برگردان به زبان ساده
بعد از آن از آنجا برفتیم و به دیهی رسیدیم که آن را حیفا میگفتند و تا رسیدن بدین دیه در راه ریگ فراوان بود، از آن که زرگران در عجم به کار دارند و ریگ مکّی گویند، و این دیه حیفا بر لب دریاست و آنجا نخلستان و اشجار بسیار دارند. آنجا کشتی سازان بودند و آن کشتی های دریای را آنجا جودی میگفتند. از آنجا به دیهی دیگر رفتیم، به یک فرسنگی، که آن را کنیسه میگفتند، از آنجا راه از دریا بگردید، و به کوه در شد سوی مشرق و صحراها و سنگستانها بود که وادی تماسیح میگفتند. چون فرسنگی دو برفتیم دیگر بار راه به کنار دریا افتاد و آنجا استخوان حیوانات بحری بسیار دیدیم که در میان خاک و گل معجون شده بود و همچو سنگ شده از بس موج که بر آن کوفته بود.
هوش مصنوعی: پس از آن، از آن مکان خارج شدیم و به روستایی رسیدیم که نامش حیفا بود. در مسیر رسیدن به این روستا، ریگهای زیادی وجود داشت، چون زرگران در کشور عجم به این ریگها احتیاج دارند و به آنها ریگ مکی میگویند. این روستا در کنار دریا واقع شده و نخلستانها و درختان زیادی دارد. در آنجا افرادی به ساخت کشتی مشغول بودند و این کشتیها را جودی مینامیدند. سپس به روستای دیگری رفتیم که حدود یک فرسنگ فاصله داشت و نامش کنیسه بود. از آنجا، راه به سمت دریا تغییر کرد و به کوهها رفت که به سمت شرق و صحراها و سنگستانها منتهی میشد و به وادی تماسیح معروف بود. بعد از دو فرسنگ حرکت، دوباره به کنار دریا رسیدیم و در آنجا استخوانهای زیادی از حیوانات دریایی را دیدیم که در میان خاک و گل مانده بودند و به دلیل برخورد امواج، به نوعی همچون سنگ شده بودند.