برگردان به زبان ساده
به توفیق یزدان و یاری طالع
گزیدم سفر از دیار و مواضع
هوش مصنوعی: با کمک و حمایت خداوند و شانس خوب، تصمیم گرفتم سفر کنم و از دیار و مکان های خود خارج شوم.
شبی از طلوع سحر دور مانده
کواکب بر آورده سر از مطالع
هوش مصنوعی: شبی که از طلوع صبح فاصله دارد، ستارهها سر خود را از مطالعه بیرون آوردهاند.
یکی در مسیر و دگر در تحیر
یکی مستقیم و دگر گشته راجع
هوش مصنوعی: یکی در مسیر درست قدم میزند و به هدفش نزدیک میشود، در حالی که دیگری در بلاتکلیفی و سردرگمی گرفتار است. یکی به راحتی به جلو میرود و دیگری مرتب تحت تأثیر خودش به عقب برمیگردد.
ثوابت فروزان بر ایوان ثامن
چراغ زحل تیره بر بام سابع
هوش مصنوعی: ستارههای درخشان در آسمان، مانند چراغی در خانهای بزرگ، در حالی که سیاره زحل در بالای آسمان، کمنور و تیره به نظر میرسد.
طلب کردم از نور انجم هدایت
چو اصحاب بدعت ز اهل شرایع
هوش مصنوعی: در خواستم که از نور ستارهها راهنمایی بگیرم، مانند کسانی که در دین و شریعت دچار انحراف شدهاند.
شبی تیره مانند کفر و ضلالت
رهی راست در پیش و چون شرع شارع
هوش مصنوعی: در شبی تاریک و ناشناخته مانند کفر و گمراهی، راه مستقیمی در پیش است که مانند قوانین و اصول دین درست و واضح میباشد.
وداع وطنگاه مألوف کردم
به جانم رسید از وداعش ودایع
هوش مصنوعی: وداع با میهن آشنا را به گونهای رقم زدم که در عمق جانم تأثیر گذاشت و این وداع برایم مانند امانتی گرانبها شد.
همیریخت از چشم من سیل سایل
همیجَست از آه من برق لامع
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند سیلابی جاری بود و از احساسات عمیق من، نوری درخشنده و خیره کننده به وجود میآمد.
نه یک کس گیرد به جز اشک دامن
نه یک تن که آید به جز ضعف مانع
هوش مصنوعی: هیچکس جز اشک و اندوه به کمک نمیآید و هیچکس جز ضعف و ناتوانی مانع را برطرف نمیکند.
مرا تکیهگه بر سنام نجیبی
تو گفتی عطارد شد از اوج طالع
هوش مصنوعی: مجموعهای از اعتماد و تکیهگاه من به مقام والای توست که باعث شد به اوج خود برسم.
بیابان نوردی، اقالیم گردی
به هنگام سرعت چو اعصار سارع
هوش مصنوعی: در بیاباننوردی و سفر به مناطق مختلف، وقتی با سرعت حرکت میکنیم، زمان به سرعت میگذرد و حس میشود که به اعصار گذشته نزدیک میشویم.
به شب خاستن همچو اقطاب قائم
به برگ گیاهی چو ابدال قانع
هوش مصنوعی: شب را آغاز کردن مانند ستارههای قطب، به مانند ورقی از یک گیاه که به حالتی قانع و راضی قرار دارد.
چنان در نظر منحنی شکل هودج
که در پیش بت برهمن گشته راکع
هوش مصنوعی: آنچنان که در منظر، شکل منحنی هودج جلوهگر میشود، همچون آنکه در برابر بت برهمن، سر به زیر و تسلیم میباشد.
پریچهرگان در زوایای محمل
چو خلوت نشینان به کنج صوامع
هوش مصنوعی: زیباچهرگان در گوشههای محمل مانند افرادی آرام و گوشهنشین در مکانهای خاص به تماشای دنیا نشستهاند.
چو مه هر کسی را به هر برج مقصد
مرا سایهٔ شمس برجیس طالع
هوش مصنوعی: مثل ماه، هر کسی به نوبه خود در جستجوی هدفش است، اما مقصد من، سایهٔ خورشید برجیس است که به من خوشبینی و شانس میدهد.
غیاث دول، غوث دین، شیخ ملت
که اوضاع لطف و کرم راست واضع
هوش مصنوعی: این بیت به شخصی اشاره دارد که در جامعهای به عنوان نجاتدهنده و سرپرست دین شناخته میشود. او با مهربانی و لطف خود به مردم کمک میکند و وضعیت دشوار آنها را بهبود میبخشد. این فرد به عنوان یک پیشوای معنوی و اجتماعی شناخته میشود که نقش مهمی در راهنمایی و حمایت از جامعه دارد.
پناه ملک، خواجه شیخ آنکه حکمش
چو تیغ است بر فرق بدخواه طالع
هوش مصنوعی: پناه من از خدا و فرشتگان، آن خواجه شیخ است که دستوراتش مانند تیغی است که بر سر بداندیشان فرود میآید.
به شمشیر لا از پی فتح الاّ
چو شیر خدا ما سوی راست قامع
هوش مصنوعی: با شمشیر نمیتوان به دنبال پیروزی بود، مگر اینکه مانند شیر خدا با اعتماد به نفس و قدرت قدم برداریم. دیگران نیز در این راه باید راست بایستند و استوار باشند.
خلف بهتر از وی نبامد سلف را
که چون شافعی امتان راست شافع
هوش مصنوعی: هیچ کس از نسلهای آینده نمیتواند به خوبی او باشد، زیرا من شافعی هستم و شفیع امتم.
چو گرمی بازار اقبال او دید
سعادت ورا مشتری گشت و تابع
هوش مصنوعی: زمانی که او رونق و شوقی در زندگیاش مشاهده کرد، خوشبختیاش باعث شد تا دیگران به او توجه کنند و از او پیروی کنند.
اگر قطرهٔ ابر لطفش ببارد
مضیق دل کان شود بحر واسع
هوش مصنوعی: اگر بارش محبت همچون قطرهای از ابر باشد، دل تنگ و محدود انسان به دریا و وسعت تبدیل میشود.
وگر آتش قهر او را ببیند
شود آهن از بیم چون آب مایع
هوش مصنوعی: اگر آتش خشم او را ببیند، آهن به خاطر ترس از او مانند آب نرم و مایع میشود.
کفش بیت معمور را بوده عامر
درش سقف مرفوع را گشته رافع
هوش مصنوعی: کفش کسی که در خانهای آباد زندگی میکند، به خانهای دیگر رفته و در آنجا سقفی بلندتر و زیباتر را مشاهده کرده است.
زهی رفته صیت تو چون صور محشر
مقیمان آفاق را در مسامع
هوش مصنوعی: خوشا که نام و آوازه تو مانند روز قیامت در گوش جهانیان جاودانه است و همه در مورد آن صحبت میکنند.
وجود تو در عرصهٔ ربع مسکون
بمانند خورشید بر چرخ رابع
هوش مصنوعی: حضور تو در این جهان مانند تابش خورشید در آسمان است.
وگر انعام عام تو گیرند
ز هم بگسلد عقدههای اصابع
هوش مصنوعی: اگر نعمتهای عمومی تو از هم جدا شوند، مشکلات و سختیها مانند گرههایی که در انگشتها به وجود آمده، باز خواهند شد.
منور ز رأی تو جرم کواکب
لطیف از مزاج تو جسم طبایع
هوش مصنوعی: این عبارت به خوبی بیان میکند که روشنایی و روشنی ناشی از اندیشه تو باعث میشود که ویژگیهای لطیف و ظریف جهان مانند ستارهها و جسمهای طبیعی خود را نشان دهند. به نوعی میتوان گفت که فکر و ایدههای تو تأثیر مثبتی بر همه چیز دارد و زیباییها را بیشتر نمایان میکند.
معطر ز عود سعودت محافل
منور ز شمع حضورت مجامع
هوش مصنوعی: محافل من با عطر دل انگیز عود تو خوشبو میشود و مجامع ما به خاطر حضور نورانی تو روشن و پرنور است.
قضا از قدر هر چه دارد نهفته
شود از ضمیر منیر تو شارع
هوش مصنوعی: سرنوشت یا تقدیر هر چه که در دل دارد، از ذهن و وجود روشن تو پنهان میماند.
گل مکرمت در ریاض زمانه
بود از نهال وجود تو طالع
هوش مصنوعی: گل مکرمت در باغ زمانه به خاطر وجود تو شکوفا شده است.
حمل را به گردون برد بهر طعمه
مگسوار از خوان تو نسر واقع
هوش مصنوعی: بار سنگینی را به آسمان بردند تا مثل مگسی از سفره تو تغذیه کند و برگردد.
در آفاق شد همچو خورشید روشن
که قدر تو متبوع و چرح است تابع
هوش مصنوعی: در جهان، مانند خورشید درخشان شدهای، که ارزش و مقام تو در جایگاهی خاص است و همه چیز به تو وابسته است.
ز تاب تو هر گه که آمد گشائی
روان کرد بیوقفه جر منافع
هوش مصنوعی: هر بار که تو به من نگاهی میکنی، بر اثر زیبایی و جذابیتت، روح من سرشار از شوق و نشاط میشود و این حس هرگز آرام نمیگیرد.
چو من ینفع الناس خیر الاُناس است
تو خیر الاُناسی بخیرالمنافع
هوش مصنوعی: هر که به مردم نفع برساند، بهترین مردم است و تو بهترین انسانها هستی که به دیگران سود میرسانی.
بلاهای آخر زمان را به عالم
به جز همت عالیت نیست دافع
هوش مصنوعی: مشکلات و مصیبتهای پایان زمان تنها با تلاش و اراده تو قابل حل و دفع هستند.
ز نظمت که سلک جهان را نظام است
پر از درّ و گوهر شود سمع سامع
هوش مصنوعی: از نظم و ترتیب که جهان را سامان میبخشد، مانند مروارید و گوهر، گوش شنونده پر میشود.
چو قرآن مقالات تو در فصاحت
کمالات مجموع را گشته جامع
هوش مصنوعی: مثل قرآن، نوشتههای تو در فصاحت و بلاغت به کمال رسیده و تمام ویژگیهای مورد نیاز را در خود جمع کرده است.
مقدم ز سحر است و اقرب به معجز
سخنهای مصنوع تو از صانع
هوش مصنوعی: صبح نزدیک است و به معجزهها برتری دارد، زیرا سخنان ساخته شده تو از دست خالق سرچشمه میگیرد.
به معنی و صورت بدیعالجمالست
بیان معانی تو در بدایع
هوش مصنوعی: معانی زیبای تو به گونهای شگفتانگیز و دلربا بیان شدهاند.
کسی را که دارد ز فکر تو دوری
خیالیست باطل، حیاتیست ضایع
هوش مصنوعی: کسی که از فکر تو دور است، در واقع خیالی بیهوده و زندگیای نابود شده دارد.
همی تا بر این دشت خضرای گردون
بعینه غزاله غزالیست راتع
هوش مصنوعی: در این دشت سبز آسمان، موجودی همچون غزال زیبا و ظریف وجود دارد.
غزل خوان ایوان تو باد زُهره
سماع تو چون دور گردون تاسع
هوش مصنوعی: غزلخوانی کن در ایوان تو، صدای خوش تو به اندازه دوری زمین تا آسمان تأثیرگذار است.
دعای تو ناصر بگوید به مقطع
که خوشتر ازین نیست حُسن مقاطع
هوش مصنوعی: دعای تو در پایان کار، نشاندهنده خوبی و زیباییاش است که چیزی بهتر از این نمیتواند وجود داشته باشد.