برگردان به زبان ساده
بس کن ای جادوی سخن پیوند
سخن رفته چند گویی چند؟
هوش مصنوعی: بس کن ای جادوی کلام، دیگر از پیوندهای سخنان گذشته چه میگویی و چه میکنی؟
چون گل از کام خود برآر نفس
کام تو عطرسای کام تو بس
هوش مصنوعی: زمانی که به لطف و زیبایی خود میرسید، مانند گلی که از دهانش عطر پراکنده میکند، تو هم میتوانی با کلام و رفتار خود عطر خوشی را به اطراف بپاشی.
آنچنان رفت عهد من ز نخست
باکه؟ با آنکه عهد اوست درست
هوش مصنوعی: چرا وعده من از ابتدا اینگونه بیوفا شد؟ با اینکه وعده او حقیقی و درست است.
کهآنچه گوینده دگر گفتهست
ما به می خوردنیم و او خفتهست
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که ما به سخنان گوینده دیگر گوش نمیدهیم و به جای آن مشغول نوشیدن میباشیم، در حالی که او در خواب است و از ما بیخبر است.
بازش اندیشه مال خود نکنم
بد بوَد، بد خصال خود نکنم
هوش مصنوعی: من بر رفتار بد خود و افکار ناپسندم فکر نمیکنم، زیرا این کار برای من زیانآور و نیکو نیست.
تا توانم چو باد نوروزی
نکنم دعوی کهندوزی
هوش مصنوعی: تا وقتی که توانایی دارم، مانند باد بهاری عمل میکنم و ادعای قدیمی بودن نمیکنم.
گرچه در شیوهٔ گهر سفتن
شرط من نیست گفته واگفتن
هوش مصنوعی: هرچند که به روش من طلا را گرفتن شرط نیست، اما گفتن و شنیدن اهمیت دارد.
لیک چون ره به گنجخانه یکیست
تیرها گر دو شد نشانه یکیست
هوش مصنوعی: اما چون مسیر به سوی گنجینه یکی است، اگر حتی تیرها دو تا هم باشند، هدف یکی خواهد بود.
چون نباشد ز بازگفت گزیر
دانم انگیخت از پلاسْ حریر
هوش مصنوعی: وقتی که امکان تکرار و بازگویی وجود نداشته باشد، میدانم که از پارچهٔ نازک و لطیف حریر، چیزی تهیه کردهام.
دو مُطرّز به کیمیای سخن
تازه کردند نقدهای کهن
هوش مصنوعی: دو شاعر با هنر کلام خود جادو کردند و آثار قدیمی را به شکل تازهای عرضه کردند.
آن ز مس کرد نقره نقرهٔ خاص
وین کند نقره را به زر خلاص
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چیزی که در ابتدا به نظر معمولی و کمارزش میرسد (مانند نقرهای که به مس تبدیل شده)، در واقع میتواند به چیزی ارزشمندتر و خاصتر تبدیل شود (مانند نقرهای که به طلا تبدیل میشود). این تغییر نشاندهندهی امکان تحول و ارتقاء در زندگی و خواص چیزهاست.
مس چو دیدی که نقره شد به عیار
نقره گر زر شود شگفت مدار
هوش مصنوعی: وقتی مس را میبینی که به نقره تبدیل شده، اگر طلا هم شود نباید تعجب کنی.
عقدپیوند این سریر بلند
این چنین داد عقد را پیوند
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف پیوندی عمیق و محکم اشاره دارد که در زندگی یا رابطهای خاص وجود دارد. به نوعی بیان میکند که این پیوند، باعث استحکام و تداوم یک وضعیت یا مقام بلند میشود. در واقع، این ارتباط یا اتحاد، باعث میشود که زندگی یا موقعیت، شکل واقعی و ارزشمندش را پیدا کند.
که چو بهرامگور گشت آگاه
زانچ بیگانهای ربود کلاه
هوش مصنوعی: زمانی که بهرامگور متوجه شد که بیگانهای کلاه او را دزدیده، به آگاهی رسید.
بر طلب کردن کلاه کیان
کینه را در گشاد و بست میان
هوش مصنوعی: در جستجوی کلاهی که به دیگری تعلق دارد، نباید میان آنچه که به آسودگی به دست میآید و آنچه که دشوار است، تفاوت قائل شد.
داد نُعمان مُنذِرش یاری
در طلب کردن جهانداری
هوش مصنوعی: نُعمان، درخواستی از منذر کرد تا در جستجوی کمک برای رسیدن به فرمانروایی و قدرت باشد.
گنج از آن بیشتر که شاید گفت
گوهر افزون از آنکه شاید سفت
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که ارزش و گنجینههایی که در اختیار داریم ممکن است از آنچه تصور میکنیم، بیشتر باشد. همچنین نشان میدهد که چیزهای باارزش و گرانبها همیشه در دسترس نیستند و نیازمند تلاش و جستجو برای یافتن و کسب آنها هستیم.
لشگر انگیخت بیش از اندازه
کینهور تیز گشت و کین تازه
هوش مصنوعی: ارتش به دلیل کینهای که داشت، به قدری تقویت شد که به شدت آماده انتقام شد و کینهای نو زنده کرد.
از یمن تا عَدَن ز روی شمار
در هم افتاد صدهزار سوار
هوش مصنوعی: در سرزمین یمن تا شهر عدن، به تعداد بسیار زیادی سواران از هم پراکنده شدند و در هم ریختند.
همه پولادپوش و آهنخای
کینکِش و دیوبند و قلعهگشای
هوش مصنوعی: همه آرایش جنگی دارند و آماده نبرد هستند، به شکلی که همگی در زرهپوش و با قدرت، آماده مقابله با دشمن و فتح قلعهها هستند.
هر یکی در نورد خود شیری
قایم کشوری به شمشیری
هوش مصنوعی: هر شخصی در زمینه خود یا در مهارتهایش توانمندی و قدرت خاصی دارد که میتواند بر دیگران تسلط یابد یا بر اوضاع غالب شود.
در روارو فتاد موکب شاه
نم به ماهی رسید و گرد به ماه
هوش مصنوعی: در این بیت، به توصیف لحظهای از سفر یا حرکت گروهی اشاره شده است. گروهی که در مسیر خود به شاه میرسند و نشاط و زیبایی را همچون درخشش ماه میبینند. در حقیقت، زیبایی و شکوه در این لحظه در هم آمیخته است و به وضوح حس خوشایندی از شاهدی بر سر راه خود احساس میشود.
ناله کرنای و رویین خُم
در جگر کرده زَهرهها را گم
هوش مصنوعی: ناله کردن و زاری کردن از درد، مانند خمی است که در دل خود زهر را پنهان کرده و جان و روح را به درد میآورد.
کوس رویین بلند کرد آواز
زخمه بر کاسه ریخت کاسهنواز
هوش مصنوعی: صدای تاری بلند شد و نوازنده با ضربههای خود بر روی کاسه، آهنگ را نواخت.
کوه و صحرا ز بس نفیر و خروش
بر طبقهای آسمان زد جوش
هوش مصنوعی: کوه و دشت به خاطر صدای بلند و نالههام، به تلاطم و جنبش در آسمان دچار شدهاند.
لشگری بیشتر ز مور و ملخ
گرمکینه چو آتش دوزخ
هوش مصنوعی: سپاهی که از مگس و ملخ بیشتر است، با خشم و کینهای داغ مانند آتش جهنم میجنگد.
پایگهجوی تخت شاه شدند
وز یمن سوی تختگاه شدند
هوش مصنوعی: پایگاه جویان به سراغ تخت شاه رفتند و از یمن به سمت مکان تخت سلطنتی حرکت کردند.
آگهی یافت تختگیر جهان
کهاژدهایی دگر گشاد دهان
هوش مصنوعی: جهان دریافت که خطر جدیدی ایجاد شده است، مانند اینکه یک اژدها بار دیگر دهانش را گشوده و تهدیدی جدید به وجود آورده است.
بر زمین آمد آسمان را میل
وز یمن سر برآورید سهیل
هوش مصنوعی: آسمان به زمین نزدیک شد و سهیل، ستارهای درخشان، از سمت یمن نمایان گشت.
شیر نر پنجه برگشاد به زور
تا کند خصم را چو گور به گور
هوش مصنوعی: شیر نر با قدرت و شجاعت، به روی دشمنش حمله میکند و او را مانند گوری که به زیر زمین میرود، از میان برمیدارد.
تخت گیرد کلاه بستاند
بنشیند غبار بنشاند
هوش مصنوعی: کسی که بر اساس مقام و موقعیت خود به آرامش میرسد و در جایگاهش استراحت میکند، در سایهی او مشکلات و نگرانیها فروکش میکند و به آرامش آید.
نامداران و موبدان سپاه
همه گرد آمدند بر در شاه
هوش مصنوعی: تمام سرداران و روحانیون سپاه دور هم گرد آمدهاند و بر در خانهی شاه ایستادهاند.
انجمن ساختند و رای زدند
سرکشی را به پشت پای زدند
هوش مصنوعی: جمعی دور هم gathered شدند و در مورد نافرمانی بحث کردند و تصمیم گرفتند که آن را سرکوب کنند.
رای ایشان بدان کشید انجام
که نویسند نامه بر بهرام
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که تصمیم و نظر کسی باعث شد که نامهای به بهرام نوشته شود. به طور کلی، نشاندهندهی تأثیر نظرات و خواستههای افراد بر دیگران و اتفاقات است.
هرچه فرمود عقل بنوشتند
پوست ناکنده دانه را کشتند
هوش مصنوعی: هر چیزی که عقل میگوید، نوشته میشود و آنچه به عمل میرسد، به ثمر مینشیند.
کاتب نامه سخن پرداز
در سخن داد شرح حال دراز
هوش مصنوعی: نویسنده نامه با سخنوری، زندگینامهای مفصل را برایم بیان کرد.
نامه چون شد نبشته پیچیدند
رفتن راه را بسیچیدند
هوش مصنوعی: زمانی که نامه نوشته شد، راه را به شکلی مطمئن و محکم بستند و آماده رفتن شدند.
چون رسیدند و آمدند فرود
شاه نو را زمانه داد درود
هوش مصنوعی: زمانی که شاه نو به زمین آمد و مردم به او رسیدند، زمانه به او سلام و درود فرستاد.
حاجبان دل به کارشان دادند
بار جستند و بارشان دادند
هوش مصنوعی: نگهبانان دل مشغول کار خود شدند و تلاش کردند تا بار احساسات و دغدغههایشان را بر دوش بگذارند.
داد بهرام شاه دستوری
تا فراتر شوند ازان دوری
هوش مصنوعی: بهرام شاه دستوری صادر کرد تا از آن فاصله دورتر بروند.
پیش رفتند با هزار هراس
سجده بردند و داشتند سپاس
هوش مصنوعی: با وجود هزاران ترس و نگرانی، به جلو رفتند و سجده کردند و از این بابت سپاسگزاری کردند.
آن کهزآنجمله گویِ دانش بُرد
بر سر نامه بوسه داد و سپرد
هوش مصنوعی: کسی که از جمع دانشمندان برتری یافته، بر روی نامهای بوسه زد و آن را به کسی سپرد.
نامه را مهر برگشاد دبیر
خواند بر شهریار کشورگیر
هوش مصنوعی: دبیر نامه را باز کرد و آن را برای پادشاهی که کشور را به دست گرفته بود، خواند.