برگردان به زبان ساده
چو خورشید تابید و بی گاه شد
فلک سر به سر رو به خرگاه شد
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید درخشید و روز به نیمروز رسید، کل آسمان به سمت محل اقامت و خرگاه روی آورد.
سپهبد سپه را همه برنشاند
بفرمود کارآگهان را براند
هوش مصنوعی: سردار بزرگ، تمامی سپاهیان را جمع کرد و به فرمانش، افرادی که دارای تجربه و دانش بودند را به کار گرفت.
بپوشید خفتان و برگستوان
برآراست خود را به تیر و کمان
هوش مصنوعی: لباس جنگی بپوشید و خود را به زیورهای جنگی آراسته کنید، آماده باشید با تیر و کمان.
سپاه از پس او به پیش اندرون
سیه دیو در راه بد رهنمون
هوش مصنوعی: ارتش به دنبال او به جلو میرود و این دیو سیاه در مسیر بد هدایتکننده است.
بدان گه که خور سوی مغرب دوید
سپهبد به نزدیک گرگان رسید
هوش مصنوعی: در آن زمان که خورشید به سمت مغرب میرفت، فرمانده به نزدیکی گرگان رسید.
چو از دور دیدند گرگان سوار
خروشان و جوشان چو شیر شکار
هوش مصنوعی: وقتی که گرگهای سوار، در حال تهاجم و خروش از دور دیده شدند، مانند شیری که به شکار میرود.
سوی پهلوان سپه تاختند
زمین را به دندان بپرداختند
هوش مصنوعی: آنها به سمت پهلوان حمله کردند و زمین را مانند غذایی که به دندان میزنند، مورد هجوم قرار دادند.
کمانور سرافراز با زور و فر
خدنگی سه پر زد به بند کمر
هوش مصنوعی: شخصی قوی و سرشار از افتخار با قدرت و توانمندی، سه تیر را به سمت کمربندش پرتاب کرد.
چو گرگان رسیدند نزدش فراز
به زه برنهاد از کمان سرفراز
هوش مصنوعی: وقتی گرگان به او رسیدند، کمربند خود را روی کمرش بستند و کمان را به حالت آمادهباش در دست گرفتند.
خدنگی نهاد اندرو چار پر
به شست اندر آورد و بگشاد بر
هوش مصنوعی: خود را در میان چارپایان قرار داد و تیر را به دست گرفت و آن را رها کرد.
چو با گوش نزدیک شد شست او
کمان چین بیفزود از دست او
هوش مصنوعی: وقتی که با گوش نزدیک شد، او دستانش را به سمت کمان چین برد و آن را محکمتر گرفت.
چو تنگ اندر آورد بر گوش شست
خدنگ از بر چرخ چاچی بجست
هوش مصنوعی: وقتی که تنگی و فشار به انسان وارد میشود، انگار که خنجر را بر گوش شستش میفشارد و در این حال از چرخ زمان به سرعت دور میشود.
بزد بر بناگوش گرد دلیر
گذر کرد از گردنش چوب تیر
هوش مصنوعی: از کنار گوش دلیر تیر به سرعت گذشت و به گردن او اصابت کرد.
به خاک اندر آمد تن گرگ نر
به شست اندر آورد تیر دگر
هوش مصنوعی: اگر بدن گرگ نر به خاک بیفتد، تیر دیگری در دست او خواهد بود.
بزد بر تهیگاه آن ماده گرگ
به خاک اندر افتاد گرگ سترگ
هوش مصنوعی: به دشت خالی، گرگ مادهای حملهور شد و در اثر این حمله، گرگ بزرگ به زمین افتاد.
از آن پس تنانشان همه پاره کرد
بدین سان ز گرگان برآورد گرد
هوش مصنوعی: پس از آن، بدنهایشان را به صورت پاره پاره درآورد و به این ترتیب از گرگان گرد و غبار بلند شد.
بیامد سوی آب روشن روان
به دل خرم از گردش آسمان
هوش مصنوعی: او به سمت آبی زلال و شفاف آمد و دلش از تماشای چرخش آسمان شاد و خوشحال بود.
سر و تن بشست آن یل نامدار
همی گفت ای پاک پروردگار
هوش مصنوعی: سرباز مشهور پس از شستشو و پاکیزگی بدنش گفت: ای خداوند پاک و بزرگ!
تو دادی مرا دستگاه بزرگ
بدین نره شیران و گرگ سترگ
هوش مصنوعی: تو به من قدرت و ابزارهای بزرگی عطا کردی تا در برابر نر شیران و گرگهای بزرگ بایستم.
که را برگزیدی که او خوار نیست
بدین داد بر جای پیکار نیست
هوش مصنوعی: تو چه کسی را انتخاب کردهای که در برابر تو فروتن و ذلیل نیست؟ در اینجا جنگ و مبارزهای وجود ندارد.
که را خوار کردی کسی خوارتر
نباشد به گیتی کسی زارتر
هوش مصنوعی: هر کس را که تو تحقیر کردی، بدان که در دنیا هیچ کس نیست که از او پستتر و زارتر باشد.
ز فر تو یک ذره ماهی شود
ز مهر تو کوهی چو کاهی شود
هوش مصنوعی: از زیبایی تو یک ذره مثل ماه میشود و از محبت تو کوهی مثل کاهی کوچک میشود.
همه داد بینیم و بیداد نیست
برین داد بر جای فریاد نیست
هوش مصنوعی: ما همه ظلم و ستم را میبینیم، اما صدایی در اعتراض به این بیعدالتیها وجود ندارد.
چو پردخته شد ز آفرین خدای
سپاهش رسیدند یک یک به جای
هوش مصنوعی: زمانی که کار خالق به پایان رسید، سپاهیانش یکی یکی به جایگاه خود رسیدند.
چو دیدند از آن سان دو گرگ ژیان
تبه گشته از تیر مرد جوان
هوش مصنوعی: وقتی دو گرگ قوی و خطرناک را دیدند که به خاطر تیراندازی یک مرد جوان از پا درآمدهاند و نابود شدهاند، وحشت و شگفتی به دلشان افتاد.
سراسر سپه خواندند آفرین
بر آن شیردل پهلوان گزین
هوش مصنوعی: همه به ستایش و تحسین آن پهلوان شجاع و دلیر پرداختند.
زدند از بر سبزه تر سرای
به رامش نشست آن یل پاک رای
هوش مصنوعی: بر روی چمنزار، جوانمردی نشسته که پاک و بیآلایش است و به شادی و جشن مشغول است.
گوان می گرفتند و شادی کنان
از آن خرمی گشته بازی کنان
هوش مصنوعی: آنها گیاهان را جمع میکردند و شادمان از آن خوشی، به بازی میپرداختند.
چو تاریک شد چهره آسمان
فروغ شه اختران شد نهان
هوش مصنوعی: وقتی که آسمان تاریک میشود، روشنی ستارهها پنهان میگردد.
از آن تیرگی شمع اختر هزار
به کردار اخگر ز دریای قار
هوش مصنوعی: از آن تاریکی شمع مانند هزار ستاره، به صورت زغالی در دل دریای عمیق.
ببارید گفتی مگر سندروس
نشاندند بر تخته آبنوس
هوش مصنوعی: باران ببارید، انگار که درخت سدر را بر روی چوب سیاه و باارزش نشاندند.
بخفتند چون رنگ شب درگذشت
خروش چکاوک برآمد به دشت
هوش مصنوعی: آنها خوابشان برد، مانند رنگ شب که از بین میرود و صدای پرندهای (چکاوک) در دشت طنینانداز میشود.
شهنشاه انجم یکی شمع زرد
بگسترد برگنبد لاجورد
هوش مصنوعی: یک پادشاه آسمانی مانند یک شمع زرد روشنی را بر روی گنبد آبی رنگ پخش کرد.
سپر بر نهادند و بستند بار
همی رفت پیش اندرون نامدار
هوش مصنوعی: سپر را بر دوش گذاشتند و بار را بستند و او به درون رفت، در حالی که نامی شناخته شده و برجسته بود.
ابا او سیه دیو همراه بود
که او را بدان راه آگاه بود
هوش مصنوعی: او یک دیو سیاه را همراه داشت که او را در آن مسیر آشنا میکرد.
بپرسید از او پهلوان دلیر
که در ره چه باشد ز پیل و ز شیر
هوش مصنوعی: از او که قهرمان و شجاع است بپرسید در راه، چه میتواند باشد از فیل و شیر.
چنین داد پاسخ سیه دیو باز
که ای رزمجو مهتر سرفراز
هوش مصنوعی: دیو سیاه به رزمجو گفت: ای سرآمد و برجسته در میدان نبرد، پاسخ من این است.
یکی دیو پیش آیدت پر ز هول
خردمند خواند مر آن دیو غول
هوش مصنوعی: اگر دیوی وحشتناک به سوی تو بیاید، فرد خردمند آن را غول و تهدیدی میخواند.
از این دشت پتیاره سهمناک
سرش با سپهر و دو پایش به خاک
هوش مصنوعی: در این دشت وسیع و خالی، موجودی ترسناک وجود دارد که سرش به آسمان و پاهایش به زمین است.
به دندان چو پیل و به تن همچو کوه
ز آسیب او کوه خارا ستوه
هوش مصنوعی: این بیت به ویژگیهای قدرت و استقامت اشاره دارد. شخصی با دندانهایی محکم و تن قوی به قدری مستحکم است که حتی در برابر آسیبها و مشکلات بزرگ نیز مقاومت میکند و دچار ضعف نمیشود. در واقع، این عبارت توصیفکنندهی انسانهایی است که با صبر و نیرومندی از سختیها عبور میکنند و به راحتی تسلیم نمیشوند.
دو چشمش چو دو چشمه پر ز خون
فروهشته لب ها چو لنج هیون
هوش مصنوعی: دو چشمش مانند دو چشمهای است که از خون پر شده و لبهایش شبیه به لنجی به شدت غمزده و افسرده به نظر میرسند.
سرش پهن همچون درخت گشن
سیه روی و رخ زرد و تاریک تن
هوش مصنوعی: سرش بزرگ و پهن مانند درختی است، پوستش تیره و چهرهاش زرد و رنگش تیره و غم انگیز است.
ز دریای قلزم برآرد نهنگ
هم اندر هوا مرغ گیرد به چنگ
هوش مصنوعی: نهنگ بزرگ از عمق دریا به سطح میآید و پرندهای را در هوا شکار میکند.
بدین بوم و بر شیر و پیل دلیر
گذشتن نیارد ز بالا و زیر
هوش مصنوعی: در این سرزمین، هیچکس نمیتواند بهراحتی از دشت و کوه بهسلامت عبور کند.