برگردان به زبان ساده
سوی دنیا بنگر و احوال آن
وان غم و اندوه مالامال آن
هوش مصنوعی: به دنیا نگاه کن و حال و روز آن را ببین، که چقدر پر از غم و اندوه است.
هم فلک پیوسته در رنج دوار
هم زمین دایم ذلیل و خاکسار
هوش مصنوعی: آسمان همیشه در تلاش و دوندگی است و زمین همواره در حال اطاعت و خواری به سر میبرد.
آتشش پیوسته در سوز و گداز
باد آن در اضطراب و در حماز
هوش مصنوعی: آتش همواره در حال سوختن و شعلهور است و باد آن را در اضطراب و حرارت بیشتر میکند.
آب را تا خود چه باشد کاینچنین
نالد و دایم زند سر بر زمین
هوش مصنوعی: آب تا وقتی که به خود نرسد، اینقدر ناراحت و بیقرار نخواهد بود و مدام بر زمین نمیکوبد.
ابر گریان برق سوزان صبح و شام
رعد در افغان و فریاد مدام
هوش مصنوعی: ابرها در حال باریدن هستند و در طول روز و شب، رعد و برق با صدای بلند و مداوم خود، فضا را پر میکنند.
آفتابش را کسوف است و زوال
کوکبش گه در هبوط و گه وبال
هوش مصنوعی: خورشیدش دچار کسوف است و ستارهاش در حال زوال، گاهی در سقوط و گاهی در گرفتاری.
آسمان گر پرستاره روشن است
هر ستاره دشمن تیرافکن است
هوش مصنوعی: اگر آسمان پر از ستاره و روشن باشد، هر کدام از آن ستارهها میتواند تهدیدی جدی به حساب آید.
ماه آن را رنج خسف است و محاق
اخترانش را بلای احتراق
هوش مصنوعی: ماه در دوران خسوف خود دچار رنج و مشکل است و در زمان محاق، ستارههایش به بلای سوختن دچار میشوند.
روزهایش را ز پی شبهای تار
شادیش را در عقب ماتم هزار
هوش مصنوعی: روزهایی که برای اوست، به دنبال شبهای تاریک میآید و شادیاش تحتالشعاع غمهای بسیار قرار دارد.
دوستانش جمله با هم در نفاق
هم زنان با شوهران اندر شقاق
هوش مصنوعی: دوستانش همه در دورویی و نفاق به سر میبرند و زنان نیز با شوهرانشان در جدال و اختلاف هستند.
گل در آن پژمرده لاله داغدار
غنچه دلتنگ و بنفشه سوگوار
هوش مصنوعی: در آن باغی که گلها پژمردهاند، لالهها دلشکستهاند و غنچهها در انتظارند، بنفشهها هم در حال سوگواری هستند.
عطرهایش مایهٔ رنج و زکام
شهدهایش را صداع از پس مدام
هوش مصنوعی: عطرهای او باعث ایجاد رنج و ناراحتی میشود و شیرینیهایش هم دردسر و سردرد به دنبال دارد.
شمع آن سوزان و گریان تا سحر
سوخته پروانه را هم بال و پر
هوش مصنوعی: شمعی که به شدت میسوزد و میگرید، تا صبح روشن است و پروانهای که به خاطر آن میسوزد، بال و پر خود را از دست میدهد.
روز آن هنگام رنج و محنت است
شب در آن هنگام بیم و وحشت است
هوش مصنوعی: روزها وقت سختی و مشکلات است و شبها زمان ترس و نگرانی است.
آفت و محنت در آنجا قهرمان
مرگ سلطان و مرضها پاسبان
هوش مصنوعی: در آنجا مشکلات و سختیها مانند قهرمانی هستند که با مرگ و بیماریها سر و کار دارند و همواره به عنوان نگهبان در خدمت هستند.
کینه و ظلم و ستم آنجا شعار
فتنه و یغما و غارت آشکار
هوش مصنوعی: کینه، ظلم و ستم در آنجا به وضوح نشانهای از آشوب، سرقت و غارت است.
باغ و بستانش پر از زاغ و زغن
در بیابان جمله دیو و اهرمن
باغ و بستان آن، پر از زاغ و زغن است و بیابانش سراسر دیو و اهریمن. (وجود زاغ و زغن در سراسر ادبیات ایران، نشانهٔ خوبی نیست)
کوههایش مسکن گرگ و پلنگ
بیشهها پر شیر و دریا پر نهنگ
کوههای آن خانهٔ گرگ و پلنگ است؛ و بیشههایش، پر از شیر و دریایش پر از نهنگ.
اهل آبادی همه عیار و دزد
یا ستمگر یا دو رو یا زن به مزد
اهل آبادی، همه راهزن و دزدند؛ یا ستمگر، دو رو و زن به مزد.
چون تبرخون اشک را دان اندران
جمله ترخانی شده ترخونیان
هوش مصنوعی: اشک به مانند خون تبر میشود؛ در این حال، تمام دردها و رنجها به شکل خون جاری میشوند و کسانی که دلی شکسته دارند، به حالت زاری و اندوه بیشتری در میآیند.
بازی آن چشم بازان دوخته
کرکسان مردارها اندوخته
هوش مصنوعی: چشمهای باز و بیدار نظارهگر به شکار است، در حالی که لاشهها در اختیار کرکسها قرار گرفتهاند.
شیرمردان اندر آن در سلسله
قحبگان اندر نشاط و چلچله
هوش مصنوعی: مردان شجاع در آنجا در میان قحطیزدهها سرگرم شادی و سر و صدا هستند.
ساکنانش را دمی آرام نی
هیچ گامی بر مراد و کام نی
هوش مصنوعی: ساکنانی که در اینجا زندگی میکنند، هیچگاه آرامش ندارند و هیچ گام خاصی به خواستهها و آرزوهایشان نمیزنند.
ساعتی خالی نه از اندوه و غم
گاه در تشویش و گاهی در ندم
هوش مصنوعی: مدتی نیست که از ناراحتی و غم خالی باشد، گاهی در نگرانی و گاهی در اضطراب به سر میبرد.
گه ملول از کردهٔ بیزار خود
گه ملالت از جفای یار خود
هوش مصنوعی: گاهی از کارهای خودم ناامید میشوم و احساس ناراحتی میکنم، و گاهی هم به خاطر بیوفایی و ظلمی که از یارم دیدهام غمگین میشوم.
من چرا کردم چنان گفتم چنین
مینبود آن کاش و بودی کاش این
هوش مصنوعی: من چرا این کار را کردم در حالی که آنچه گفتم نمیتوانست به این شکل باشد، ای کاش آنطور که خواستم بود و ای کاش اینطور نمیشد.
روز و شب را سر برد در کاش کاش
کاش کاش روز و شب هرگز مباش
هوش مصنوعی: زندگی را با آرزوها و حسرتها سپری نکن، زیرا این حسرتها میتواند روزها و شبهای تو را تحت تأثیر قرار دهد. بهتر است که در حال زندگی کنی و اجازه ندهی که گذشته یا آرزوهای آینده مانع از لذت بردن از لحظه اکنون شوند.
هرکه را بینی گرفتار غمی است
روز در اندوه و شب در ماتمی است
هوش مصنوعی: هر کسی که میبینی، درگیر غم و اندوهی است. او در طول روز در نگرانی به سر میبرد و شبها هم در حال سوگواری و غمگینی است.
آن یکی در فکر کشور داشتن
مملکت بگرفتن و بگذاشتن
هوش مصنوعی: یکی در آرزوی داشتن یک کشور و حکومت است، در حالی که دیگری در حال از دست دادن و رها کردن آن است.