برگردان به زبان ساده
به زال ستمدیده رفت آگهی
که گشت از فرامرز،گیتی تهی
هوش مصنوعی: پیام به زال ستمدیده این است که به او خبر رساندهاند که فرامرز (فرزند او) در جنگ شکست خورده و دنیا از وجود او خالی شده است.
بزد آه و بگسست از لب،نفس
همی زد سر خویش را بر قفس
هوش مصنوعی: آه بلندی کشید و از لبش جدا شد، او به شدت نفس میکشید و سرش را به زنجیر قفس میکوبید.
همی گفت کای بیوفا روزگار
برآوردی از ما به یک ره دمار
هوش مصنوعی: او میگفت: ای روزگار بیوفا، تو همواره بر ما سختیها و مشکلاتی را به یکباره نازل کردی.
همان خواهرانش خبر یافتند
زگیتی همه روی برتافتند
هوش مصنوعی: خواهران او از اوضاع دنیا باخبر شدند و از او روی برگرداندند.
به خنجر بریدند عنبر کمند
به فندق شخودند بادام وقند
هوش مصنوعی: با خنجر، بوهای خوشی مانند عطر عنبر را بریدند و درختان فندق و بادام را با هم ترکیب کردند، به طوری که شيرینی قند را باقی گذاشتند.
ز نرگس،شب وروز در ریختند
به مشک سیه خاک بربیختند
هوش مصنوعی: از گل نرگس، شب و روز عطر و رایحهای به مشکی سیاه افزوده میشود. گرد و غبار آن را پراکنده کردهاند.
شب وروز،گریه شد کارشان
زدن دست بر سینه،کردارشان
هوش مصنوعی: شب و روز، کارشان شده است گريه و زاری، به طوری که با دست بر سینه میزنند و به رفتار خود میرسند.
هرآن کس کزین داستان یاد کرد
دلش گشت از کین بهمن به درد
هوش مصنوعی: هر کسی که به این داستان فکر کند، دلش از کینه بهمن به درد خواهد آمد.
زکار فرامرز پرداختیم
جهان ار ازین سوز بگداختیم
هوش مصنوعی: ما از چالشهای فرامرز عبور کردیم و اگر جهان را هم با این آتش و سوزاندم، از آن میگذرم.
جهان ای برادر نماند به کس
دل اندر جهان آفرین بند وبس
هوش مصنوعی: ای برادر، دنیا برای هیچکس باقی نمیماند. به خلق و خوی جهان آفرین بسنده کن.