برگردان به زبان ساده
کرده آن مقتول و مغرور جهول
بار سنگین امانت را قبول
هوش مصنوعی: آن فردی که نادان و مغرور است، بار سنگین مسئولیتها و امانتها را پذیرفته است.
داده تن در زیر بار اختیار
غافل از انجام کار اختیار
هوش مصنوعی: انسان در زندگی خود تحت فشار انتخابها و مسئولیتها قرار دارد، غافل از اینکه نتیجه این انتخابها چه خواهد بود.
هرچه آمد بر سر آن بوالفضول
در دو عالم جمله آمد زین قبول
هوش مصنوعی: هر چیزی که بر سر آن شخص پرحرف و حاشیهساز آمد، در این دو جهان به خاطر همین بیخود بودن و بیمحتوایی است.
اختیار آمد بلای جان ما
ای خوشا بی اختیاری ای خوشا
هوش مصنوعی: زندگی ما با مشکلات و بلاها همراه است، اما چه خوب است که گاهی از این مشکلات رهایی پیدا کنیم و بیخیالی و آرامش را تجربه کنیم.
هرکه او را اختیاری بیشتر
سینه اش از خار زحمت ریشتر
هوش مصنوعی: هر کسی که اختیار و قدرت بیشتری داشته باشد، درد و زحمتی که به دوش میکشد نیز بیشتر است.
مهتوران را اختیار افزونتر است
لاجرم دلشان ز محنت خونتر است
هوش مصنوعی: افراد مرفه و ثروتمند به دلیل اختیارات بیشتری که دارند، معمولاً دلشان بیشتر از مشکلات و سختیها رنج میبرد.
هیچ مسکین در جهان مهتر مباد
هیچ مردی یار یا شوهر مباد
هوش مصنوعی: هیچ انسان بیچیزی در دنیا برتری نداشته باشد و هیچ مردی هم شریک یا همسر نباشد.
چونکه شوهر بر زن خود مهتر است
از زنش هر لحظه صد دردسر است
هوش مصنوعی: شوهر بر زن خود برتری دارد و هر لحظه برای او مشکلات و دردسرهایی ایجاد میشود.
گر ز درد سرگریزی سر مشو
وز مهانت گر جهی مهتر مشو
هوش مصنوعی: اگر از درد و رنج فرار کنی، از مقام و جایگاهت نیز دور میشوی. اگر از بزرگی و مقام کسی بگریزی، بهطور یقین خود را در مرتبهای پایینتر قرار میدهی.
گر فتد از آسمان سنگی درشت
بشکند آن شاخ بالایی نخست
هوش مصنوعی: اگر سنگی بزرگ از آسمان بیفتد، ابتدا همان شاخه بالایی میشکست.
گر سنگ قومی بود بهتر بود
زانکه آنکس قوم را مهتر بود
هوش مصنوعی: اگر قرار بود سنگی از قومیتی خاص باشد، بهتر بود از اینکه کسی از آن قوم برایش مهمتر باشد.
درد هر قومی و رنجش بر سر است
حال و روز سگ ز مهتر بهتر است
هوش مصنوعی: درد و رنج هر ملت در سر و فکر آنهاست و وضعیت حال حاضر برخی از موجودات، مانند سگ، از وضعیت آنها بهتر است.
در زمین گر ریشه کن گردد درخت
بر زمین افتد سر آن سخت سخت
هوش مصنوعی: اگر درختی ریشهکن شود، به زمین خواهد افتاد و سر آن به شدت بر زمین میخورد.
هرچه از سر دورتر هموارتر
بر زمین آید برو در آن نگر
هوش مصنوعی: هر چیزی که از سر دورتر باشد، روی زمین صافتر و راحتتر قرار میگیرد. به آن فکر کن.
گر به سنگش بهر باروبر زنند
سنگ را بر شاخ بالاتر زنند
هوش مصنوعی: اگر به کسی که بارش سنگین است، سنگ پرتاب کنند، سنگ را به بالاتر از شاخهای میزنند که سنگ را بیندازند.
هرچه پایینتر بچینندش بدست
شاخه ی پایین ز زخم سنگ رست
هوش مصنوعی: هر چه گیاه را از شاخههای پایینتر بچینند، با زخمهای سنگی که دارد، به زندگیاش ادامه میدهد.
لیک اگر دهقان درختی آب کرد
پای آن را ابتدا سیراب کرد
هوش مصنوعی: اما اگر کشاورز درختی را آبیاری کند، باید ابتدا ریشه آن را سیراب کند.
می کشد قصاب چون آن گوسفند
سر از آن برد نه دم ای هوشمند
هوش مصنوعی: قصاب وقتی گوسفند را میکشد، هیچ دم و دمی ندارد. این به این معنی است که در موقعیتهای دشوار و جدی، نباید انتظار داشته باشیم که کسی به ما کمک کند یا دلسوزی نشان دهد.
باد صرصر چون وزیدن در گرفت
هر چنار و عرعر از بن برگرفت
هوش مصنوعی: باد سرد و تند که شروع به وزیدن کرد، هر درخت چنار و عرعر را از ریشههاش برداشت.
نرم نرم از غرفه ی کربا گذشت
بر گل و سبزه نسیم آسا گذشت
هوش مصنوعی: به آرامی و نرمی از بالای دشت کربلا عبور کرد و نسیم لطیف بر روی گلها و چمنها وزید.
جان بابا اندرین باغ دو در
شو حشیش و از چناری درگذر
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا که دو در دارد، جان پدر را شاد کن و از درخت چنار عبور کن.
تا شوی ایمن ز صرصرهای آن
هم ز فوج زاغ و از غوغای آن
هوش مصنوعی: برای اینکه از طوفانهای سخت و هجمههای زیاد در امان بمانی، باید خود را آماده و محافظت کنی.
دم شود دنبال و چشم و سر بدو
سر مشو آذوقه خنجر مشو
هوش مصنوعی: در اینجا به نظر میرسد که به نیاز به هوشیاری و احتیاط در مواجهه با خطرات اشاره شده است. به نوعی میگوید که باید مراقب باشیم و از غفلت دوری کنیم، زیرا ممکن است در مسائل مختلف با چالشها و مشکلاتی مواجه شویم.
در میان مردمان معمور باش
تیزبین و دوربین و کورباش
هوش مصنوعی: در میان مردم زندگی کن و با دقت و هوشیاری به رفتارها و حرکات آنها توجه کن، اما گاهی اوقات بهتر است از برخی چیزها چشمپوشی کنی و چیزی نبینی.
با همه بنشین ولی گمنام شو
دردها میگیر و صاف آشام شو
هوش مصنوعی: با دیگران معاشرت کن اما خودت را ناشناخته نگهدار. دردها را از دیگران بپذیر و به آرامش و شفافیت دست یاب.
یا همه باش از همه مستور باش
با همه نزدیک باش و دور باش
هوش مصنوعی: یا اینکه میتوانی کاملاً جلوهگری کنی و خود را پنهان کنی، یا اینکه با همه در ارتباط باشی و در عین حال فاصلهات را از آنها حفظ کنی.
در میان انجمن خلوت گزین
روشناییها ز تاریکی بین
هوش مصنوعی: در جمع دوستانه، از تاریکیها فاصله بگیر و به نور و روشناییها نزدیک شو.
چیست تاریکی بدان ای ذوفنون
ناشناسایی بر این قوم دون
هوش مصنوعی: شما ای استاد هنر و مهارت، به ما بگویید که این تاریکی چیست؟ چرا که این مردم خوار از آن آگاه نیستند و نمیدانند.
عیش آن دارد که باشد ناشناس
کو بود نانش جوین پشمین لباس
هوش مصنوعی: زندگی خوشی دارد که آدم ناشناس باشد؛ زیرا او با لباس پشمی و نانی ساده زندگی میکند.
ای خوشا دوران آن بی اسم و نام
که نگوید هیچکس او را سلام
هوش مصنوعی: زمانی خوش و دلپذیر است که هیچکس به کسی سلام نگوید و از نام و نشان خود دور باشد.
سینه خالی کن ز قید این و آن
نزد من بهتر ز ملک این جهان
هوش مصنوعی: دل خود را از وابستگی به مردم و چیزهای دیگر پاک کن؛ زیرا نزد من، حالت خوب و آزاد بهتر از فرمانروایی بر این دنیا است.
عیش آن خوش باد کو با جفت خود
شب بخسبد فارغ از هر نیک و بد
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که با همراهش شب را آرام و بیخیال بگذراند و از خوبیها و بدیها بیخبر باشد.
در جهان گر از جهان وارسته است
در بخود از خلق عالم بسته است
هوش مصنوعی: اگر کسی در این دنیا از وابستگیها رسته باشد، به واقع در درون خود از تعلق به انسانها و آفریدگان آزاد شده است.
هر که وارست از جهان در این جهان
یافت بیشک او حیات جاودان
هوش مصنوعی: هر کس که از قید و بندهای دنیوی رها شود و به آزادی دست یابد، در واقع به زندگی ابدی و پایدار دست پیدا کرده است.
این بود از موت آزادی پسر
هین بمیر و زندگانی را نگر
هوش مصنوعی: اینکه از آزادی جوانی سخن میگوید، به ما میآموزد که باید به زندگی و درک آن توجه کنیم. به نوعی، مرگ و زندگی در هم تنیدهاند و باید به ارزش واقعی زندگی پی ببریم.
زین ممات ادریس بر افلاک شد
همنشین خور مسیح پاک شد
هوش مصنوعی: ادریس از این دنیا به آسمانها رفت و با خورشید و عیسی پاک همنشین شد.
زین ممات آتش چمن شد بر خلیل
موسی عمران گذشت از رود نیل
هوش مصنوعی: از این مرگ، چمن به آتش درآمد و خلیل، موسی عمران را دید که از رود نیل عبور میکند.
احمد از این مرگ بر معراج شد
حیدر کرار و صاحب تاج شد
هوش مصنوعی: احمد به واسطه این مرگ به اوج و مقام عالی رسید و حیدر کرار هم به عنوان کسی که دارای تاج و مقام بزرگ است، شناخته شد.
شد از این مردن شه دوران حسین
زنده ی کونین و نور عالمین
هوش مصنوعی: حسین، که پادشاه دوران و زندگی تمام موجودات است، از این مرگ زنده شده است و نور عالم را روشن کرده است.
خاک راهش شد شفای هر مرض
قبه اش شد قبله گاه هر عرض
هوش مصنوعی: خاک آن مکان به درمان هر بیماری تبدیل شد و آنجا به قبلهای برای هر مسافری تبدیل گردید.
عاشقان را این ممات آمد حیات
عارفان هم زنده اند از این ممات
هوش مصنوعی: عاشقان از مرگ به زندگی دست مییابند و عارفان نیز از همین مرگ حیات و زندگانی یافتهاند.
هم از این مردن شهید آمد شهید
نی ز زخم تیغ و خنجر ای رشید
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تنها با کشته شدن در میدان جنگ یا ضربههای شمشیر به شهادت نمیرسند، بلکه شهادت واقعی از مرگ انسانهای بزرگ و با ایمان سرچشمه میگیرد.
چون به میدان پا نهاد آن نیکمرد
تن به مردن داد و ترک خویش کرد
هوش مصنوعی: وقتی آن جوانمرد به میدان جنگ قدم گذاشت، جانش را فدای میدان کرد و از خود گذشت.
مرد پیش از مرگ ترک جان گرفت
تیغ و خنجر را گل و ریحان گرفت
هوش مصنوعی: مرد قبل از اینکه بمیرد، از زندگی و لذتهایش چشم پوشیده و به دنبال سلاح و قدرت رفته است. او به جای زیباییهای طبیعت، به چیزهای خطرناک و کشتار فکر میکند.
شد از این مردن شهید آن نیکبخت
نی ز زخم تیغ و ضرب گرز سخت
هوش مصنوعی: از این مرگ، آن شخص نیکبخت شهید شد، نه به خاطر زخم شمشیر یا ضربههای شدید.
زین سبب فرمود ما هم میتون
بل هم احیا عند ربهم یرزقون
هوش مصنوعی: به همین دلیل، ما نیز برای اینکه در نزد پروردگارشان روزی خود را دریافت کنند، زنده خواهیم شد.
چونکه مردند و گذشتند از حیات
خونشان شد پاکتر ز آب فرات
هوش مصنوعی: زمانی که آنها از زندگی گذشتند و مردند، خونشان از آب فرات نیز خالصتر و پاکتر شده است.
از شهادت می شود خون پلید
خوشتر و صافیتر از آب سفید
هوش مصنوعی: از نظر شاعر، خون شهیدان به دلیل پاکی و ارزششان از آب زلال نیز خالصتر و بهتر است.
جان پاک او ندانم چون شود
از دو صد خورشید و مه افزون شود
هوش مصنوعی: نمیدانم روح پاک او چگونه میتواند از دو برابر نور خورشید و ماه بیشتر شود.
هر که ترک جان کند در این جهان
عالم جان را همی بیند عیان
هوش مصنوعی: هر کسی که از دنیا دل بکند و از زندگی دست بکشد، در این جهان روح و حقیقت وجود را به وضوح میبیند.
پرده های چشم برچیده شود
ای بسا نادیدنی دیده شود
هوش مصنوعی: اگر پردههای بینایی کنار بروند، ممکن است چیزهای نادیدنی را ببینیم.
بشنود گوشش خبرهای شگرف
جرعه ها نوشد از آن دریای ژرف
هوش مصنوعی: او با گوش خود خبرهای شگفتانگیزی را میشنود و از آن دریای عمیق جرعههایی مینوشد.