برگردان به زبان ساده
بدانید که نفس را سوی اندریافتن آنچ نداند دو راه است ، یکی گوش و دیگر چشم . و گوش بدلالت زبان یابد دست یابد مرعلم را که نبشته به ببیند ، و خداوندان حواس درست شنوندگان یا بینندگان اندر آنچه گوینده بگوید انبازانند، و شناسندگان نبشته مخصوص انداز شنوندگان اندر آنچ از نبشته برخوانند. و بدین فصل که بگفتیم پیدا شد که گوش ماده است که فائده پذیر است از زبان که نر است و فائده دهنده است . و هردو جفتان یکدیگراند و نیز پیدا شد که شناسندگان نبشته شریفتراند از شنوندگان، از بهر آنکه همه نویسندگان مردم اند. و همه مردم نویسنده نیستند ، و نیز همه شنوندگان مردم نیستند چنانک همه نویسندگان مردم اند و کتابت مردم را صنعتی است که هیچ جانور با او اندر آن انباز نیست. و گر نویسنده را از عالم برگیری بوهم مردم برگرفته نشود ، و گر مردم را بوهم از عالم برگیری نویسنده برگرفته شود، و همچنانک اگر مردم را بوهم از عالم برگیری حیوان برگرفته نشود ، و گر حیوان را بوهم برگیری مردم برگرفته شد، از بهرآنک هر مردمی حیوان است، و هر حیوانی مردم نیست . و هر دو چیزی که ببرگرفتن یکی ازایشان آن دیگر برگرفته شود آن دیگر که برگرفته شود باز پس ترازان یار خویش پدید آمده باشد ، چنانک نویسنده که ببر گرفتن مردم همی برگرفته شود و سپس از پدید آمدن مردم پدید آمدست . و هرچه اندر بودش باز پس تراست از و بشرف بیشتر است . پس درست شد که نویسندگان را آن شرف است که مردم را بر دیگر حیوان شرف است.
هوش مصنوعی: آگاه باشید که برای درک آنچه که نفس نمیداند، دو راه وجود دارد: یکی گوش و دیگری چشم. گوش با کمک زبان، به دریافت اطلاعات میپردازد و دستش به علم میرسد، در حالی که انسانها با تواناییهای حسی خود میتوانند آنچه را که گوینده میگوید، بهتر درک کنند. شناختگویندگان نوشتهها از شنوندگان بالاتر است، زیرا تمام نویسندگان انسان هستند، اما همه انسانها نویسنده نیستند. همچنین، نویسندگی مهارتی است که هیچ حیوانی نمیتواند با آن به رقابت بپردازد. اگر نویسندهای از دنیا برود، انسانها نیز بدون او باقی نمیمانند، اما انسانها بدون نویسنده وجود خواهند داشت. بدین ترتیب، معلوم میشود که نویسندگان در مقایسه با دیگر حیوانات، برتری دارند و این برتری ناشی از انسان بودن و تواناییهای خاص آنهاست.