برگردان به زبان ساده
الهی اکبر از تو اصغر از تو
بخون آغشتگانم یکسر از تو
هوش مصنوعی: ای خدا تو بزرگترین هستی و من کوچکترین. از توست که خونآلودگان به کاملی میرسند.
اگر صد بار دیگر بایدم کشت
حسین از تو سر از تو خنجر از تو
هوش مصنوعی: اگر هزار بار دیگر هم مجبور باشم حسین را بکشم، برای من به منزله توست که از تو خنجر برمیدارم.
قضای تو چو بروفق تقاضا است
بزشت و خوب دادی آنچه خود خواست
هوش مصنوعی: هر چیزی که تو مقدر کردهای با خواستهام همخوانی دارد و زمان در گذشت، تو آنچه را که خود میخواستم به خوبی دادند.
الهی حنجر از من خنجر از شمر
نصیب خود برد از تو کج و راست
هوش مصنوعی: ای خدا، در مورد من، صدای شیرین و دلنشین و همچنین کینه و دشمنی شمر به خود اختصاص یافته است. تو خود راست و مستقیم را بر من منعم فرما.
چنان سرگرم صهبای الستم
که سر از پا ندانم بسکه مستم
هوش مصنوعی: چنان در شوری و حال غرق شدهام که نمیدانم کجا هستم و چه میکنم، به حدی که کاملاً مست و غافل شدهام.
همین دانم که از بهر نثارت
بدست انگشتری مانده است و دستم
هوش مصنوعی: میدانم که فقط به خاطر تو، انگشتری در دستم باقی مانده است.
بلائی کز توام ای داور آید
مرا از نکهت جان خوشتر آید
هوش مصنوعی: هر بلایی که از سوی تو به من برسد، برایم از خوشبو بودن جانم دلپذیرتر خواهد بود.
بمیدان وفا من بی سر آیم
بسویت عاشقان گر باسر آید
هوش مصنوعی: به میدان عشق میآیم بیسر، در حالی که عاشقان با سر میآیند.
تماشا پای شوقم برده از جا
سراپا گشته ام غرق تجلّی
هوش مصنوعی: هواپرست شوقی شدهام که تمام وجودم را تحت تأثیر قرار داده و غرق در زیباییها و جلوههای آن هستم.
در اثباتت ز نفی لا گذشتم
شدم خود عین استثنای الا
هوش مصنوعی: در اثبات وجود تو، از نفی چیزهای دیگر عبور کردم و به این نتیجه رسیدم که خود تو، تنها استثنا هستی.
برای قتل من خصم کج اندیش
کشیده لشگر کین از پس و پیش
هوش مصنوعی: خصم نادرست و بدبین من برای کشتن من، ارتش انتقام را از هر طرف آماده کرده است.
یکی سر میبرد از من یکی دست
من از ذوق تجلّی رفته از خویش
هوش مصنوعی: کسی به خاطر عشق و شوقی که به من دارد، به من آسیب میزند و من به خاطر شگفتی ناشی از آن عشق، از خودم بیخود شدهام.
بدل تا سر خط مهرت نوشتم
همه بود و نبود از دست هشتم
هوش مصنوعی: من تمام احساسات و افکارم را دربارهٔ عشق تو در یک خط نوشتهام، اما این نامه تنها داستانی از وجود و عدم وجود من در سایهٔ عشق توست.
ز تو بود آنچه در راه تو دارم
که من از خویشتن تخمی نکشتم
هوش مصنوعی: آنچه که در مسیر تو دارم، از تو نشأت گرفته است و من هیچ چیزی از خودم نپروراندهام.
الهی با تو آن عهدی که راندم
بحمدالله بسر منزل رساندم
هوش مصنوعی: پروردگارا، به تو قسم که پیمانی را که با تو بسته بودم، با شکرگزاری به سرانجام رساندم.
هر آن دُرّی که در گنجینه ام بود
یکایک بر سر راهت فشاندم
هوش مصنوعی: تمام گنجینههای ارزشمندم را یکی یکی بر سر راه تو قرار دادهام.
صبا از من برو سوی مدینه
بگو با مادرم کی بی قرینه
هوش مصنوعی: هواشناس، از من بخواه که به مدینه بروی و به مادرم بگویی که من بدون او آرام و قرار ندارم.
بیا یکدم ببالین حسینت
تسلّی ده به کلثوم و سکینه
هوش مصنوعی: بیایید لحظهای بر بالین حسین بنشینیم و به کلثوم و سکینه آرامش دهیم.