برگردان به زبان ساده
چون گرفتند ره کوی شهادت در پیش
زمرۀ خیل اسیران به هزاران تشویش
هوش مصنوعی: زمانی که مسیر شهادت را در پیش گرفتند و در میان گروهی از اسیران قرار گرفتند، هزاران نگرانی و اضطراب داشتند.
هر یکی نعش شهیدی به بر آورد چو جان
کرد با همدم خود شرح پریشانی خویش
هوش مصنوعی: هر کس که در سوگ یکی از شهیدان نشسته است، مانند این است که با او درد و رنجهایش را در میان میگذارد و از حال خود و غمهایش صحبت میکند.
زان میان زینب دلسوخته با ناله و زار
از ستمکاری آن طایفۀ کافرکیش
هوش مصنوعی: در آن دوران، زینب با دل شکسته و نالهای دردناک از ظلم و ستم آن قوم بیایمان شکایت میکرد.
روی بر پای برادر بنهاد از سر شوق
گفت کی سینۀ مجروح مرا مرهم ریش
هوش مصنوعی: برادرش را از سر شوق در آغوش گرفت و گفت: "چه زمانی زخمهای دلم را درمان میکنی؟"
به چه عضو تو زنم بوسه نداند چه کند
بر سر سفرۀ سلطان چو نشنید درویش
هوش مصنوعی: به کدامیک از اعضای تو بوسه بزنم که نپسندد و نداند این کار چه معنایی دارد؟ مثل درویشی که نمیداند بر سر سفرهی سلطان چه باید کرد.
این تویی با من و غوغای رقیبان از پس
وین منم بی تو گرفته ره صحرا در پیش
هوش مصنوعی: این تو هستی که در کنار من هستی و در پس رقیبان دردسرهایی دارد، و من هم بدون تو در پی راهی به صحرا هستم.
تو سفر کردی و در کار دلآزاری من
آسمان تیر جفا پاک بپرداخت ز کیش
هوش مصنوعی: تو سفر کردی و به دل من آسیب زدی، و آسمان که نماد مصیبت و سختی است، بیفرجام بر دل من بارید.
هجر با صبر من آن کرد که بادی به غبار
خصم با جان من آن کرد که سیلی به حشیش
هوش مصنوعی: فراق و دوری با صبر من چنان کرد که گویی بادی، غباری که بر دشمن نشسته بود را به جان من آورد، مثل اینکه سیلی به علفها زده باشد.
تو و من بعد نگهداری این قوم عزیز
من و من بعد پرستاری این جمع پریش
هوش مصنوعی: تو و من پس از اینکه از این مردم عزیز مراقبت کردیم، و بعد از اینکه از این جمع بینظم پرستاری کنیم.
چارۀ هجر شکیب است و لیکن چه کنم
که بود درد فراق توام از حوصله پیش
هوش مصنوعی: درد فقدان و جدایی تو چنان عمیق است که حتی صبر و تحمل هم نمیتواند به من کمک کند.