برگردان به زبان ساده
نشست خسرو گردون به بارگاه حمل
به نام نامیه منشور داد بهر عمل
هوش مصنوعی: خسرو بزرگ و با شکوه بر تخت سلطنت نشسته و به نامی بزرگ، فرمانی برای انجام کارها صادر کرده است.
کنون به سوی مزاج جهان بباید دید
که گشت سوی مزاجش اعتدال بدل
هوش مصنوعی: اکنون باید به وضعیت کلی جهان توجه کنیم تا ببینیم که آیا به سمت تعادل و آرامش پیش رفته است یا خیر.
چنان به هر طرف جوی سبزهست به باغ
که میکشند به زنگار بر ورق جدول
هوش مصنوعی: در باغ سبزهها به قدری در هر طرف پراکنده است که همچون زنگاری بر روی کاغذ جدول کشیده شده است.
ز عشق گل به دل لاله داغهای سیاه
چنانک عنبر سارا در آتشین منقل
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، دل لاله پر از دردهای سیاه شده است، همانطور که عنبر سارا در آتش منقل میسوزد.
ز برگ بید فتادهست سایه بر سر گل
به شکل خنجر بهرام بر گلوی حمل
هوش مصنوعی: سایهای از برگ بیدی بر روی گل افتاده، که شبیه به خنجری است که بر گلوی حیوانی قرار گرفته است.
حرارتی ز هوا تا در او اثر نکند
شکوفه مالد بر روی خویشتن سندل
هوش مصنوعی: اگر هوای سرد بر روی شکوفهها تأثیر نگذارد، همانطور که گلبرگها به خود زینت میدهند.
چنانکه خنجر غازی به خون خضاب شود
ز رنگ لاله و گل سرخ گشت جبل
هوش مصنوعی: چنان که خنجر جنگجویان با خون رنگین میشود، کوه از رنگ لاله و گلهای سرخ زینت مییابد.
نشسته بر سر هر شاخ بلبلی گویا
چو عالمان مجادل به وقت بحث و جدل
هوش مصنوعی: در هر گوشهای، پرندهای نشسته است که همانند دانشمندان در زمان بحث و جدل، به مباحثه مشغول است.
عروس باغ پر از لالههای رنگارنگ
مثال حور بهشتی در میان حلل
هوش مصنوعی: عروس باغ، با لالههای رنگارنگی که دارد، مانند حورهای بهشتی در میان حوریان است.
دریده غنچه گریبان، به رقص آمده سرو
چنار دست زده، گفته مرغ صوت و غزل
هوش مصنوعی: غنچه در حال شکفته شدن است و سرو چنار به رقص در آمده، همچنین پرندهای هم با آواز و شعر خود به این شادی پیوسته است.
خوش است طرف چمن، خاصه با گلاندامی
که بوی سنبل او برد از دماغ خلل
هوش مصنوعی: منظور از این بیت اشاره به زیبایی و دلانگیزی چمنزار دارد، به ویژه زمانی که گلهای خوشبو در آنجا وجود دارند. بوی خوش گل سنبل به قدری دلپذیر است که روح را نوازش میدهد و حس خوبی به انسان میبخشد.
مجو معلم و واعظ به جز مغنی و چنگ
که هر دو راست ادا میکنند قول و غزل
هوش مصنوعی: به دنبال آموزگار و واعظی نباش که فقط نغمهسرا و نوازنده باشند، زیرا آنها به درستی شعر و سخن را ادا میکنند.
صبا ز خاک در شاه کحل میسازد
که چشم نرگس سیراب میشود اکحل
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی از خاک درخت کحل برداشت میکند و با آن چشمان نرگس را آبیاری میکند.
زبان سوسن آزاد اگر چه طولی داشت
دعای عمر شهنشاه گفت و شد اطول
هوش مصنوعی: زبان گل سوسن آزاد است، هرچند که طولانی باشد. دعای عمر پادشاه گفته شد و او نیز عمرش طولانی شد.
خدایگان سلاطین مشرق و مغرب
معز دولت و دین، شاه اعلم اعدل
هوش مصنوعی: این جمله دربارهی یک پادشاه سخن میگوید که هم در سرزمینهای شرقی و هم در سرزمینهای غربی فرمانروایی میکند. او به عنوان کسی که قدرت و دین را حفظ کرده و دانش و عدالتش زبانزد است، توصیف میشود.
ملک حسین حسن خُلقِ شاه دودهٔ کرت
که روشن است ز رایش جهان علم و عمل
هوش مصنوعی: حسین، پادشاهی است که با اخلاق نیکو شناخته میشود و از نسل بزرگانی است که روشنایی علم و عمل در دنیا از او سرچشمه میگیرد.
مجاهدی که اگر بانگ بر زمانه زند
چو موش مرده کند شیر چرخ ترک حیل
هوش مصنوعی: مجاهدی که اگر صدایش به دنیا برسد، باعث ترس و وحشت بزرگی میشود. او چنان قدرتی دارد که حتی شیرِ قدرتمند زمانه را هم از پا درمیآورد.
نبود سائل در ملک او وگر هم بود
جناب دولته قال خذ و لاتسأل
هوش مصنوعی: در قلمرو او هیچ درخواستی وجود نداشت و اگر هم بود، مقام و رتبهاش میفرمود: بگیر و نپرس.
زهی رسیده به جائی کمال دانش او
که از ازل به ابد بیند، از ابد به ازل
هوش مصنوعی: او به مرتبهای والا دست یافته که میتواند از آغاز تا همیشه را ببیند و برعکس، از همیشه به آغاز نظر کند.
به حق آنکه جز او نیست اول و آخر
که هست ذات تو مقصود آخر و اول
هوش مصنوعی: به حق آن کسی که تنها او است، نه اولی وجود دارد و نه آخری، که وجود تو تنها هدف و مقصود است، هم در آغاز و هم در پایان.
به طوع طائر دولت مطیع خدمت تست
کجا رود چو مگسی اوفتد به دام عسل
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی و اراده کنی، خوشبختی مانند پرندهای مطیع در خدمت توست. اما اگر او به دام عسل بیفتد، دیگر جایی نخواهد داشت و ممکن است به سمت جای دیگری برود.
به لطف و غبغب تو بازبسته راحت و رنج
فراغت است جهان را ز مشتری و زحل
هوش مصنوعی: با حسن و زیبایی تو، آسایش و رنج در جهان تحت تأثیر مشتری و زحل است.
حدیث رستم دستان شدهست افسانه
ز ضرب تیغ تو اکنون همی زنند مثل
هوش مصنوعی: داستان رستم و دستان به افسانه تبدیل شده و اکنون همگان از ضربههای شمشیر تو یاد میکنند و آن را روایت میکنند.
مدیح غیر تو در خاطرم نمیآید
حریم کعبه نشاید مقام لات و هبل
هوش مصنوعی: یاد هیچکس جز تو در ذهنم نمیماند، زیرا حریم کعبه، جایگاه لات و هبل نیست.
به سمع شاه جهان یک دو حرف خواهم گفت
ولی ز بیم ملالت ملخص و مجمل
هوش مصنوعی: میخواهم چند کلمه به گوش شاه جهان برسانم، اما به دلیل نگرانی از خستگی و کلافگی، خیلی کوتاه و خلاصه بیان میکنم.
ز اوستاد من این نکته یاد میدارم
که زینهار سخن را نگاه دار محل
هوش مصنوعی: از معلم خود یاد گرفتهام که باید در بیان کلمات و صحبتهایم احتیاط کنم و موضوع را بهخوبی حفظ کنم.
مرا ز شعر تفاخر به مدح تست ار نی
به نسبت هنرم شعر صنعتیست اقل
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که شاعر به این نکته اشاره دارد که اگر در شعر و ادبیات به خودستایی بپردازد، تنها به خاطر ستایش و مدح دیگران است و اگر این مدح و ستایش وجود نداشته باشد، شعر او چیزی بیشتر از یک اثر صنعتی و بیکار نیست. به عبارتی دیگر، ارزش شعر در نظر او به وابستگی آن به تحسین و احترام دیگران است.
ز بحر شعر کسان قطرهای نمیجویم
طهارتی نتوان کرد از آب مستعمل
هوش مصنوعی: من به دنبال یک قطره از دریای شعر دیگران نیستم، زیرا نمیتوان پاکی و طهارت را از آب آلوده به دست آورد.
نظام کار جهان جون ز تست، میخواهم
که کار بنده بماند مبتر و مختل
هوش مصنوعی: نظام و ترتیب کارهای جهان به دلیل وجود تو است، من آرزو دارم که کارهای من به هم نریزد و دچار اختلال نشود.
همیشه تا به حروف جمل کنند حساب
حساب عمر تو بادا فزون ز حرف جمل
هوش مصنوعی: عمر تو باید از همه افکار و کلماتت بیشتر باشد، پس همیشه به خاطر داشته باش که زندگیات ارزشمندتر از صرفاً صحبتها و حرفهاست.
دو میوهٔ گل دولت به بوستان وجود
همیشه تازه به لطف خدای عزوجل
هوش مصنوعی: دو میوه از گل خوشبختی در باغ وجود همیشه با لطف خداوند تازگی دارند.