برگردان به زبان ساده
دوش مرغان چمن نعرهٔ مستانه زدند
آتشی در دل شوریدهٔ دیوانه زدند
هوش مصنوعی: شب گذشته، پرندگان چمن با صدای شاد خود نعرهزنان آواز سر دادند و آتش عشقی در دل دیوانهی شیدا برپا کردند.
زاهدان خیمهٔ عشرت سوی میخانه زدند
خیز کز باد صبا زلف سمن شانه زدند
هوش مصنوعی: عابدان و زاهدان به سوی محل خوشگذرانی و خوشی رفتند. برخیزید، چون نسیم صبح، موهای گلی را شانه زده و آراسته کرده است.
وز رخ شاهد گل پرده برانداختهاند
هوش مصنوعی: از روی گل، پرده را کنار زدهاند.
ساقیان جام جم از بادهٔ حمرا کردند
شاهدان باده به روی گل و ریحان خوردند
هوش مصنوعی: ساقیان، با شراب قرمز، شاهدان را به نوشیدن دعوت کردند و آنها نیز از باده لذت بردند و بر روی گل و گیاه نشستهاند.
میفروشان می گلرنگ به خون پروردند
وز گل و سبزه بساطی به چمن گستردند
هوش مصنوعی: فروشندگان شراب، با رنگ گل، به خون زندگی دادند و در کنار گل و سبزه، سفرهای در باغ پهن کردند.
تا در او مجلسیان بزم طرب ساختهاند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در جایی، عدهای گرد هم آمدهاند و جشنی شاداب و خوشایند برپا کردهاند.
نوبهار آمد و گلهای چمن بشکفتند
بلبلان راز دل خویش ز کس ننهفتند
هوش مصنوعی: بهار فرارسیده و گلهای چمن شکوفه زدهاند. بلبلها از عشق و احساسات خود هیچ رازی را پنهان نکرده و با شوق و عشق درباره آن سخن میگویند.
غنچه را دوش چو یاقوت دهن میسفتند
عندلیبان سحرخیز به گل میگفتند
هوش مصنوعی: دوش دم صبح، هنگامی که پرندگان به پرواز درآمدند، غنچه را به زیبایی چون یاقوت میفشردند و در عین حال به گلها بهطور ملایم و عاشقانه سخن میگفتند.
که نسیم سحر از غالیه نشناختهاند
هوش مصنوعی: نسیم صبح به عطر خوشبوی گلها آشنا نیست.
ساقیا رطل گران ده که ز خلوت رستیم
سخن توبه مگو بیش که ما بشکستیم
هوش مصنوعی: ای ساقی، مقدار زیادی شراب بده تا از تنهایی و گوشهنشینی خارج شویم. دیگر از توبه و بازگشت سخن نگو زیرا ما به طور کامل از آن عبور کردهایم.
بنشین کز می نوشین لبت سرمستیم
با گل و لاله چو امروز به می بنشستیم
هوش مصنوعی: بنشین و از شراب نوشیدن لبت لذت ببر که ما امروز با گل و لاله در کنار هم خوشحال و شاداب هستیم.
قامت سرو سهی از چه برافراختهاند؟
هوش مصنوعی: چرا قامت زیبا و راست سرو را اینگونه بلند کردهاند؟
باده نوشان که چو من معتکف خمارند
وقت آن است که خاطر به چمن بسپارند
هوش مصنوعی: شرابنوشانی که مانند من دلی در آتش نیاز دارند، اکنون زمان آن است که خیال خود را به باغ و طبیعت بسپارند.
ابر میگرید و مرغان چمن میزارند
هوس سرو و گل، آنها که چو ناصر دارند
هوش مصنوعی: ابر در حال باریدن است و پرندگان در دل چمن به یاد سرو و گل آرزو میکنند، آنها که مانند ناصر عشق و شوق در دل دارند.
رخت سودا همه از سینه بپرداختهاند
هوش مصنوعی: همه نشانههای عشق و دلبستگی از دل من رفته و پاک شدهاند.