برگردان به زبان ساده
فرامرز گفت این نبرد منست
دلیری چنین نیز خورد منست
هوش مصنوعی: فرامرز گفت: این جنگ و مبارزه از آن من است و این شجاعت هم به من تعلق دارد.
ببینم که چون برخروشد همی
چو پیل دمنده بجوشد همی
هوش مصنوعی: ببینم که وقتی بیدار میشود، همچون فیل قوی و پرقدرت، به حرکت درمیآید و انرژی میگیرد.
چو باد اندر آمد به میدان اوی
دژم گشته آن چهر خندان اوی
هوش مصنوعی: چون باد به میدان او وارد شد، چهره خندان او به چهرهای غمگین تبدیل شد.
گلنگو یکی نیزه بازی گرفت
کجا پهلوان ماند از او در شگفت
هوش مصنوعی: گلنگو، شخصی مانند یک نیزهبان، وارد میدان شد و بر کسی که در آنجا در حال رقابت بود، تأثیر شگفتانگیزی گذاشت.
فرامرز گفت ای دلاور چه بود
بدین بازیت من نخواهم ستود
هوش مصنوعی: فرامرز گفت: ای دلیر، چه چیزی در این بازی وجود دارد که من بخواهم تو را تحسین کنم؟
به میدان فراشد یکایک دلیر
دو تا شد به بازی چو چنگال شیر
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، هر یک از دلیران با شجاعت و قدرت به میدان میآیند و مانند چنگال شیر که قوی و خطرناک است، به نبرد و مبارزه مشغول میشوند.
ز زین اندر آورد کوه سیاه
ببردش همیدون به نزد سپاه
هوش مصنوعی: از زین اسب کوه سیاه را بیرون آورد و آن را به نزد سپاه منتقل کرد.
به نوشاد بسپرد و گفت این دلیر
به میدان خرامید مانند شیر
هوش مصنوعی: نوشاد را به میدان فرستاد و گفت که این دلیر، همچون یک شیر با قدرت و شجاعت به میدان رفته است.
به میدان بسی لاف زد جنگجوی
زچنگال شیر اندر آورد روی
هوش مصنوعی: جنگجویان بسیاری در میدان جنگ نعره میزنند و از شجاعت و قدرت خود میگویند، در حالی که یکی از آنها با دلیری و برتری از چنگال شیر به میدان آمده است.
فرستش هم اکنون سوی ماه چهر
که با او نشیند زمانی به مهر
هوش مصنوعی: به سرعت به سمت چهرهی زیبا برو، چرا که با او میتوانی مدتی را با عشق و محبت بگذرانید.
بگو تا برندش به کردار تیر
که دانم ندارد زبانو گزیر
هوش مصنوعی: بگو تا مانند تیر به هدف برسد، چون میدانم که از زبانش هیچ راه فراری ندارد.
بدو آفرین کرد نوشاد هند
که از موج تیغت چو دریای سند
هوش مصنوعی: نوشاد هند با قدرت و شکوهی که دارد، مانند دریای سند، از موج تیغی که دارد ستایش میشود.
ندارد همی شیر و پیل و نهنگ
چه باشد چنین دختر کید هند
هوش مصنوعی: هیچ یک از شیر و פיל و نهنگ نمیتوانند توصیف کنند که چنین دختری با زیرکی هندی چه ویژگیهایی دارد.
دل کید خون شد از آن پرهنر
به دل گفت کاین شیر پرخاشخر
هوش مصنوعی: دل از آن هنرمند پرخروش غمگین و خونین شد و به دل گفت: این دلیر و پرخاشگر کیست؟
نباشد بجز بچه پور زال
نبینی چه سانش برآورده یال
هوش مصنوعی: تنها فرزند زال را نمیبینی، ببین چگونه موهایش را مانند یال بلند کرده است.
به اروند گفت ای برادر ببین
نیاید بدین سان گوی بر زمین
هوش مصنوعی: به اروند گفت: ای برادر، ببین که نباید اینگونه باشد که گوی بر زمین بیفتد.
نزیبد بجز تو هم آورد اوی
دگر کس نبینم هم آورد اوی
هوش مصنوعی: هیچ کسی را نمیبینم که همتای تو باشد، جز تو هیچ کس را شایسته مقایسه با تو نمیدانم.
به میدان همی شد دوان شاه هند
ابا گرز و کوپال و هندی پرند
هوش مصنوعی: شاه هند با شجاعت و سرعت به میدان جنگ میرود و سلاحهایی همچون گرز و کوپال را به دست دارد و همچنین پرندگانی هندی را همراه دارد.
خروشید کای نره شیر و پلنگ
که شیران همی بر ربایی به چنگ
هوش مصنوعی: بیرون بیا ای شیر نر و پلنگ، چرا که شیران دیگر به دام تو افتادهاند و باید از خود دفاع کنی.
هم آوردت آمد تو دل سخت کن
دل از بوم ایران بپردخت کن
هوش مصنوعی: رقیب تو آمده است، تو دل را محکم کن و از زمین ایران بجه.
فرامرز رستم زجا بردمید
ز قربان کمان کیی برکشید
هوش مصنوعی: فرامرز، پسر رستم، از جا برخاست و به سمت دشمن رفت و کمانی که به قربانی شده بود، آماده کرد.