برگردان به زبان ساده
چون سحرگه چهره صبح سفید
شد ز پشت خیمۀ نیلی پدید
هوش مصنوعی: وقتی صبحگاه چهره صبحگاهان روشن و سفید شد، از پشت خیمه نیلی رنگی نمایان گردید.
آسمان گفتی گریبان کرده چاک
در فراق آفتابی تابناک
هوش مصنوعی: آسمان را مانند فردی میدانیم که در غم دوری یک خورشید درخشان، لباسش را پاره کرده است.
خور ز مشرق سر برهنه شد برون
چون سر یحیی میان طشت خون
هوش مصنوعی: خورشید از سمت مشرق با ظاهری برهنه و خالی طلوع کرد، مانند سر یحیی که در میان طشت خون قرار دارد.
پس ندا آمد که ای خیل اله
هین برون تازید سوی رزمگاه
هوش مصنوعی: صدایی آمد که ای گروه الهی، به سرعت به سوی میدان جنگ بروید.
بر رکاب پای مردی پا زنید
خویش را مستانه بر دریا زنید
هوش مصنوعی: بر اسب سوار شوید و با قدرت و شجاعت خود را به دریا بیفکنید.
هین برون تازید ای مستان عشق
باده می جوشد به تاکستان عشق
هوش مصنوعی: بشتابید ای عاشقان و شوریدگان، چرا که در تاکستان عشق، شراب و شادی جاری است.
جرعهای ز آن بادهٔ بی غش زنید
خود سمندروار بر آتش زنید
هوش مصنوعی: از آن شراب ناب جرعهای بنوشید و مانند سمند، خود را به آتش بیندازید.
هین برون تازید ای شیران جنگ
عرصه را بر روبهان دارید تنگ
هوش مصنوعی: به سرعت بیرون بیایید ای دلیران جنگ، و میدان را بر دشمنان کم کنید.
الله ای لب تشنگان آب میغ
آب حیوان می رود از جوی تیغ
هوش مصنوعی: ای خداوند، ای منبع آب محبوب، آب حیات در حال جریان است و ما به دنبال آن در جوی روان هستیم.
هین برون تازید لبها تر کنید
یاد محنت های اسکندر کنید
هوش مصنوعی: توجه کنید و لبهایتان را تر کنید، تا یادآور سختیها و مصیبتهای اسکندر باشید.
چون شنیدند آن یلان رزم کوش
از فراز عرش پیغام سروش
هوش مصنوعی: وقتی آن دلاوران جنگ، پیام سروش را از بالای عرش شنیدند، به تلاش و کوشش پرداختند.
محرمان کعبۀ دیدار رب
جمله بر لبیک بگشادند لب
هوش مصنوعی: همه کسانی که به راز و رمزهای کعبه و دیدار با خدا آگاه هستند، با شوق و آمادگی پاسخ دعوت خدا را با کلامشان اعلام کردند.
بهر قربانگاهش از میقات شوق
هَدی بُختیهای جان کردند سوق
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و شوق، جانهای سرشار از احساس و فداکاری به مقصد قربانگاهش هدایت شدند.
وارث حیدر شه والا مقام
شد برون از خیمه چون بدر تمام
هوش مصنوعی: فرزند علی، که دارای مقام و مقام ارجمندی است، وقتی از خیمه بیرون آمد، مانند ماه کامل درخشان شد.
شد ز کوه طور سینا جلوه گر
نور خلاق هیولا و صور
هوش مصنوعی: نور خالق و پیکرههای شگفتانگیز از کوه طور سینا نمایان شد.
شمع دین شقّ کرد مشکات ستور
پرده در شد طلعت الله نور
هوش مصنوعی: شمع دین روشنایی را از خود منتشر کرد و پردهها کنار رفت تا ظهور زیبایی خداوند را نمایان سازد.
آفتاب از بهر آن شاه فرید
بارهٔ گردون به زیر زین کشید
هوش مصنوعی: خورشید به خاطر آن شاه بزرگ، به زیر زین اسب خود آمد.
جبرئیل آمد ز گردون، باشتاب
با دو پر بگرفت آن شه را رکاب
هوش مصنوعی: جبرئیل از آسمان با سرعت آمد و با دو بالش آن شاه را رهبری کرد.
شد چو پایش با رکاب زین قرین
زهرهٔ زهرا، بمیزان شد مکین
هوش مصنوعی: زمانی که پای او با رکاب زین همنشین شد، مانند زهرهٔ زهرا در وضعیت متعالی و مطلوب قرار گرفت.
احمد مرسل باعجاز عظیم
کرد ماه چارده شب را دو نیم
هوش مصنوعی: احمد(پیامبر اسلام) با اعجاز بزرگ خود، ماه کامل چهارده را به دو نیم تقسیم کرد.
شهسوار بدر از پشت حجاب
کرد ردّ بر قوس گردون آفتاب
هوش مصنوعی: یک سوارکار بزرگ از پشت حجاب آسمان، تیرش را به سوی خورشید نشانه گرفت.
چون گرفت اندر فراز زین مکان
شد مسیحا بر فراز آسمان
هوش مصنوعی: زمانی که بر روی زین نشسته شد، به جایگاهی رسید که مانند مسیحا در بالای آسمان قرار گرفت.
موسی عمران فراز طور شد
کُه کمر دزدید و غرق نور شد
هوش مصنوعی: موسی پسر عمران بر فراز کوه طور رفت، کوه خم شد و در نور غرق گردید.
نی حنان الله، نطقم بسته باد
خامۀ تمثیل من اشکسته باد
هوش مصنوعی: ای نی، به حرمت خدا، نغمهام را خاموش کن و بگذار قلم تمثیلم بشکند.
شاهباز ذُروهٔ ذات البروج
کرد بر قوسین اَو اَدنی عروج
هوش مصنوعی: پرندهای بزرگ و باعظمت بر قلههای آسمان پرواز کرد و به نزدیکترین نقطه به اوج خود رسید.
درع سالار رسل، زیب تنش
خفته صد داود زیر جوشنش
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و شکوه رسولان اشاره میکند و میگوید که در زیر زره این بزرگوار، خصلتهای شگفتانگیز و قدرت داوود نهفته است. به نوعی نشاندهندهی عظمت و مقام والای آن شخص است.
هشته بر سر از نبی تاج سحاب
رفته زیر ابر قرص آفتاب
هوش مصنوعی: هشت، بر سر نبی، تاجی مانند ابرهاست که زیر نور خورشید پنهان شده است.
کرده چون جوزا حمایل بر کمر
ذوالفقار حیدر لشگر شکر
هوش مصنوعی: مثل جوزا که کمر ذوالفقار حیدر را در بر گرفته است، لشکری همچون شکر را به دوش گرفته است.
مهر جم در نازش از انگشت او
دیو و وحش و طیر طوع مشت او
هوش مصنوعی: مهر و زیبایی جمشید با ناز و کرشمهای که از انگشتان او میریزد، باعث میشود که دیوان، وحوش و پرندگان هم در برابر او تسلیم شوند و به فرمانش درآیند.
راند با لشگر به میدان وغا
آن سلیل تاجدار لافتی
هوش مصنوعی: با سپاه و قدرت به میدان نبرد رفت، آن پادشاه عزتمند با افتخار و شجاعت.
شه چو خور وآن دختران روشنش
چون ثریا جمع در پیرامُنش
هوش مصنوعی: پادشاه مانند خورشید است و دختران زیبا در اطراف او مانند ستارههای درخشان در آسمان جمع شدهاند.
یا چو طوق هالهای بر گرد ماه
در میان چون نقطهٔ توحید، شاه
هوش مصنوعی: مانند طوقی که دور ماه است، تو نیز در مرکز، مانند نقطهای از توحید و یگانگی، درخشان و برجستهای.
علویان از بهر دفع چشم بد
خواند بر وی، قل هو الله احد
هوش مصنوعی: علویان برای حفاظت از خود در برابر چشمزخم، بر او «بگو خدا یکی است» را میخواندند.
راند حجّت ها بر آن قوم جهول
آن سلیل مرتضی، سبط رسول
هوش مصنوعی: استدلالها بر آن گروه نا آگاه انجام شد، آن فرزند مرتضی، نوه پیامبر.
گفت برگوئید، هان، من کیستم؟
من مگر محبوب داور نیستم؟
هوش مصنوعی: بگو ببینم، من کی هستم؟ آیا من جز محبوب دادگر نیستم؟
می ندانیدم مگر ای قوم لد
که منم فرزند سالار اُحُد
هوش مصنوعی: من نمیدانستم که ای مردم، من فرزند سالار و رهبر جنگ اُحُد هستم.
جدّ من پیغمبر آن نور نخست
که وجود انبیا ز آن نور رُست
هوش مصنوعی: جد من پیامبری است که نخستین نور را داراست و وجود همه پیامبران از آن نور نشأت گرفته است.
مادر من بضعۀ پاک رسول
در حسب زهرا و در عصمت بتول
هوش مصنوعی: مادر من از نسل پاک پیامبر و در نسب از فاطمه و در پاکی مانند مریم مقدس است.
نک منم نوری ز نور انگیخته
خون من با خون شان آمیخته
هوش مصنوعی: من شعلهای هستم از نور، و خون من با خون آنها درهم آغشته شده است.
کیستم من قره العین علی
در خلافت صاحب نصّ جلی
هوش مصنوعی: من کیستم؟ من محبوب دلها و نفرین شده بر روی زمین هستم، که در مقام خلافت به روشنی و با دلایل واضح قرار دارم.
خون من، خون خدای لایزال
کی بود خون خدا، کس را حلال
هوش مصنوعی: خون من از خون خدا نیست و هیچکس نمیتواند خون خدا را بیگناه بشمارد.
بدعتی در دین نمودم اختراع؟
یا ز دین برگشتم ای قوم رعاع؟
هوش مصنوعی: آیا من در دین تازهای به وجود آوردهام یا اینکه از دین دست کشیدهام، ای گروه مردم بیخبر؟
کاین چنین بر کشتن من تشنه اید
جمله بر کف تیر و تیغ و دشنه اید
هوش مصنوعی: شما همه به کشتن من علاقهمندید و هر یک از شما سلاحی در دستان دارید.
یا قصاصی از شما بر گردنم
رفته، تا باید تلافی کردنم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که مدیون کسی هستم و باید جبران کنم.
گرنه بشناسیدم ای اهل ضلال
نک منم، وجه خدای ذوالجلال
هوش مصنوعی: ای اهل گمراهی، اگر من را میشناختید، میدیدید که من خودم تجلی خدای بزرگ و باجلال هستم.
خون من دانید چه بود ریخین؟
تیغ بر روی خدا آهیختن
هوش مصنوعی: خون من را میدانید چه بر سرش آمده است؟ مانند این است که شمشیری به سمت خدا نشانه رفتهام.