برگردان به زبان ساده
تنم چو ذرهٔ خاک است و دل چون قطرهٔ خون
به شکل نقطه که باشد میان حلقهٔ نون
هوش مصنوعی: بدن من مانند ذرهای خاک است و دلم همانند قطرهای خون میباشد که در مرکز دایرهای شبیه به حرف "نون" قرار دارد.
شده است خرقهٔ نُه توی چرخ زنگاری
ز بس که آه زدم بر سپهر آینه گون
هوش مصنوعی: به خاطر نالهها و گریههایم بر آسمان، پوشش فرسودهای که به دست زمان ساخته شده، به شدت کهنه و رنگباخته شده است.
به انقلاب سفر دورم از دیار فکند
جهان منقلب و روزگار بوقلمون
هوش مصنوعی: من از سرزمین خود به دور سفر کردهام و اکنون اوضاع و احوال جهان به شدت تغییر کرده است، مانند روزگاری که بوقلمونها بیخبر از واقعیتها در حال گذراندن زندگی خود هستند.
مرا خون جگر نیل و دجله پیش است
هنوز در نظر م همیرود جیحون
هوش مصنوعی: من هنوز یاد و خاطرهی درد و رنج خود را از نیل و دجله در ذهن دارم و همواره پیش چشمم، رود جیحون در حال جاری است.
سرشک دیدهٔ من قطرهای و صد دریا
غبار خاطر من ذرهای و صد هامون
هوش مصنوعی: چشم من فقط یک قطره اشک دارد، اما در دل من صد دریا غم و اندوه وجود دارد. احساسات من تنها یک ذره هستند، اما در واقع صدها بیابان پر از یادها و خاطرات در ذهنم نهفته است.
ترا ببیند و از تو خجل شود لیلی
مرا ببیند و بر من حسد برد مجنون
هوش مصنوعی: اگر لیلی مرا ببیند، از من خجالت میکشد و اگر مجنون مرا ببیند، به من حسد میورزد.
ز بس که گرد سر کوی تو بر آمدهام
بر آمده است به آفاق نام من مجنون
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی وقت است اطراف کوی تو راه رفتهام، نام من در همه جا به عنوان مجنون شناخته شده است.
کشیده پای قناعت به دامن خارا
فشانده دست فراغت بر اطلس و اکسون
هوش مصنوعی: قناعت مانند دامن زنگار گرفتهای است که به آن کشیده شده، و در کنار آن، آرامش و آسایش به مانند پارچهای نفیس و زیبا بر روی آن گسترده شده است.
ترا وظیفهٔ ناز و مرا وظیفهٔ نیاز
همه فنون جنونست و الجنون فنون
هوش مصنوعی: وظیفهٔ تو ناز کردن است و وظیفهٔ من نیاز داشتن. همهٔ جنونها و دیوانگیها دارای رنگ و لایههای مختلفی هستند.
چو قامت تو بلند است همت ناصر
عبارت سخنش چون شمایلت موزون
هوش مصنوعی: وقتی قامت تو بلند و زیباست، نیروی ناصر نیز مانند سخن او موزون و هماهنگ است.
زمان معدلت خواجه بر نتابد ظلم
به چشم مست بگو تا دگر نریزد خون
هوش مصنوعی: این زمان دیگر حوصلهاش سر رفته و هیچ ظلمی را تحمل نمیکند. به کسی که در خواب و خوشی است بگو تا دیگر خونها را نریزد و به آرامش برگردد.
خدایگان افاضل جلال دولت و دین
که هست نامهٔ دولت به نام او محشون
هوش مصنوعی: ای خدایگان بزرگ و برجسته، جلال دولت و دین به شما اختصاص دارد و نامههای دولت به نام شما پر از محتوا و معنا است.
چو آفتاب سر از جیب خرقه تا برکرد
فشاند دامن همت بر اطلس و اکسون
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از پردهی لباس درآید و نمایان شود، بر خود همت و اراده میافشاند، همچون فرشی از ابریشم و پارچهای گرانبها.
اگر حدیث ز تفسیر او بگویم، نیست
به یک دقیقهٔ او جمله شروح و متون
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از تفسیر او سخن بگویم، نمیتوانم در یک دقیقه تمام تفاسیر و متون مربوط به آن را بیان کنم.
دهد به علم و عمل خلق را نجات و شفا
چرا که جمله اشارات اوست بر قانون
هوش مصنوعی: علم و عمل میتواند به مردم کمک کند و آنها را نجات دهد و درمان کند، زیرا همه اینها در چارچوب قوانین الهی قرار دارد.
بسی نماند که گردد به یمن اقبالش
چهار ربع زمین در زمان او مسکون
هوش مصنوعی: مدت زیادی نمیگذرد که با خوششانسی او، بخش بزرگی از زمین در زمان او آباد و سکنهنشین شود.
زهی جمال معانی تو بدیع چنان
که در بیان جمالت زبان شدست زبون
هوش مصنوعی: ای چه زیبا و دلنشین معانی تو! زیبایی تو چنان است که زبان برای تو خضوع و انکسار پیدا کرده است.
ز عزم تست که آمد سپهر در حرکت
ز حزم تست که جرم زمین گرفت سکون
هوش مصنوعی: به خاطر هدف و اراده توست که آسمان در حال حرکت است و به خاطر تدبیر و هوشمندی توست که زمین در حالت سکون خود باقی مانده است.
به زیر زین مراد تو رام خواهد شد
اگر چه ابلق ایام توسن است و حرون
هوش مصنوعی: اگرچه در زمانهای سخت و ناپایدار به سر میبری، اما اگر در مسیر خواستههایت تلاش کنی و با صبر و استقامت پیش بروی، به هدفهای خود خواهی رسید و آرامش را تجربه خواهی کرد.
درون دایرهٔ کون بدعتی نامد
که از حدود جهاتش نکردهای بیرون
هوش مصنوعی: در فضای وجود، هیچ نوآوری یا تغییری به وجود نیامده که از مرزهای مشخص طبیعت فراتر رفته باشد.
طبیب حاذق عدل از برای حفظ مزاج
ز لطف و مهر تو ترکیب میکند معجون
هوش مصنوعی: پزشک ماهر برای حفظ سلامتی مزاج، با لطف و محبت تو، دارویی را ترکیب میکند.
اگر نه عدل تو بودی ضمان دور زمان
سجل چرخ شدی خط ز اختر وارون
هوش مصنوعی: اگر عدالت تو نبود، زمان میتوانست به گونهای دیگر بچرخد و سرنوشتها تغییر کند.
چنین که فتنه به خواب است و بخت تو بیدار
مگر که بخت تو دادست فتنه را افیون
هوش مصنوعی: وقتی که مشکل و نگرانی در خواب است و سعادت تو در بیداری به سر میبرد، ممکن است که تقدیر تو به گونهای باشد که این مشکلات را بیاثر کند.
ز بس که دست چو دریای تو گهر بخشید
نماند در دل کان هیچ خردهای مدفون
هوش مصنوعی: به دلیل فراوانی خوبیها و نعمتهایی که از تو به دیگران رسیده، دیگر چیزی در دلها باقی نمانده که به نوعی از آن خردهگیری شود یا کمبود احساس شود.
سحاب هایل از رعد میکند ناله
به زیر پای عطای تو بر مثال هیون
هوش مصنوعی: ابرها از شدت رعد و برق ناله میزنند، در حالی که زیر پای تو، مانند اسبی قوی و نیرومند قرار دارند.
فضایل تو ز دیباچهٔ هنر عنوان
فواضل تو ز سرنامهٔ سخا مضمون
هوش مصنوعی: ویژگیهای تو همچون آغاز و پیش درآمد هنر به زیبایی تزیین شده است و خصیصههای نیک تو در بالای صفحه سخاوت به صورت دلنشینی جلوهگر است.
چو بدر خصم تو هر روز کمتر است، آن به
که چون هلال بود دولت تو روز افزون
هوش مصنوعی: زمانی که دشمن تو هر روز ضعیفتر میشود، بهتر است که موفقیت و خوشبختی تو در حال افزایش باشد، مانند هلال که در حال بزرگتر شدن است.
فرو رود به زمین همچو گنج آخر کار
حسود تو به مثل گر همیشود قارون
هوش مصنوعی: حسود در نهایت به زمین میافتد و نابود میشود، مانند گنجی که در انتها به دست کسی میرسد. اگرچه او ممکن است به ثروت و قدرت برسد، اما سرانجام سرنوشتی شبیه قارون خواهد داشت.
ستاره از نظر سعد تو سعادت یافت
که طالع تو کند حل عقدهٔ گردون
هوش مصنوعی: ستاره با نگاه تو به خوشبختی رسیده است، زیرا سرنوشت تو توانسته است مشکلهای آسمان را حل کند.
مکان قدر تو هم در زمان قدرت تست
نه همچو زلف بتان بخت او شدست نگون
هوش مصنوعی: مقام و جایگاه تو بستگی به زمان و قدرتی که داری دارد و مانند زلفهای زیبای معشوق نیست که به سادگی و بیدلیل دچار افت و زوال شود.
هنر پناها در مدح تو جواهر لفظ
به سلک نظم کشیدم چو لؤلؤ مکنون
هوش مصنوعی: هنر خود را در ستایش تو مانند جواهرات با ارزش در قالب شعر نمایش دادم، همچون مرواریدهای پنهان.
چو زیور سخنم گوهر مدیح شماست
عروس معنی بر لفظ تو شده مفتون
هوش مصنوعی: سخنان من مانند زیور و زینت است که زیبایی شما را به تصویر میکشد و مانند عروسی که معنی را به کلام پیوند داده، تحت تاثیر زیبایی شما قرار گرفتهام.
اگر به عین عنایت نظر کنی شاید
که در دلم ز ثنایت عیان شده است عیون
هوش مصنوعی: اگر با دقت و توجه به من نگاه کنی، ممکن است عشق و محبت تو در دل من به وضوح نمایان شده باشد.
همیشه تا به محاق و زوال در مه مهر
پدید گردد نقصان به امر کن فیکون
هوش مصنوعی: همیشه وقتی که به نقطهی ضعف یا پایان نزدیک میشویم، نمایان شدن نور خورشید به شکل غمانگیزی به ما نشان میدهد که در این دنیا هیچ چیز کامل نیست و نقصانی وجود دارد. این اتفاقات ناشی از ارادهای بالاتر است که همه چیز را در جریان دارد.
چو مهر باد وجود تو از محاق ایمن
چو ماه رأی منیر او از زوال مصون
هوش مصنوعی: وجود تو مانند ماهی است که از تاریکی نجات یافته و در حال درخشش است. همانطور که ماه از زوال و کمنوری در امان است، رأی و اندیشهام نیز از خطر نابودی محفوظ مانده است.