احتیاجش به حجام بود
هوش مصنوعی: ابراهیم ادهم به حمام میرفت، مگر اینکه به حجامت نیاز داشت.
تراشنده گفتش که خیزای فقیر
برین تخته یک ساعت آرام گیر
هوش مصنوعی: تراشنده به او گفت: ای فقیر، روی این تخته بمان و یک ساعت آرامش پیدا کن.
گرت نیست چیزی بمزد تراش
بحل کردمت من مشوش مباش
هوش مصنوعی: اگر چیزی برای تو نمانده است و تو ناراحت هستی، من تو را از این نگرانی آزاد کردم، پس دیگر نگران نباش.
همین تا به جای معین نشست
یکی دیگر آمد پشیزی به دست
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که شخصی در یک مکان مشخص قرار گرفته است و ناگهان فرد دیگری با یک پول جزئی به آنجا میآید.
ازو بستد استاد و مشغول شد
براهیم از تخته معزول شد
هوش مصنوعی: او از استاد خود جدا شد و به فعالیت مشغول شد و در نتیجه از مقام خود کنار گذاشته شد.
سه بارش چنین با سر تخته برد
به پولی سر دیگر می سترد
هوش مصنوعی: سری که به تخته برخورد کرد، با سه بار نواختن، سر دیگر را به آرامی پاک کرد.
مگر دیو غیرت برو راه زد
از آن تخته بر جست و یک آه زد
هوش مصنوعی: شاید حس غیرت مانند یک دیو از آن تخته به سمت ما پرید و فقط یک آه کشید.
به دل بر گذشتش که این خود منم
کزین سان به کام دل دشمنم
هوش مصنوعی: به دلش خطور کرد که این خود من هستم که با این شیوه، به خواستههای دشمنم پاسخ میدهم.
جدا گشته از پادشاهی و ناز
چنین اوفتاده به فقر و نیاز
هوش مصنوعی: او از مقام پادشاهی و زیبایی جدا شده و حالا در فقر و نیاز به سر میبرد.
مرا بخت بی تخت و بی تاج کرد
به یک پول مغشوش و محتاج کرد
هوش مصنوعی: سرنوشت من را به جایی رساند که نه مقام و جایگاهی دارم و نه ثروتی. همه اینها به خاطر یک پول ناپاک و ناچیز بود که در زندگیام وارد شد و باعث گرفتاریام شد.
ز گرمابه بیرون شد از غبن و ننگ
دل از بخت برگشته با خود بجنگ
هوش مصنوعی: از حمام بیرون آمد و احساس خجالت و شرمندگی دارد، دلش با سرنوشت بدش در حال مبارزه است.
روان شد ز بس غصه و تفت و تاب
همی رفت دلخسته بی نان و آب
هوش مصنوعی: انسان از شدت غم و اضطراب به حالتی روان و بیتاب درآمده و از شدت دلسختی، بدون غذا و آب در حال زندگی است.
به بیچارگی در بیابان بماند
سراسیمه یک روز حیران بماند
هوش مصنوعی: در بیابان، فردی در وضعیتی ناامید و آشفته باقی میماند و به مدت یک روز در سردرگمی و گیجی سپری میکند.
چو با او نمودند او را که کیست
برو امتحان کردن از بهر چیست
هوش مصنوعی: وقتی به او نشان دادند که چه کسی است، برای چه چیزی او را آزمایش کردند.
بدو هاتفی ناگه آواز داد
که دولت به مقصد رهت باز داد
هوش مصنوعی: ناگهان صدای یک فرشته یا موجودی شنیدم که گفت: "خوشبختی و موفقیت دوباره به راهت برگشته است."
چه وسواس زد دست در دامنت
که پولی سیه میشود رهزنت
هوش مصنوعی: چرا اینقدر در کارهای تو وسواس به خرج میدهی که باعث میشود فرصتها و منابعات از دست بروند و این امر برای دیگری به نفع میشود؟
هنوز این زمانت خبر کرده اند
ز نو با سر تخته آورده اند
هوش مصنوعی: هنوز خبر از زمانت آمده است و دوباره با سر تخته (یا کلمه ای شبیه به آن) وارد شدهاند.
گرت با سر تخته بردند باز
چو طفلان نازک مرنج و مناز
هوش مصنوعی: اگر تو را همچون کودکان نازکدل و حساس با سر تختهای بزنند، نگران و مشاجره نکن.
بدان تخته دادند مردان خاص
ز دریا و بود و نبودت خلاص
هوش مصنوعی: به افراد ویژه این امکان را دادند که از دریا عبور کنند و از وجود و عدم خود رها شوند.
چو بشنید آواز هاتف بدرد
بنالید و چندی مناجات کرد
هوش مصنوعی: وقتی صدای ندا دهنده را شنید، به اندوه درآمد و لحظهای به دعا و مناجات پرداخت.
سر عذر بنهاد و بر پای خاست
دگر باره راهش نمودند راست
هوش مصنوعی: او به معذرتخواهی پرداخته و دوباره ایستاد؛ سپس مسیرش را به درستی مشخص کردند.
کسی را که شد اختیارش ز دست
نشاید به آرام جایی نشست
هوش مصنوعی: کسی که کنترل و اختیار خود را از دست داده، نباید در جایی آرام و بیدغدغه قرار بگیرد.
چو او را به یک بار ازو بستدند
وجود و عدم هر دو بر هم زدند
هوش مصنوعی: وقتی او را به سرعت از همه چیز محروم کردند، وجود و عدم هر دو در یکدیگر آمیختند.
به چیزی دگر چون کند باز میل
چه مقصود چون خانه بربود سیل
هوش مصنوعی: به چیز دیگری چگونه میتوان میل ورزید، وقتی که سیل خانه را ویران کرده است؟
اگر دل کنی با اولوالامر راست
اقالیم خدمت مسلم تراست
هوش مصنوعی: اگر از کسانی که دارای قدرت و اختیارات هستند، جدا شوی، به راستی که انجام وظایف تو در راستای خدمت به مسلمانان خواهد بود.