برگردان به زبان ساده
دم صبح آفتاب عالم آرا
کشاد از هر طرف بهر تماشا
هوش مصنوعی: در صبح زود، خورشید زیبا و درخشان از هر سو به جلوهگری پرداخته است و باعث تماشای زیباییها میشود.
دماغم گشت خالی از بخارات
نهادم روی بر طوف مزارات
هوش مصنوعی: سرم از افکار و خیالات خالی شده و تا روی قبرستان نشستهام.
به چشمم روضه ای بنمود از دور
به شاه نقشبند او بود مشهور
هوش مصنوعی: از دور چشمانم منظرهای زیبا را نشانم داد که در آن، مقام و منزلت شاه نقشبند به خوبی نمایان بود.
چو روضه روضه ای همچون مدینه
بود صندوقه اش صندوق سینه
هوش مصنوعی: چنانچه باغی باشد مانند مدینه، دلش همچون صندوقی است که رازها را درون خود دارد.
به گردش ز ایران پاک دامن
رداها فوطه زاری به گردن
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که در ایران، دامن پاک و زیبا به دور گردن فوطهای زینتبخش است. این تصویر نشاندهنده زیبایی و شکوه خاصی است که به لباس و پوشش مرتبط با فرهنگ ایرانی اشاره دارد.
پیمبر روح او فرزند خوانده
به عهد او را به قطبیت نشانده
هوش مصنوعی: پیامبر روح او را به معنای والایی و مقام خاصی بخشیده و فرزند خواندهاش را در مقام رهبری و هدایت قرار داده است.
کراماتش عیان چون صبح صادق
اجابت منتظر چون چشم عاشق
هوش مصنوعی: شایستگیها و ویژگیهای او به وضوح مانند صبحی روشن نمایان است و انتظار اجابت دعاهایش مانند چشمی است که به معشوق خیره شده است.
دلش آگه ز اسرار حقیقت
شریعت جمع کرده با طریقت
هوش مصنوعی: دل او از رازهای حقیقت آگاه است و مجموعهای از آموزههای دینی را با روشهای معنوی آمیخته است.
سر گردن کشان سنگ نشانش
کف شاهان گدای آستانش
هوش مصنوعی: سر بلند و با وقار او، نشانهای از سنگی گرانبهاست که به معنای ارزش و عظمت اوست، همچنان که گدایان نزد درگاه شاهان به او احترام میگذارند.
گریبان چاک نذر او زره ها
نیاز دست مفتاحش گره ها
هوش مصنوعی: لباس پشمینم را برای او دریدهام و آمادهام تا با دستان نیازم، مشکلاتش را حل کنم.
چو چوگان سایلانش سرفرازان
گدایانش ز دنیا بی نیازان
هوش مصنوعی: چون چوگان، نازنینانش را با شکوه و بزرگی همراه دارد و نیازمندانش از دنیا بینیاز هستند.
چو شمع صبح پیرانش سحرخیز
چو شبنم ذاکران او عرق ریز
هوش مصنوعی: همانطور که شمع در صبح کهنه میشود و دیگر درخشش ندارد، صبح زود هم دیگر وقتی از راه میرسد، حال و هوای شبنم مؤمنان پدیدار میشود و آنها در حال عبادت و دعا هستند. شبنم به آرامی جلوه میکند و شمع دیگر نوری از خود ساطع نمیکند.
ز خاک او منور دیده و دل
در او روز و شب محتاج سایل
هوش مصنوعی: از خاک او چشم و دل من روشن شده و در طول روز و شب به او نیازمند هستم.
چه در یعنی مبارک آستانش
در فردوس باشد پشتبانش
هوش مصنوعی: آستان او در بهشت قرار دارد و پشتیبانی از او به عهدهٔ همه چیز است.
منقش چون سپهر پرکواکب
عصای کهکشانش چوب حاجب
هوش مصنوعی: چون آسمان پر از ستاره است، عصای کهکشان مانند چوب یک نگهبان میماند که به زیبایی و زیبایی آسمان اشاره دارد.
بود زنجیر او سر حلقه نور
چو زلف افتاده بر رخساره حور
هوش مصنوعی: زنجیری که در دست او بود، مانند حلقهای از نور میدرخشید، مثل موهایی که بر چهرهی حوریان افتاده است.
ز طاق اوست مقصدها نمایان
ز نام اوست مشکل ها گریزان
هوش مصنوعی: از طاق او، مقاصد و اهداف مشخص میشود و به برکت نام او، مشکلات فراری هستند.
فلک تا گرددش مشهور آفاق
نشسته بر رواقش سینه بر طاق
هوش مصنوعی: وقتی که او به شهرت و معروفیت برسد، به وضوح در چشمان همه نمایان خواهد شد و مانند سازهای بزرگ و چشمگیر، در مرکز توجه قرار میگیرد.
خم طاق رواقش بسته از مو
نمایان چون جوان چار ابرو
هوش مصنوعی: خم طاق رواق او به شکل زیبایی از مو نمایان است، مانند جوانی با ابروهای زیبا و جذاب.
اسیر طاق او بالا بلندان
کمند مارپیچش زلف جانان
هوش مصنوعی: به دام زیباییهای او گرفتار شدم، موهای پیچیده و جذابش مانند چنگکی است که مرا به سوی خود میکشد.
به روی صفه اش پیران رهبر
نشسته همچو اصحاب پیمبر
هوش مصنوعی: پیران و ریشسفیدان در جایگاه مهمی نشستهاند و به نوعی رهبری میکنند، همانطور که یاران پیامبر در کنار او بودند.
فلک بر آستان او مجاور
ملک در زیر ایوانش مسافر
هوش مصنوعی: آسمان در برابر او کوچک است و زمین در زیر سایهاش مانند مهمان میباشد.
چه ایوان آسمان محو درونش
ز کوه طور سنگ پا ستونش
هوش مصنوعی: آسمان مانند ایوان بزرگی به نظر میرسد که درونش کوه طور قرار دارد و سنگ پاهای آن به مانند ستونهایی است که آن را نگه داشتهاند.
چو ابروی بتان محراب او طاق
به سقف او بود نظاره مشتاق
هوش مصنوعی: ابروهای زیبای معشوق مانند طاقی است که بر فراز محراب قرار دارد و باعث میشود که عاشق با شوق و اشتیاق به آن نگاه کند.
به سوی روضه باشد رو کشاده
ز حیرت پشت خود بر قبله داده
هوش مصنوعی: به سمت باغی زیبا میرود و در حالی که از شگفتی غافلگیر شده، برای نماز به سمت قبله مینگرد.
امام او بود معصوم چون گل
مؤذن را مرید آواز بلبل
هوش مصنوعی: امام چون گل، بینقص و پاک است و مریدان او مانند پرندگان خوش صدا به آواز او گوش میدهند.
صف محشر بود قوم امامش
ملک او را دخان بر پشت بامش
هوش مصنوعی: در روز قیامت، مردمی که از امام خود پیروی میکنند، در صفی منظم قرار دارند و بر سر بام شهر، نشانهای از عظمت و مقام او قابل مشاهده است که به صورت دودی نمایان شده است.
گلیم او حجاب چهره حور
بود جای نمازش پرده نور
هوش مصنوعی: گلیم او مانع زیبایی چهره حوریان بود و محل نماز او پردهای از نور بود.
چراغش را فتیله زلف سنبل
دماغش چرب و نرم از روغن گل
هوش مصنوعی: چراغ او با کُند زلف سنبل روشن میشود و دماغش با روغن گل نرم و لطیف است.
فلک سیلی خور باد و هوایش
زمین پامال نقش بوریایش
هوش مصنوعی: آسمان تحت تأثیر باد و طوفان قرار دارد و زمین زیر پای او به دقت نقش و نشانی از او را تحمل میکند.
کبوترهای او هر گه پریده
نشسته چون نگه بر بام دیده
هوش مصنوعی: کبوترهای او هر بار که پرواز کرده و نشستهاند، مثل این است که به بام نگاه میکنند.
گره از بال ایشان چنگل باز
چو مرغ روح اهل دل به پرواز
هوش مصنوعی: اگر گرهای از بال آنها باز شود، مانند پرواز پرندهای خواهد بود که روح اهل دل را از قید و بند آزاد میکند.
گرفته هر یکی بر یک ستون خو
چو بر بالای شاخ سرو حق گو
هوش مصنوعی: هر یک از آنها مانند یک ستون در کنار هم ایستادهاند، مانند اینکه بر بلندی یک شاخ سرو حق ایستادهاند.
شوند ایشان بهر جا سایه افگن
شمان سازند خون خویش روشن
هوش مصنوعی: آنها در هر جا سایهافکنی میکنند و برای شما نور و روشنایی ایجاد میکنند، حتی با ریختن خون خود.
همازین غم طلبگار قفس باف
کباب خون چکان سیمرغ در قاف
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به غم و اندوهی اشاره میکند که از درد و رنجی عمیق ناشی میشود. تصوری از قفس و کباب خونین سیمرغ، نماد آزادی و زیبایی، به تصویر کشیده شده است. این تصویر میتواند به احساس محبوسی و در عین حال تمایل به رسیدن به کمال و زیبایی اشاره کند. غم و درد از فقدان چیزی ارزشمند، باعث میشود که این طلب، شدت بیشتری پیدا کند.
ز حوض او گهر سیراب گشته
دل دریا ز حسرت آب گشته
هوش مصنوعی: دل سیراب از معانی ناب و گرانبها شده، اما دل دریا به خاطر حسرت آب، پُر از اندوه گشته است.
چو حوض افلاک او را گشته سرپوش
ز آبش آب رحمت می زند جوش
هوش مصنوعی: نور آسمان همچون سقفی بر او سایهافکن است و از دل این آسمان، آب رحمت به جوش آمده و زندگی میبخشد.
نمایان چشمه حیوان سرابش
خضر از تشنگی بی آب و تابش
هوش مصنوعی: چشمه حیات نمایان است، اما آبش بینهایت تشنگی و التهاب را به همراه دارد.
لب خود هر که از آبش کند تر
نگردد تشنه در صحرای محشر
هوش مصنوعی: هر کسی که از چشمهی دل خود سیراب کند، در روز قیامت تشنه نمیماند.
وضو هر کس که می سازد ازین آب
شود روز قیامت مغفرت یاب
هوش مصنوعی: هر کسی که با این آب وضو میگیرد، در روز قیامت آمرزیده خواهد شد.
ز آبش آبرو باشد زمین را
ز خاکش سرفرازی مشک چین را
هوش مصنوعی: آب باعث اعتبار و آبروی زمین میشود و خاک موجب سربلندی و شکوه منطقه مشک چین میگردد.
به گرد او درختان حی و قایم
به ذکر اره مشغولند دایم
هوش مصنوعی: در اطراف او درختان سرسبز و ایستاده همواره در حال یادآوری و ذکر نام او هستند.
درختان در سراندازی چو شیخان
زبانها سبز در تسبیح سبحان
هوش مصنوعی: درختان در بالای خود همچون سرهای بلند و باوقار ایستادهاند، و برگهایشان مانند زبانهایی در حال ذکر و ستایش خداوند به رنگ سبز درخشان هستند.
چو گردون برگهایش پهن دامن
به عالم همچو طوبی سایه افگن
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان با گستردگی خود مانند درختی بزرگ، سایهاش را بر زمین میافکند، همچون درخت طوبی که نیکویی و صفا را به همراه دارد.
گذر کرده ز گردون شاخهایش
درخت سدره باشد منتهایش
هوش مصنوعی: درخت سدره به بالاترین مقام و جایگاه درختان اشاره دارد و این بیان نشان میدهد که شاخ و برگهای آن از آسمان عبور کرده و برتری و علو مقام را نشان میدهد.
ید بیضا بود لوح مزارش
گل خورشید دامنگیر خارش
هوش مصنوعی: دست او مانند ید بیضا (دست سفید و روشن) بود و سنگ قبرش مانند گل باطل شده از خورشید، درخشش و زیبایی خاصی داشت.
ز قندیلش نمایان شعله طور
بود چوگان او فواره نور
هوش مصنوعی: از چراغ روشن او شعلهای مانند آتش طور نمایان است و چوگان او همچون فوارهای از نور میدرخشد.
شده از پرتو او روشن افلاک
چنین شمعی که دیده بر سر خاک
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن نور و روشنی ناشی از وجود الهی اشاره دارد. به نحوی که مانند شمعی در این جهان، وجود پرتو الهی باعث روشنایی آسمانها شده است. این نور، چشمان انسان را به روشنی و زیبایی این دنیا گشوده است.
علم گردیده از خاکش سرافراز
هما از سایه او کرده پرواز
هوش مصنوعی: علم از خاک او سربلند شده و پرندهای به نام هما به خاطر سایه او به پرواز درآمده است.
گل سرخ از مزارش بوی برده
ز خاکش برگ رعنا آب خورده
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عطر دلانگیز گل سرخی اشاره دارد که از خاکش بوی خوشی به مشام میرسد. این بوی دلنشین، نشانهای از زندگی و سرسبزی است که از ریشههای آن به وجود آمده و به برگهای تازه و شاداب آن منتقل شده است.
سر کروبیان جاروب راهش
چراغ طور شمع خانقاهش
هوش مصنوعی: تعداد زیادی از فرشتگان در کنار خود نورانی هستند و نور آنها مانند چراغی در مسیر روشنایی میتابد، درست مثل شمعی که در خانقاه میدرخشد.
نباشد گنبد او را مثالی
فلک در وی چو فانوس خیالی
هوش مصنوعی: گنبد آسمان هیچ شباهتی به او (خدا) ندارد، زیرا او مانند یک چراغ خیالی در آن آسمان نیست.
به صحن او سراسر نانوایان
دکان بکشاده بهر بینوایان
هوش مصنوعی: به حیاط او تمامی نانوایان، دکان خود را به روی نیازمندان باز کردهاند.
چه نان همچون شفق رخساره گلگون
تنور چرخ او را کرده بیرون
هوش مصنوعی: چشمانداز زیبایی مانند رنگهای صبحگاهی و نان گرم و تازه، حالتی شگفتانگیز را ایجاد کرده است که به وضوح در زندگی نمایان است.
سفید و گرم همچون قرص خورشید
به دیدن سیر گردد چشم امید
هوش مصنوعی: چشم امید مانند خورشید سفید و گرم، به تماشای زیباییها مینگرد و به سوی آنها جذب میشود.
ز یکسو در نوا حلوافروشان
چو طوطی در کنار شکرستان
هوش مصنوعی: از یک سو، در میان نوازندگان خوش صدا، دیوانهای که مانند طوطی در کنار شکرستان نشسته است.
چو حلوا جان شیرین عشقبازش
خریداران چو محمود و ایازش
هوش مصنوعی: دوستدار واقعی عشق همانند حلوا است که شیرینی خاصی دارد و کسانی که به آن عشق میورزند، همانند محمود و ایاز، در جستجوی آن هستند.
ز دیگر سوی بقالان دکانها
مزین کرده بهر میهمانها
هوش مصنوعی: بقالان دکانهای خود را برای پذیرایی از مهمانها زیبا و آراسته کردهاند.
چه دکان تخته هایش ماه پاره
تبنگش آسمان نقش ستاره
هوش مصنوعی: تجسم کن که یک دکان وجود دارد که تختههایش مانند ماهی زیبا و دلنشین هستند و در آسمانش نقش ستارهها به چشم میخورد.
نماید در نظر از جوش مردم
زمین او سپهر پر ز انجم
هوش مصنوعی: از شوق و شور مردم زمین، آسمان پر از ستاره به نظر میرسد.
کنند از روی خود هر شب جوانان
چراغان از برای روح پیران
هوش مصنوعی: جوانان هر شب به یاد روح پیران، به خوبی و زیبایی خود را زینت میبخشند و جشن میگیرند.
بیا ساقی ازین درگاه عالی
مگردان سیدا را دست خالی
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، از این جایگاه بزرگ کسی را خالی نگذار.
ز جای خود صراحی وار برخیز
می توفیق در مینای او ریز
هوش مصنوعی: از جایت برخیز و مثل صراحی، می را در مینا بریز تا توفیق به دست آوری.