برگردان به زبان ساده
بهار معدلت سبحانقلی خان
بخار از مقدم او شد گلستان
هوش مصنوعی: بهار با جلوههای زیبا و دلنواز خود شبیه به بهار است، و در واقع با آمدن او، مثل این است که باغی پر از گلها و زیباییها را به وجود آورده است.
چه شد صاحبقران ملک اقبال
چه شده آئینه خورشید تمثال
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاده است که پادشاه بزرگ و صاحب قدرت، حالا افسرده و بیفروغ به نظر میرسد؟ گویا چهرهاش مانند آینهای است که نور خورشید را بازتاب نمیکند.
به ذاتش فتح و نصرت آفرین گوی
ز تیغش آبرو را آب در جوی
هوش مصنوعی: به خود او پیروزی و کمک را تبریک بگو، زیرا قدرت و شمشیر او باعث حفظ آبرو و اعتبار در جامعه است.
بساط خرمی رخت مقامش
بهشت عافیت دارالسلامش
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که شادی و خوشی در کنار اوست و جایی که او حضور دارد، مثل بهشت و آرامش است. در واقع، این بیانگر حالتی است که زندگی در کنار محبوب یا کسی که دوستش داریم، بسیار زیبا و خوشایند است.
به دورش جام عشرت مجلس افروز
به عهد او بود هر روز نوروز
هوش مصنوعی: برای او که در کار خوش گذرانی بود، هر روز به مانند روز نو و تازهای میدرخشید.
فروغ گوهر ذاتش نجابت
چراغ خاندان او سیادت
هوش مصنوعی: نور و درخشش حقیقت وجود او نشانهی نجابت و اخلاق پسندیدهاش است، و روشنایی شرافت خانوادهاش بیانگر مقام و منزلت آنهاست.
به کنعان کرم یعقوب جاهی
به مصر جود یوسف دستگاهی
هوش مصنوعی: در اینجا به دو مکان مهم اشاره شده است. یکی کنعان است که به دلیل ارتباط آن با یعقوب و داستان او با کرم و نعمتخداوند و دیگری مصر که به خاطر جود و سخاوت یوسف معروف است. به طور کلی، این بیت به موقعیت ویژه و نعمتهایی که در این دو مکان وجود دارد، پرداخته است. کنعان برای یعقوب و خانوادهاش محلی پر از رحمت و نعمت است و مصر به واسطه یوسف به عنوان جایی پر از برکت و سخاوت شناخته میشود.
محیط از بهر احسانش حبابی
بود آب گهر موج سرابی
هوش مصنوعی: محیط به خاطر خوبیها و نیکیهایش همچون حبابی از آب و جواهر به نظر میرسد، اما در واقع تنها یک سراب است.
به ملک آستینش چین خیالی
به روی کشور او هند خالی
هوش مصنوعی: در آستین این پادشاه، آرزویی است که بر روی سرزمین او، مانند هندوستان، خالی و بیثمر مانده است.
از او تا گشته روشن چشم دوران
پریده سرمه یک میل از صفاهان
هوش مصنوعی: چشم زمان به نور او روشن شده و سرمه از دوری به صفاهان پرواز کرده است.
به مظلومان بود عدلش رعایت
کمر بربسته شاه ولایت
هوش مصنوعی: شاهی که به مظلومان توجه دارد و عدالت را رعایت میکند، به دور از ستم و ظلم است و برای حفاظت از حقوق ایشان آمادهای در کنار آنها ایستاده است.
دلش کوه است اما کان حلم است
اگر دریا بود دریای علم است
هوش مصنوعی: دل او مانند کوهی محکم و استوار است، اما جایی برای حلم و بردباری دارد. اگر او دریا بود، دریای علم و دانش میبود.
بیا بوس جلوس شاه دوران
بنا کردند تختی چون سلیمان
هوش مصنوعی: بیا و در کنار هم بنشینیم، مانند شاه سلیمان، سلطنتی برپا کردهاند و تختی زیبا برای ما ساختند.
به فرمان شه جمشید اورنگ
تراشیدند تختی از دل سنگ
هوش مصنوعی: به دستور شاه جمشید، تختی از سنگ را با مهارت و هنر بسیار تراشیدند.
چه تخت افلاک باشد پایه او
زمین آسوده زیر سایه او
هوش مصنوعی: پایه و اساس امور چه در آسمانها باشد، زمین در زیر سایهاش آرام و آسوده است.
تجلی ریخته مهتاب رنگش
ز کوه طور آوردند سنگش
هوش مصنوعی: نور ماه درخشان و زیبا بر روی کوه طور تابیده و سنگی از آنجا به زمین آوردهاند.
شود چشم از تماشایش مزین
چو سنگ سرمه جان اوست روشن
هوش مصنوعی: چشم از تماشای او زیبا میشود، همچنان که سنگ زینت مییابد؛ چرا که زندگی او مانند سرمه، جان و روشنی خاصی دارد.
چو کوه بیستون گردید بر پا
عروس اوست معراج تماشا
هوش مصنوعی: وقتی که کوه بیستون به صورت استوار ایستاده است، عروس او همان معراج زیبایی و تماشای دیدنیهاست.
ز کوه قاف نتوان حرف گفتن
بود در پیش او سنگ فلاخن
هوش مصنوعی: نمیتوان در برابر کوه قاف سخن گفت، چرا که او مانند سنگی سخت و غیرقابل نفوذ است.
ازو گاو زمین در دادخواهی
نهاده سینه را در پشت ماهی
هوش مصنوعی: افراسیاب به زمین مکیده و سر در سینهاش گذاشته است تا از ماهی دفاع کند.
به روی تخت شاه عمر جاوید
نماید چون ز کوه نور خورشید
هوش مصنوعی: بر روی تخت سلطنت، عمر جاوید چون پرتو خورشید از کوه برمیخیزد.
شه عالی به روی تخت امکان
بود چون لعل در کوه بدخشان
هوش مصنوعی: پادشاه عالیقدر مانند لعل گوهر در کوهستان بدخشان، بر تخت قدرت نشسته است.
فلک بر دوش خود افگنده رختش
زمین کفشی بود بر پای تختش
هوش مصنوعی: تقدیر و سرنوشت بر دوش آسمان قرار گرفته است و زمین مانند یک کفش زیر پای سلطنت آن است.
شکوه بخت او را نیست حدی
به یأجوج حوادث بسته سدی
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت سرنوشت او هیچ حد و مرزی ندارد و حوادث پیاپی همچون یأجوج، نمیتوانند مانع او شوند.
به بالایش بود از رفعت ایوان
بلندی را رسیده سد به کیوان
هوش مصنوعی: این بیت به بلندای آسمان و عظمتی که در آنجا وجود دارد اشاره میکند. در واقع، سخن از این است که ایوان بسیار بلندی وجود دارد که به آسمان نزدیک شده و به نوعی در برابر کیوان (سیاره زحل) قرار گرفته است. این تصویرسازی میتواند نمادی از اقتدار و بزرگی باشد که با بلندی ایوان نمایان شده است.
چه ایوان در پناهش قصر شیرین
ستون او بود بهرام چوبین
هوش مصنوعی: بهرام چوبین، که به قدرت و شکوه معروف بود، در اوج قدرتش به مانند یک قصر زیبا و محکم در کنار ایوانی قرار داشت که از او حفاظت میکرد.
چه ایوان بر کواکب آسمانی
ستون اوست خط کهکشانی
هوش مصنوعی: ایوانی که زیر سقف آسمانها قرار دارد، ستونش از کهکشانهاست.
منقش چون سپهر پر ز انجم
ره نظاره از جوش نظر گم
هوش مصنوعی: چشمم مانند آسمان پر از ستاره است و به خاطر شور و اشتیاقی که دارم، در دیدن زیباییهای اطرافم غرق شدهام و گاهی نمیتوانم آنچه را که میبینم به درستی تشخیص دهم.
از رفعت گر کند بر چرخ دعوا
ستونهایش گواه پای بر جا
هوش مصنوعی: اگر انسان با قدرت و عظمت خود در آسمانها دعوایی کند، پایههای ثابت آن، گواهی بر استواری و پایداری او خواهند بود.
ز دیوارش گریزان بیمداری
ستون او علم بر پایداری
هوش مصنوعی: به دلیل ضعف و آسیبپذیری در ساختار، دیوار او را ترک کرده و بر ثبات و استحکام او تکیه میکند.
چو بست ایوان شه را عدل آئین
ستونش شد ستون خانه دین
هوش مصنوعی: وقتی که انصاف و عدالت در حکومت برقرار شود، ایوان و بنیانی برای دین و ایمان نیز استحکام پیدا میکند.
ستون او ستون آسمانست
دروغی نیست جای راستانست
هوش مصنوعی: ستون او مانند ستونی برای آسمان است و این حقیقتی است که به هیچ وجه کذب نیست؛ او در جایی قرار دارد که راستگویی و درستی در آنجا حاکم است.
چو شاخ گل ستون اوست رنگین
ندیده کس چنین بنیاد سنگین
هوش مصنوعی: چون شاخ گلی، قامت او زیبا و رنگین است، کسی مثل او را با این پایه و بنیاد محکم ندیده است.
چمن طفلی در آغوش فزایش
نسیم گل هوادار هوایش
هوش مصنوعی: دشت مانند کودکی است که در آغوش نسیم نوازش میشود و به دوستی و حمایت گلها نیاز دارد.
گل خورشید از وی دست معمار
ز رنگ او مصور نقش دیوار
هوش مصنوعی: گل خورشید به دست هنرمند، تصویر زیبایی از رنگ او بر دیوار نقش بسته است.
منقش سقف او چون بال طاووس
در او گردون معلق همچو فانوس
هوش مصنوعی: سقف آن مکان به زیبایی بالهای طاووس آراسته شده است و در آسمان، مانند یک فانوس معلق و روشن میدرخشد.
چو شه در زیر ایوانش ستون کرد
فلک در خدمت آمد پاستون کرد
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه در زیر ایوانش استراحت میکند، جهان به خدمت او میرسد و برایش پا بر زمین میساید.
بزرگان را در این مأواست مسکن
نگهبان ستونهایش چهل تن
هوش مصنوعی: مردان بزرگ در این محل سکونت دارند و نگهداری از آنجا بر عهده چهل نفر است.
فلک تا صفه او کرد تعمیر
درو اصحاب صفه شیر و نخچیر
هوش مصنوعی: در آسمان تا زمانی که محل او را آباد کرد، یاران او مانند شیران در جستجوی شکار و تغذیه هستند.
همه با عقل و دانش ذوفنونی
بنای ملک را هر یک ستونی
هوش مصنوعی: همه با استفاده از عقل و دانش خود، هر کدام به نوعی در ساخت و پیشرفت کشور سهم دارند.
دو صفه از دو جانب بار بر دوش
کشیده ربع مسکون را در آغوش
هوش مصنوعی: دو صفحه از دو سمت، بار سنگینی را بر دوش دارند و سرزمینهای مسکونی را در بر گرفتهاند.
بود فرش زمینش نقره زر
غبار اوست رشک مشک و عنبر
هوش مصنوعی: زمین او با فرشی از نقره و طلا آراسته است و گرد و غبارش به اندازه مشک و عنبر گرانبهاست.
بود صحنش بهشت پر ز نعمت
بسایل خیر مقدم کوی عشرت
هوش مصنوعی: دوران جوانی او مانند بهشتی پر از نعمت و خوشی است، جایی که همه چیز برای خوش آمدگویی و لذت فراهم شده است.
بیا ساقی که بزم شهریار است
نشاط انگیز چون فصل بهار است
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، که جشن و میگساری مانند شادی و سرزندگی فصل بهار است.
به دست سیدا ده جام سرشار
کند از جان دعای شاه تکرار
هوش مصنوعی: به دست سیدا، جامی پر از جان میشود که دعای شاه را مدام تکرار میکند.
خدایا ذات این شاه جوان بخت
بود تا حشر بر پا بر سر تخت
هوش مصنوعی: ای خدا، این پادشاه جوان را با سعادت و خوش شانسی عطا فرما تا در روز قیامت بر تخت سلطنت قرار گیرد.