برگردان به زبان ساده
شه هندوان پاسخش دادباز
که هستم ازین گفته ها بی نیاز
هوش مصنوعی: شه هندوان پاسخ داد که من از این گفتهها بینیازم.
تو برگرد از ایدر بزودی برو
ببر پاسخ از من به سالار نو
هوش مصنوعی: برگرد و به زودی از اینجا برو و پاسخی که از من داری را به سالار جدید برسان.
که تو نورسیده سپهدار گرد
تو از خویشتن دیده ای دستبرد
هوش مصنوعی: تو که به تازگی به مقام سپهبدی رسیدهای، بر اطراف خود توجه کن و ببین که چگونه از خودت غافل شدهای.
چو بازوی مردان نپیموده ای
از آن بازوی خویش بستوده ای
هوش مصنوعی: اگر تو قدرت و توانایی مردان را نداشتهای، نباید به بازوی خود مغرور باشی.
تو با آهوان ساختی کارزار
که من شیر دشتم نه گور شکار
هوش مصنوعی: تو با آهوان مانند میدان جنگ رفتار کردی، در حالی که من شیر کوهستانم نه یک شکارچیم.
نبینی مرا روزگار نبرد
بدانگه که مرد اندرآید به مرد
هوش مصنوعی: اگر در روزگاری گرفتار جنگ نباشی، متوجه نمیشوی که مردان واقعی در شرایط سخت چگونه به میدان میآیند و خود را نشان میدهند.
به تخت مهی برنسازم درنگ
من و تیغ هندی و میدان جنگ
هوش مصنوعی: من هیچ گاه آرامش را در سایه سلطنت و قدرت نمیسازم، زیرا همواره در حال آمادهباش با سلاح هندی و در میدانی از جنگ هستم.
یکی برگرایم فرامرز را
سوران و گردان آن مرز را
هوش مصنوعی: بگذار تا من به سوی فرامرز بروم، آن کسی که سرزمینهای گردنکلفت را در اختیار دارد.
کیانوش را خلعت آراستند
کلاه و قبا و کمر خواستند
هوش مصنوعی: کیانوش را با لباسهای زیبا و تزیینات مخصوص آراستند و او خواست که کلاه و قبا و کمربند نیز به او بدهند.
همانگاه بیرون شد از پیش شاه
دلاور کیانوش زرین کلاه
هوش مصنوعی: در همان لحظه، کیانوش، شاه دلیر و زرین کلاه، از حضور پادشاه خارج شد.
از ایوان به میدان گذر کرد رای
بفرمود تا دردمیدند نای
هوش مصنوعی: از ایوان به میدان رفت و فرمان داد تا نای بزنند و صدای موسیقی بلند شود.
سپه گرد شد بر در رای هند
ز چین و ز کشمیر و از مرز سند
هوش مصنوعی: ارتش در برابر رای هند گرد آمده است، از سرزمین چین و کشمیر و مرز سند.
بفرمود کز شهر بیرون شوند
دلاور سوی دشت و هامون شوند
هوش مصنوعی: فرمان داد که دلیران از شهر خارج شوند و به دشت و بیابان بروند.
برون شد ز هندوستان لشکری
که هر فوج از ایشان بد از کشوری
هوش مصنوعی: لشکری از هندوستان خارج شد که هر دسته از آنها به نوعی از کشوری بدخبر و بیخبر هستند.
سواران نیزه ور نامدار
همانا که بودند سیصدهزار
هوش مصنوعی: سواران مشهور با نیزههای قوی، به راستی که تعدادشان سیصدهزار نفر بود.
یکی پهلوان بد تجانو به نام
به مردی بگسترده در هند نام
هوش مصنوعی: در سرزمین هند، فردی به نام "تجان" وجود دارد که به خاطر دلاوری و شجاعتش شناخته شده است.
چو دیوی بد آن سهمگین دیو زشت
ز دود تف دوزخ او را سرشت
هوش مصنوعی: مانند دیو زشت و خوفناک، که از دود و آتش دوزخ شکل گرفته و بسیار ترسناک و سهمگین است.
به بالا ز سی رش بدی او فزون
چو پیلانش دندان دو دیده چو خون
هوش مصنوعی: او از سیاهچال بالاتر است و برتر، طوری که دندانهایش مانند دندانهای فیل و چشمانش به سرخی خون است.
به بازوی پیل و به نیروی شیر
به چنگال همچون هژبر دلیر
هوش مصنوعی: به بازوهای قوی و نیرومند همچون فیل و با قدرت دلیرانهای مانند شیر، و به چنگالهای قوی و شجاعانه شبیه به شیر، اشاره دارد.
به تک همچو باد و به تن همچو کوه
زمین از کشیدندش گشتی ستوه
هوش مصنوعی: انسان به قدرت و استقامت خود نباید مغرور شود؛ زیرا در عین نرمی و لطافت ممکن است دچار خستگی و ناامیدی شود. قدرت ظاهری و درونی هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند و نباید فراموش کرد که زندگی پر از چالشها و سختیهاست که میتواند فرد را فرسوده کند.
ز لشکر بدو داد پنجه هزار
سواران گرد و دلیران کار
هوش مصنوعی: از سپاه او هزار سوار و دلیران شجاع و ماهر به او یاری رساندند.
فرامرز را تا پذیره شود
ابا پیل و کوس و تبیره شود
هوش مصنوعی: فرامرز آماده است تا بیهیچ ترسی با میدان جنگ و صدای طبل مواجه شود و این کار را با شجاعت انجام دهد.
بدو رای گفت ای یل نیکخواه
شب و روز باید طلایه به راه
هوش مصنوعی: به او گفتند، ای جوانمرد نیکوکار، باید همیشه به دنبال راه نیک و درست باشی، چه در روز و چه در شب.
که ایرانیان اندر آیند زود
به تیغ و به زوبین برآرند دود
هوش مصنوعی: ایرانیان به سرعت به سلاح و شمشیر دست میزنند و برای دفاع خود آماده میشوند.
هر آن کس که دارد بدین ملک رای
نباید که مانی یکی را به جای
هوش مصنوعی: هر کسی که در مورد این سرزمین نظر و عقیدهای دارد، نباید تنها بر اساس یک نفر قضاوت کند و به او تکیه کند.
بیامد تجانوی مانند باد
پر از کینه سر سوی لشکر نهاد
هوش مصنوعی: تجانوی به مانند بادی پر از کینه آمد و به سمت لشکر حمله کرد.
ز غریدن کوس و اسب نبرد
ز آواز گردان و از خاک گرد
هوش مصنوعی: از صدای طبل و نعره اسبهای جنگی و همچنین از چشمچرانان و گرد و خاکی که به پا شده، فهمیده میشود که جنگ در حال آغاز است.
تو گفتی پدیدار شد رستخیز
سم اسب با گرد گفتا که خیز
هوش مصنوعی: تو گفتی که قیامت و تولدی دوباره فرا رسیده است، همانطور که سم اسب بر روی خاک گرد و غبار میافشاند، بپردازه و به حرکت درآید.
همی گرد بر شد به کردار باد
جهان گشت پرکینه و پرفساد
هوش مصنوعی: بهنظر میرسد که بهدلیل ناهنجاریهای رفتاری و فساد در جهان، شرایط بهگونهای شده که به سرعت در حال تغییر و تحول است، مانند بادی که همه چیز را به حرکت درمیآورد و دشمنی و فساد را در زندگی انسانها گسترش میدهد.
پر از غلغل و گفتگو شد جهان
روان گشت از تن دل بدنهان
هوش مصنوعی: جهان پر از صدا و گفتوگو شد و جانها از دلهای پنهان بیرون آمدند و به حرکت درآمدند.
بدین گونه می راند لشکر چو کوه
چنین تا رسید اندر ایران گروه
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که لشکری به وسیلهای مقاوم و استوار، مانند کوه، حرکت میکند و به تدریج به ایران میرسد.