مفردات
نشاط اصفهانی
»
دیوان اشعار
»
مفردات
شمارهٔ ۱ : با هزار امید درد دل چو گفتم با طبیب
شمارهٔ ۲ : ز دردش مُردم و آگه نشد، خوش وقت بیماری
شمارهٔ ۳ : بینم ز قفس جانب گلزار چو مرغی
شمارهٔ ۴ : باز خون دلم از چشم روانست بروی
شمارهٔ ۵ : ز خود رازی که پنهان داشتم عمری چه دانستم
شمارهٔ ۶ : بگریه گفتمش این عهد را وفایی هست
شمارهٔ ۷ : وقتی گذر فکند بمن کاروان عشق
شمارهٔ ۸ : فکر شیرین همه آزار دل خسرو بود
شمارهٔ ۹ : شبست و دیده ی گردون بخواب و در بر یار
شمارهٔ ۱۰ : سحر را در بر اعجاز کجا پای درنگ است
شمارهٔ ۱۱ : حسرت کشتن من در دل او مردم و ماند
شمارهٔ ۱۲ : باشد ز هزار لطف خوشتر
شمارهٔ ۱۳ : نه غارت خزان و نه غوغای زاغ دید
شمارهٔ ۱۴ : از آتش دل و سیلاب دیده پیدا بود
شمارهٔ ۱۵ : خود را مگر باو بفروشم و گرنه من
شمارهٔ ۱۶ : گفتم که کاش غیر ترا همنشین نبود
شمارهٔ ۱۷ : گفتم خلاف وعده مکن ترک وعده گفت
شمارهٔ ۱۸ : صد نکته جز آزردن ما داشت زلطفش
شمارهٔ ۱۹ : گفتمش دل ز غم عشق تو خون خواهد شد
شمارهٔ ۲۰ : گیرم که مرا غیر بکویت ندهد جا
شمارهٔ ۲۱ : دیدن نگذارند بر وی گل و باشد
شمارهٔ ۲۲ : بنمود روی خویش چو چشمم پر آب دید
شمارهٔ ۲۳ : خواست ناصح تا دهد تسکین من از اضطراب
شمارهٔ ۲۴ : شادمان غیر به الطاف تو، من شادم ازین
شمارهٔ ۲۵ : ز بهر کشتن من گر بهانه میجویی
شمارهٔ ۲۶ : او ز وصل شمع سوزد من ز هجر روی یار
شمارهٔ ۲۷ : بدام اندیشه از گلشن بگلشن بیم از دامم
شمارهٔ ۲۸ : میروم تا چه کند مکرمت باده فروش
شمارهٔ ۲۹ : ناصح این روی ببین منع من از یار مکن