برگردان به زبان ساده
شه به ناز و نشاط شد مشغول
کز ده و گیر گشته بود ملول
هوش مصنوعی: پادشاه به شادی و خوشحالی مشغول شد؛ زیرا از دغدغهها و مشکلات دیروز رهایی یافته بود و حالا احساس راحتی میکند.
کار هریک چنانکه بود به ساخت
پس به تدبیر کار خود پرداخت
هوش مصنوعی: هر کسی بر اساس تواناییها و ویژگیهایی که دارد، به وظیفهاش میپردازد و سپس به مدیریت و ساماندهی کارهای خود مشغول میشود.
به فراغت به کام دل بنشست
دشمنان زیر پای و می در دست
هوش مصنوعی: با آرامش و خوشحالی، شخصی بر جای خود نشسته و دشمنانش را زیر پا دارد، در حالی که در دستش جام شراب است.
یادش آمد حدیث آن استاد
کان صفت کرده بود پیشین یاد
هوش مصنوعی: او یادش آمد که آن استاد درباره ویژگیهای گذشته صحبت کرده بود.
وان سراچه که هفت پیکر بود
بلکه ارتنگ هفت کشور بود
هوش مصنوعی: آن خانهای که هفت پیکر در آن بود، در واقع نمایانگر هفت سرزمین بود.
مهر آن دختران حور سرشت
در دلش تخم مهربانی کشت
هوش مصنوعی: دوست داشتن و محبت آن دختران همچون حوریان در دل او جوانه زده است.
کورش آنگه ز هفت جوش نشست
کامد آن هفت کیمیاش به دست
هوش مصنوعی: کورش در نهایت بر تخت سلطنت نشست و آن هفت گنجینه گرانبهایش به دستش رسید.
اولین دختر از نژاد کیان
بود لیکن پدر شده ز میان
هوش مصنوعی: او اولین دختر از نسل کیان بود، اما پدرش از میان رفت.
خواستش با هزار خواسته بیش
گوهری یافت هم ز گوهر خویش
هوش مصنوعی: او در پی خواستههای بسیار، گوهری یافت که از خود او نیز باارزشتر بود.
پس به خاقان روانه کرد برید
برخی از مهر و برخی از تهدید
هوش مصنوعی: پس فردی را به خاقان فرستادند تا هم از محبت و دوستی سخن بگوید و هم تهدیدهایی را مطرح کند.
دخترش خواست با خزانه و تاج
بر سر هردو هفت ساله خراج
هوش مصنوعی: دخترش درخواست کرد که با گنجینه و تاجی بر سر، هر دو هفتساله هزینهای را پرداخت کنند.
داد خاقان خراج و دختر و چیز
حمل دینار و گنج گوهر نیز
هوش مصنوعی: خاقان مالیات و دختر و چیزهای دیگری را به عنوان بخشی از دینار و گنج و جواهرات پرداخت کرد.
وانگهی ترکتاز کرد به روم
در فکند آتشی دران بر و بوم
هوش مصنوعی: سپس او با سرعت به سوی روم حمله کرد و آتشی را در آن دیار روشن ساخت.
قیصر از بیم بر نزد نفسی
دخترش داد و عذر خواست بسی
هوش مصنوعی: قیصر به خاطر ترسش از یک نفس، دخترش را به او داد و چندین بار از او عذرخواهی کرد.
کس فرستاد سوی مغرب شاه
با زر مغربی و افسر و گاه
هوش مصنوعی: کسی را به سمت مغرب فرستاد، او هدیههایی از طلا و تاج و جواهر به همراه داشت.
دخت او نیز در کنار آورد
زیرکی بین که چو به کار آورد
هوش مصنوعی: دختر او نیز باهوش و زیرک است، چرا که وقتی به کار میرسد، تواناییها و قابلیتهایش را به خوبی به نمایش میگذارد.
چون سهی سرو برد ازان بستان
رفت از آنجا به ملک هندستان
هوش مصنوعی: سرو بلند و زیبا از آن باغ بیرون رفت و به سرزمین هند رفت.
دختر رای را به عقل و به رای
خواست و آورد کام خویش به جای
هوش مصنوعی: دختر رای با خرد و اندیشه انتخاب کرد و خواستهی خود را به دست آورد.
قاصدش رفت و خواست از خوارزم
دختر خوب روی در خور بزم
هوش مصنوعی: پیامرسانی رفت و از خوارزم دختری زیبا و مناسب برای مهمانی خواست.
همچنان نامه کرد بر سقلاب
خواست زیبا رخی چو قطره آب
هوش مصنوعی: او نامهای نوشت و به دلخواه خود، خواست که چهرهای زیبا مانند قطره آب داشته باشد.
چون ز کشور خدای هفت اقلیم
هفت لعبت ستد چو در یتیم
هوش مصنوعی: وقتی که از سرزمین خداوند، که هفت اقلیم را در بر میگیرد، هفت بازیچه گرفت، مانند یتیمی است که در جستجوی محبت و بازیهای خود است.
از جهان دل به شادمانی داد
داد عیش خوش و جوانی داد
هوش مصنوعی: زندگی پر از شادی و خوشی است و جوانی فرصتی است که باید از آن بهره برد.