برگردان به زبان ساده
چنین گفت با نامداران خویش
بزرگان کشور که بودند پیش
هوش مصنوعی: او با بزرگان و شخصیتهای نامدار کشورش سخن گفت، افرادی که در گذشته در آنجا حضور داشتند.
که ای سرفرازان با هوش و رای
خردمند و با دانش و رهنمای
هوش مصنوعی: ای کسانی که با هوش و نبوغ خود، مقام والایی دارید و با دانش و راهنمایی خود دیگران را هدایت میکنید.
بدانید کز مرز ایران زمین
جوانی سرافراز و پاکیزه دین
هوش مصنوعی: بدانید که از سرزمین ایران جوانی با افتخار و دارای ایمان پاک برخاسته است.
که پور جهان پهلوان رستمست
نبیره ز سامست و از نیرمست
هوش مصنوعی: فرزند رستم، قهرمان بزرگ جهان، نوه سام و از نسل نیر است.
بزرگست و با دانش و با نژاد
خردمند و با گوهر و فر و داد
هوش مصنوعی: این فرد بزرگ و باهوش است و از خانوادهای با نجابت و شخصیت والا برخاسته، دارای ارزشهای انسانی و عدالت است.
رسیدست نزدیکی مرز ما
شده آگه از دانش و ارز ما
هوش مصنوعی: به مرز ما نزدیک شدهاند و از علم و ارزش ما باخبر شدهاند.
به پیوند ما رای دارد همی
که با رای او پای دارد همی
هوش مصنوعی: کسی که با اراده و نظر خود ما را به هم پیوند داده است، خود نیز بر این پیوند استوار است و بر آن تأکید میکند.
سیه دیو کز باد شمشیر اوی
فشرده شد خون چو آبی به جوی
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک موجود تاریک و شیطانی میپردازد که به دلیل قدرت و شدت ضربهاش، مانند آبی که در جوی حرکت میکند، خون از آن سرازیر میشود. این تصویر نشاندهندهٔ خشونت و تاثیرات عمیق کارهای این موجود است.
ز هنگام ضحاک تا این زمان
نبردست کس دست او از میان
هوش مصنوعی: از زمان ضحاک تا به حال، هیچ کس نمیتواند دستان او را از میان برگرداند و با او نبرد کند.
به گیتی کس پشت او را ندید
نه دام و دد از بیم او آرمید
هوش مصنوعی: در این جهان، هیچکس به او پشت نکرد و نه حیوانات و نه وحوش از ترس او آرام نگرفتند.
کنون پیش او چون همه بندگان
به فرمان او چون سرافکندگان
هوش مصنوعی: اکنون در حضور او مانند همه بندگان هستم و به دستور او مانند کسانی که سر به زیر دارند، رفتار میکنم.
بدین کارش ایدر فرستاده است
که با رای و تدبیر و آزاده است
هوش مصنوعی: این فرد به این کار گمارده شده است تا با فکر و تدبیر خود و با روحیه آزادانهاش، اقدام کند.
پراندیشه گشتم بدین داوری
که با آدمی چون بسازد پری
هوش مصنوعی: من به این نتیجه رسیدم که کسی مانند من، با اندیشه و تفکر، قادر است ارتباطی با موجودات آسمانی برقرار کند.
که با یکدگر ما نه هم گوهریم
مبادا کزین کار کیفر بریم
هوش مصنوعی: ما با هم هیچ ارتباط نزدیکی نداریم و نباید به خاطر این موضوع دچار عذاب و مجازات شویم.
چه گویید و این را چگونست راه
چه سازم بدین پهلوان سپاه
هوش مصنوعی: چه بگویید و چطور میتوانم با این قهرمانان سپاه تعامل کنم؟
چنین پاسخ آمد ز هر مهتری
که بود اندر آن انجمن سروری
هوش مصنوعی: اینطور پاسخ دادند همه رئیسان و بزرگانی که در آن جمع بودند.
که ای شاه با دانش و رهنمای
به دانش خرد را تویی رهنمای
هوش مصنوعی: ای شاه دانشمند و راهنمای آگاه، تو خود معلم خرد و دانایی هستی.
ولیکن چو زی ما کنی خواستار
بگوییم چیزی که آید به کار
هوش مصنوعی: اما اگر به ما نزدیکی و خواستهای داشته باشی، چیزهایی خواهیم گفت که به کار بیاید.
نخستین تو او را برخویش خوان
ز نخجیر و رود و می و بزم جان
هوش مصنوعی: نخستین بار که او را به خود دعوت کردی، از شکار و رود و شراب و مهمانی جانان صحبت کن.
ببین و بدان گر پسند آیدت
به دل گر همی فرهمند آیدت
هوش مصنوعی: به مشاهده و آگاهی باش؛ اگر چیزی بر دلت خوش آید و تو را میفریبد، از آن غافل مشو.
به دیدار و گفتار و خورد و نشست
به هر آزمایش برآسای دست
هوش مصنوعی: به ملاقات و گفتگو و صرف غذا بپرداز و در هر آزمونی با آرامش رفتار کن.
همان موبدان نیز در انجمن
ز دانش بپرسند چندی سخن
هوش مصنوعی: موبدان نیز در جمع و محفل، از دانش و علم سوال میکنند و مدتی درباره آن گفتگو میکنند.
گر ایدون که این نامور پهلوان
سرافراز و بیدار و روشن روان
هوش مصنوعی: اگر چنین باشد که این پهلوان نامور، با عزت و آگاه و روشندل وجود دارد.
به گوهر درست و به دل هوشیار
به مردی ستور و به دانش سوار
هوش مصنوعی: با ارزش و با اراده باش و با دانایی مثل یک سواری که بر اسب سوار است.
وفا دارد و مهر و رای و خرد
روان را به دانش همی پرورد
هوش مصنوعی: وفا، محبت، اندیشه و عقل، روح را با علم و دانش پرورش میدهند و به رشد و ترقی آن کمک میکنند.
ابا این همه گردی و زور و فر
نژاد بزرگی و شرم و هنر
هوش مصنوعی: با وجود تمام این گرد و غبار و قدرت و افتخار نیاکان، بزرگ منشی و حیا و هنر اهمیت ویژهای دارند.
سزد گر سرآری به پیوند او
شوی شادمانه به پیوند او
هوش مصنوعی: اگر به ارتباط او بپیوندی، سزاوار است که خوشحال شوی و به این پیوند افتخار کنی.
وگر آن که آید سرافراز شیر
سوی کشور ما چو آید دلیر
هوش مصنوعی: اگر شیر سرافراز و دلیر به سرزمین ما بیاید، چه احساسی خواهیم داشت.
بدین ره نباید که دیو آمدست
ابا نامداران نیو آمدست
هوش مصنوعی: در این مسیر نباید گذاشت که شیاطین بیایند، زیرا افراد بزرگ و نام دار در اینجا حضور دارند.
کزیدر سیه دیو چون بازگشت
پر از برف و سرما شود کوه و دشت
هوش مصنوعی: وقتی که پرندهای سیاه در دل تاریکی برمیگردد، زمین و آسمان پر از برف و سرما میشود و کوهها و دشتها به این وضع دچار میگردند.
کنون مهرگان آید و ماه دی
که بفسرد خواهد رگ و جان و پی
هوش مصنوعی: حالا جشن مهرگان فرا رسیده و ماه دی نیز به زودی میآید، که در این زمان جان و روح و وجود انسان دچار تلخی و سردی خواهد شد.
زمستان و سرما بدین راه دیو
نیارد گذر کرد و نه مرد نیو
هوش مصنوعی: زمستان و سرما به این روش نمیتوانند به دیو راه دهند و نه به انسان.
مر او را گذر سوی کژدر بود
گذشتن بدان راه خوش تر بود
هوش مصنوعی: او را به سویی میبرد که مسیرش نامناسب است، اما عبور از آن راه به مراتب دلپذیرتر میباشد.
در این راه اریدون که فرمان دهی
تو شاهی و ما جمله نزدت رهی
هوش مصنوعی: در این مسیر، اگر تو فرمانروایی، ما همه به تو وابستهایم و در نزد تو قرار داریم.
چو خواهی که او را به هر نیک و بد
به مردی و رادی و فر و خرد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی او را بپذیری و با او در هر حالتی از جمله خوبی و بدی، شجاعت و بیجبری، شخصیت و خردمندی رفتار کنی، باید با او به دور از قضاوتهای سطحی رفتار کنی.
ببینی نکو آزمایش کنی
همان آزمون را فزایش کنی
هوش مصنوعی: اگر ببینی کار نیک را، باید آن را آزمایش کنی و در آزمون آن پیشرفت داشته باشی.
به دیوان و جادوی کندآوران
به افسون و برهان دانشوران
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که در دنیای جادو و سحر، تأثیر جادوگران و افسونگران با قدرت علم و دانش افرادی که آگاه هستند، مقایسه میشود. به عبارت دیگر، علم و دانش بر جادو و افسون غلبه دارد و میتواند واقعیت را بهتر درک کند.
بگوییم تا هفت منزل به راه
بسازند پتیاره پیش سپاه
هوش مصنوعی: میگوییم تا هفت منزل را برای سفر آماده کنند، در حالی که پیشرویمان پتیارهای در پیش سپاه است.
زشیران و گرگان و از اژدها
ز سرما و گرما ز هر دو بلا
هوش مصنوعی: از شیران و گرگان و اژدها، در برابر سرما و گرما و هر دو نوع بلا و مصیبت.
همان جادو و اژدر و دیو و غول
کزو درد و رنجست و هم بیم و هول
هوش مصنوعی: همان جادو، اژدها، دیو و غول که باعث درد و رنج و همچنین ترس و نگرانی میشود.
همان کرگدن دیو بی ترس و باک
که از ابر مرغ اندر آرد به خاک
هوش مصنوعی: کرگدنی که هیچ ترسی ندارد و با جرات به پیش میرود، حتی میتواند ابر را به زمین بیندازد.
بیایند در راه آن شیرمرد
به رزم از زمانه برآرند گرد
هوش مصنوعی: همه به میدان بیایند و در کنار آن مرد شجاع به نبرد بپردازند و از شر زمانه رهایی یابند.
همیدون گر این شیروش مرد گرد
جوان سرافراز با دستبرد
هوش مصنوعی: اگر جوان شجاع و با افتخاری در میان این شیرها باشد، به راحتی میتواند بر آنها غلبه کند.
به فر و به مردی و زور و هنر
بدین هفت منزل بیابد گذر
هوش مصنوعی: با زیبایی، شجاعت، قدرت و مهارت، انسان میتواند در این هفت مرحله به موفقیت دست یابد.
سزای ستایش بود بی گمان
ستودن به مردی مر او را توان
هوش مصنوعی: ستودن و تمجید از یک مرد واقعی و شایسته، بدون شک و تردید، حق اوست.
تو نیز آن زمان ناسپاسی مکن
بیندیش و حق ناشناسی مکن
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که در آن زمان هم ناسپاسی نکن و از یاد نبردی که حق آن را باید شناسایی کنی.
بدان راه رو کو نماید تو را
کزو آرزوها برآید تو را
هوش مصنوعی: بدان که راهی را انتخاب کن که تو را به آرزوهایت برساند.
چو بشنید شاه این پسند آمدش
همه گفته ها سودمند آمدش
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه این را شنید، آن را خوشایند دانست و تمام گفتهها را برایش مفید به نظر آمد.
یکی بزمگه ساخت شاهنشهی
بیاراست ایوان و گاه مهی
هوش مصنوعی: یک نفر به عنوان پادشاه، جایی را چراغانی کرده و با زیبایی و شکوه، محلی برای جشن و شادی آماده کرده است.
فرستاد و دیو سیه را بخواند
سوی تخت زرپیکرش بر نشاند
هوش مصنوعی: او فرستاد و دیو سیاه را به سوی تخت زرینش فراخواند و او را بر آن تخت نشاند.
نهادند زرین یکی پیشگاه
نشستند گردان ابر تخت شاه
هوش مصنوعی: در اینجا، یک جلوه زیبا و باشکوه توصیف شده است که در آن یک تخت طلایی در پیشگاه قرار گرفته و ابرها دور آن را احاطه کردهاند، به گونهای که این صحنه شبیه به تخت یک پادشاه است. این تصویر احساس عظمت و بزرگی را منتقل میکند.
یکی کاخ بود از خوشی چون بهشت
همان خاک او مشک و زر بود و خشت
هوش مصنوعی: در این بیت، توصیف یک کاخ زیبا و دلنشین مانند بهشت شده است. این کاخ از مواد گرانبها مانند خاک خوشبو و طلای براق ساخته شده است، که نشاندهنده زیبایی و شکوه آن است.
در و بام و دیوارها پرنگار
بدو اندرون پرده گوهر نگار
هوش مصنوعی: در و دیوار و سقف این مکان با نقش و نگار زینت یافته و درون آن پردهای از جواهرات زیبا وجود دارد.
ز در و ز یاقوت سرخ و گهر
ز لعل و زبرجد نشانده به زر
هوش مصنوعی: درهای سرخ و جواهراتی از یاقوت و لعل و زبرجد همه با طلا جلوهگری میکنند.
زمینش ز زربفت و خز و حریر
چنان چون نموده بدو مهر تیر
هوش مصنوعی: زمین او از بافتهای گرانبها و نرم چون زربفت، خز و حریر است، به گونهای که زیبا و دلربا به نظر میرسد.
غلامان خورشید رو صف زده
پس و پیش خسرو رده بر رده
هوش مصنوعی: خادمهای زیبای خورشید به صف ایستادهاند و در مقابل پادشاه، با نظم و ترتیب خاصی قرار گرفتهاند.
همه لب پر از نوش و سرها به پیش
پرستار پیش ایستاده به پیش
هوش مصنوعی: همه لبها پر از نوشیدنی است و سرها به سوی پرستار متمایل شدهاند و به جلو ایستادهاند.
به کف بر می و چشم ها نیم مست
ز نسرین و از لاله دسته به دست
هوش مصنوعی: دست یک لیوان شراب در دست دارم و چشمانم به حالت نیمه بیخیالی درآمده است، در حالی که دستهای گل نسرین و گل لاله نیز در دست دارم.
فراوان بر هرکسی چون نثار
به مجلس ز عنبر ز مشک تتار
هوش مصنوعی: همه جا برای هر کسی مانند گلی به مجلس، عطر و بوی خوشی از عنبر و مشک پخش میشود.
چو ایوان از آن مشک بویا شده
ز خنیاگران کاخ گویا شده
هوش مصنوعی: چون ایوان با عطر مشک خوشبو شده است، به خاطر آواز خوانان، کاخ نیز به نظر زیبا و دلنشین میآید.
چو با زیر و بم راز برساختی
صدای نوا در هوا تاختی
هوش مصنوعی: وقتی که به تمامی جزئیات و رموز موسیقی آشنا شدی، صدای نوا در فضا پخش میشود.
ز آهنگ و آوای بانگ و خروش
همی شادمان گشته قلب سروش
هوش مصنوعی: به خاطر صدای دلنشین و پرشور، دل سروش خوشحال و شاداب شده است.
تو گفتی که ناهید با مشتری
در آن بزمگه بد به خنیاگری
هوش مصنوعی: تو گفتی که ناهید و مشتری در آن مجالس خوشی به آواز خواندن مشغول بودند.
بدین گونه تا شد هوا تیره فام
به یاد فرامرز خوردند جام
هوش مصنوعی: در اینجا، به تدریج هوا تاریک و غمگین میشود و به یاد فرامرز، یعنی یکی از شخصیتهای برجسته، اقدام به نوشیدن شراب میکنند.
سخنشان به دیدار او بد همه
زمردی و کردار او بد همه
هوش مصنوعی: سخنان آنها هنگام دیدار او، تمام زیبایی و ارزش را به نمایش میگذارد و رفتار او نیز نشاندهندهی بهترین کردارهاست.