برگردان به زبان ساده
ازو نامه بستد فرامرز راد
بخواند و ببوسید وبر سرنهاد
هوش مصنوعی: فرامرز نامهای را از او گرفت و آن را خواند و بوسید و بر سر گذاشت.
زدیده ببارید خوناب چند
دل از گردش چرخ گردان نژند
هوش مصنوعی: چندین دل به خاطر دوری و سختیهای زندگی، از چشمهایم اشک میریزد.
که بر ما به یکباره پشت آورید
چنین روزگاری درشت آورید
هوش مصنوعی: شما ناگهان به ما پشت کردید و چنین روزهای سخت و دشواری را برای ما به ارمغان آوردید.
پدر،کشته ودودمان،مستمند
پسر،زارگشته،نیایش به بند
هوش مصنوعی: پدر کشته شده و خانواده به خاطر پسر در سختی و نیاز هستند و او با دلbroken به دعا و نیایش میپردازد.
همان سیستانی که گرشاسب کرد
از آن شاه بهمن برآورد گرد
هوش مصنوعی: در گذشته، سرزمینی به نام سیستان وجود داشت که در آن شخصی به نام گرشاسب، شاه بهمن را به وجود آورد و از این سرزمین برخواست.
اگر من زکابل گریزان شوم
همان به که در خاک،ریزان شوم
هوش مصنوعی: اگر من از کابل فرار کنم، بهتر است که به خاک بیفتم و بمیرم.
به نام بلند ار برآید روان
به از زنده در تنگ تا جاودان
هوش مصنوعی: اگر روح انسانی به نام بزرگ و والا برآید، بهتر است از این که زنده باشد و در تنگناهای زندگی بگذراند تا ابدیت.
گریزنده گر نام کردی بلند
بدی پیش پیشینیان ارجمند
هوش مصنوعی: اگر به دنبال نام و آوازه بلند باشی، باید بدانی که بزرگان گذشته نیز در این راه تلاش کردهاند.
پدر بود خود،پهلوان سوار
گریزان نگشتی ز اسفندیار
هوش مصنوعی: پدرش خود شخصیتی قوی و دلاور بود و هرگز از جنگ با اسفندیار فرار نکرد.
زبهمن نشاید گریزید پس
دوباره به گیتی نمرده است کس
هوش مصنوعی: از زهمن نمیتوان فرار کرد، زیرا کسی در این دنیا نمرده است که دوباره به حیات برنگردد.
بگفت این و پوینده را پیش خواند
زبهمن سخن ها برو چند راند
هوش مصنوعی: او این جملات را گفت و سپس به راهرو (پوینده) اشاره کرد تا جلوتر بیاید و از او خواست که درباره موضوعاتی از بهمن صحبت کند.
که او بر در شهر،جایش کجاست
به دست چپ و یا سوی دست راست
هوش مصنوعی: او در دروازه شهر کجا قرار دارد؟ آیا در سمت چپ است یا در سمت راست؟
بدو گفت پوینده کای نامدار
سرسرکشان صفدر نامدار
هوش مصنوعی: پوینده به او گفت: ای شخص نامی و برجستهای که در میان این سرکشها و شروران، به نام و اعتبار شناخته شدهای.
زمین است پنجاه فرسنگ بیش
که لشکر نشاندست آن تیره کیش
هوش مصنوعی: زمین بیش از پنجاه فرسنگ وسعت دارد و لشکری از آن تیره مذهب در آنجا مستقر است.
چپ و راست شهر و همه دشت بر
همه لشکر بهمن است سر به سر
هوش مصنوعی: شهر و دشت، به طور کامل تحت تأثیر لشکر بهمن قرار دارد و همه جا را فرا گرفته است.
به کردار مور وملخ،آن سپاه
گرفتند بر سیستان،جمله راه
هوش مصنوعی: سپاهیان مانند مور و ملخ به سمت سیستان حرکت کردند و تمامی مسیر را در دست گرفتند.
تو پند نیایت شنو ای پسر
سوی هندوان شو همن نیزه ور
هوش مصنوعی: ای پسر، به نصیحت من گوش کن و به سوی هندیها برو و مانند آنها جنگجو و دلیر باش.
که از بهمن سرکش تیره خوی
نیابی رهایی همی چاره جوی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از غضب و خشم شدید که مانند بهمن میتازد رهایی یابی، باید به دنبال راهحلی بگردی.
جهان پهلوان گفتش ای نیک مرد
تو اکنون سوی شهر خود بازگرد
هوش مصنوعی: پهلوان به او گفت: ای مرد خوب، حالا به سوی شهر خود بازگرد.
که من سوی کابل شوم بی درنگ
نیم در خور بهمن تیز چنگ
هوش مصنوعی: من بدون تأخیر به سوی کابل میروم، همانطور که هنگام طوفان برف تند پیش میروم.