برگردان به زبان ساده
خواست ابراهیم باهنگ و خرد
جان ایشان را در آتش واخرد
هوش مصنوعی: ابراهیم با آگاهی و دانایی تصمیم گرفت جان مردم را در آتش بسوزاند و آنها را امتحان کند.
ره نمایدشان به آب زندگی
وارهاندشان ز قید بندگی
هوش مصنوعی: آنها را به سمت آب زندگی هدایت میکند و از بندگی رهایی میبخشد.
بندگی نفس و شیطان هوا
بندگی گنده نمرود دغا
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که تسلیم خواستههای نفس و شیطان، انسان را به بردگی میکشاند و او را به مانند نمرود – که نماد ظلم و استکبار است – در مسیر فریب و کمخودی قرار میدهد.
سوی گلزار سعادتشان کشد
سوی نورستان ز ظلمتشان کشد
هوش مصنوعی: به سمت باغ خوشبختیهایشان میکشاند و از تاریکیها به روشنایی هدایت میکند.
چونکه طینتشان ز مار و دود بود
طینت فرعونی و نمرود بود
هوش مصنوعی: این افراد از خاک و سرشتی هستند که شبیه به ویژگیهای منفی و بدیهای مار و دود است، و سرشتشان به فرعون و نمرود تشابه دارد.
طبعشان را از بهار آمد نفور
گوش نگرفتند از اسرار نور
هوش مصنوعی: طبیعت آنها از بهار به دور است و گوششان به راز نور پی نبرده است.
از خلیل آن بحر نور تابناک
می دمیدندی چو عنبر از شباک
هوش مصنوعی: از خلیل، نوری درخشان و زیبا میتابید که مانند عطر خوش عنبر در فضا پخش میشد.
یا چه آن خفاش از شمس الضحی
یا چو دیجوری ز روز پرضیاء
هوش مصنوعی: این بیت به مقایسه وضعیت یک خفاش و یک پرنده در روز روشن میپردازد. خفاش به خاطر تاریکی شب زندگی میکند و در نور روز نمیتواند کاری انجام دهد، در حالی که پرنده در روز روشن نشاط و آزادی دارد. این تفاوت نشاندهنده دو حالت مختلف از زندگی است: یکی در تاریکی و خفا و دیگری در نور و روشنی.
او پی ایشان دویدی در طلب
همچو آن خورشید در دنبال شب
هوش مصنوعی: او به دنبال آنها دوید، مانند خورشیدی که پس از شب به دنبال صبح میگردد.
در پی شب می دود مهر منیر
گوید ای شب لحظه ای آرام گیر
هوش مصنوعی: در پی شب، خورشید درخشان و مهتاب به شب میگوید: "لحظهای توقف کن و آرام باش."
تا رسانم خویشتن را من به تو
آن سیاهی را زدایم من ز تو
هوش مصنوعی: من خود را به تو میرسانم و آن سیاهی را که از توست دور میکنم.
چهره ات را نور افشانی کنم
از سرت تا پای نورانی کنم
هوش مصنوعی: میخواهم چهرهات را پر از درخشندگی کنم و از سر تا پای تو را روشن و نورانی بسازم.
پرده بردارم من از رخسار تو
بشکفانم صد گل از گلزار تو
هوش مصنوعی: من میخواهم پرده را از روی چهرهی تو کنار بزنم و صد گل زیبا از باغ تو بیاورم و به نمایش بگذارم.
شب گریزد ننگرد اندر قفا
در زمین خود را همی بیند خفا
هوش مصنوعی: شب فرار میکند و به پشت سرش نگاه نمیکند، در زمین تنها خودش را به طور پنهانی میبیند.
همچو آن نمرودیان تیره روز
از خلیل آن آفتاب دلفروز
هوش مصنوعی: مانند نمرودیان، که در روزگار بدی به سر میبردند، از خلیل (حضرت ابراهیم) که نورانی و درخشان بود، به دور شدهاند.
روزگاری شد که آخر آن گروه
آمدند از دعوت او در ستوه
هوش مصنوعی: روزی فرا رسید که آن گروه از دعوت او به شدت ناتوان و ناامید شدند.
انجمن در انجمن آراستند
پیش آن نمرود برپا خاستند
هوش مصنوعی: جمعی از افراد در جمعی دیگر گرد هم آمده و در برابر نمرود (حاکم ستمکار) ایستادگی کردهاند.
کی تو کوه ظلمت و دریای کفر
ای سراپای تو سر تا پای کفر
هوش مصنوعی: تو مانند کوهی از تاریکی و دریایی از کفر هستی، سراسر وجودت مملو از کفر است.
این عدوی ملت و ایمان ماست
این بلای جسم و رنج جان ماست
هوش مصنوعی: این شخص دشمن ملت و ایمان ماست و دلیل دردهای جسمی و رنجهای روحی ما میباشد.
سر همی کوبد خدایان تورا
بد همی گوید نکویان تورا
هوش مصنوعی: خدایان از آسمان بر تو میکوبند و نیکان نیز درباره تو صحبت میکنند.
این عدوی جان شاهنشاه ماست
دشمن خورشید ما و ماه ماست
هوش مصنوعی: این شخص دشمن سرسخت و مخالف ماست که همانند سایهای بر روی نور خورشید و ماه ما قرار دارد.
بین چسان وارونه نردی باختند
دوستان از دشمنان نشناختند
هوش مصنوعی: دوستان به خاطر نداشتن شناخت از دشمنان، به راحتی در بازی نرد باختند.
دشمن تو نفس کافر کیش توست
وان هوای طبع بداندیش توست
هوش مصنوعی: دشمن اصلی تو، نفس خودت است که تحت تأثیر افکار منفی و منازعات کافرانه قرار دارد. این نفس، هوای بدی را برای تو به ارمغان میآورد.
دشمن تو خود تویی ای تیره رو
دیگران را بی سبب دشمن مگو
هوش مصنوعی: دشمن واقعی تو خودت هستی، ای کسی که چهرهات تاریک است. بدون دلیل به دیگران اتهام دشمنی نزن.
آنکه خواهد شمع تو روشن کند
شوره زارت روضه ی گلشن کند
هوش مصنوعی: کسی که بخواهد شمع وجود تو را روشن کند، باید با سختیها و مشکلاتت روبهرو شود و آنها را به زیبایی و روشنی تبدیل کند.
دوست باشد بل نیای مهربان
هین برو او را غلط دشمن مخوان
هوش مصنوعی: دوست را مانند پدر مهربانی تصور کن و در این صورت، او را دشمن ندان.
نک زمینی باشدت پر خاروبن
نی در آنجا چشمه ی نونی کهن
هوش مصنوعی: زمین پر از خاردار است و در آنجا چشمهای از نان کهن وجود ندارد.
خار بن بارش همه زهر بلا
بیخ آن مأوای مار و اژدها
هوش مصنوعی: خاری که در باران رشد کرده، زهر و بلا را به دوش میکشد و در کنار آن، مار و اژدها زندگی میکنند.
آن یکی آمد به کف بیل و کلند
خار بنها را همه از ریشه کند
هوش مصنوعی: یک نفر با بیل و کلنگ به سراغ خار و خاشاک رفت و همه آنها را از ریشه کند.
خار بنها کند و اژدرها بکشت
کشتها افکند آنجا پیش و پشت
هوش مصنوعی: خارها را به زمین میکارد و اژدها را میکشد، کشتها را در آنجا به جلو و عقب میپاشد.
پس زمین را می کند چالاک و چست
تا برآرد چشمه ی عذبی درست
هوش مصنوعی: پس زمین به صورت فعال و پرجنبوجوش عمل کرده و چشمهای پاک و زلال به وجود میآورد.
کورکورانه تو در بانگ عویل
هر که را یابی همی گردی دخیل
هوش مصنوعی: با چشمان بسته و بدون فکر، در هر صدایی که میشنوی، به دنبال کسی هستی و به او وابسته میشوی.
کی مسلمانان مروت شد کجا
این زمینم می کند در هم چرا
هوش مصنوعی: کجا و چطور برادران مسلمان در رفتار خود مروت و انصاف را رعایت میکنند، در حالی که این زمین با مشکلات و تنگناهایش در هم میتنند؟
ملک و مالم می کند زیر و زبر
دشمن جان من آمد این مگر
هوش مصنوعی: دشمن به جان من حملهور شده و داراییام را به هم میریزد.
ای مسلمانان هزاران داد و داد
هیچ مسکین را چنین دشمن مباد
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، هزاران فریاد و داد و فریاد میزنید، اما نباید اجازه دهید هیچ بیچارهای با چنین وضعیتی روبهرو شود.
این نه دشمن مهربان یاری بود
روز و شب بهر تو در کاری بود
هوش مصنوعی: این شخص نه تنها یک دوست مهربان است، بلکه در هر لحظه و در هر کاری، به تو کمک میکند.
مارو افعی راند از پهلوی تو
آب شیرین آورد در جوی تو
هوش مصنوعی: افعی ما را از کنارت راند و آب شیرین را به جوی تو آورد.
شوره زاری بهر تو گلشن کند
یک چراغ مرده ای روشن کند
هوش مصنوعی: یک بیابان بیحيات میتواند به خاطر تو تبدیل به باغی زیبا شود، و حتی یک شمع بینور ممکن است به خاطر تو روشن شود.
تا نبرد خارکی روید سمن
تا نگرید ابر کی خندد چمن
هوش مصنوعی: برای اینکه گل سمن (مقام و زیبایی) سر برآورد و شکوفا شود، باید خارها را از سر راهش بردارند. همچنین، قبل از اینکه چمنی شاداب و خرم شود، باید ابرها بر آن ببارند و به آن زندگی ببخشند.
تا زمین نشکافت کس گندم نخورد
تا صدف نشکست کس گوهر نبرد
هوش مصنوعی: برای اینکه چیزی به دست آید، لازم است که مراحل اولیه و سختی را پشت سر گذاشت. تا زمانی که زمین شیار خورده و کشت نشود، محصولی برداشت نخواهد شد. همچنین تا زمانی که صدف شکسته نشود، گوهری به دست نخواهد آمد. بنابراین باید تلاش کرد و سختیها را تحمل کرد تا به نتیجه رسید.
می شکافد آن زمین را باز یار
صاف و پاکش می کند از سنگ و خار
هوش مصنوعی: یار به خوبی زمین را شخم میزند و آن را از سنگ و خار очищا میکند.
پس در آنها دانه ای سازد نهان
تا کشد سر خوشه های بیکران
هوش مصنوعی: پس در دل آنها دانهای پنهان میکارند تا خوشههای بیپایانی را برداشت کنند.
دانه آنجا خوشه ی خندان شود
آدمی را خوشه قوت جان شود
هوش مصنوعی: در آن مکان، دانه به شکل خوشهای شاداب درمیآید و این خوشه، نان و قوتی برای آدمی فراهم میکند که جانش را nourishes میکند.
نیست دهقان دشمن آن کشت زار
بلکه سازد بهمن آن را بهار
هوش مصنوعی: کشاورز دشمن کشت و زار خود نیست، بلکه این برف و سرماست که باعث میشود تا بهار دوباره جوانهها را زنده کند.
همچنین الطاف بی پایان حق
می کند با نیکبختان این نسق
هوش مصنوعی: خداوند با بندگان خوب و خوشبخت خود، مهربانی و کمکهای بیپایانی دارد.
آن هوای شهوت خشم زبون
آب شور و زینت دنیای دون
هوش مصنوعی: این احساس عمیق و پرشور، مانند خشم و افسردگی است که با خود آبی تلخ و زینتهایی از دنیای ناچیز به همراه دارد.
تخم صحبتهای ابنای زمان
باد بی هنگام فوج باد خوان
هوش مصنوعی: اگر باختری از افراد زمان در مواقع نامناسب بذر سخن بکارند، همچون طوفانی خواهند بود که به همراه خود نسیمهایی ناگهانی میآورند.
مزرع دلستان ز آب انداخته
شوره زاری ژول و ویران ساخته
هوش مصنوعی: دل من که همچون مزرعهای سرسبز بود، به خاطر ناامیدی و غم، به شورهزاری خشک و خراب تبدیل شده است.
رسته آنجا خار بن در خار بن
خار بن نی اژدها و مار بن
هوش مصنوعی: در آنجا که خار و گزند وجود دارد، غولها و موجودات خطرناک نیز حضور دارند.
زیر هر خاری دوصد افعی نهان
سینه و دل بر غمان در بر غمان
هوش مصنوعی: زیر هر خاری، تعداد زیادی افعی پنهان است و در دل و سینه، غمها وجود دارد.
چشمها خشکیده جوها گشته پر
آب گیرش پارگین شوره پر
هوش مصنوعی: چشمها خسته و خشک شدهاند و زمینها پر از آب شدهاند، او در جایی که شورهزار است، حضور دارد.
ساحت جان نزد دهقان قدر
چون زمینی هست پیش برزگر
هوش مصنوعی: ساحت جان نزد دهقان مانند ارزش زمینی است که برای برزگر اهمیت دارد.
چون زمینی لایق گل زار دید
مرز و بومش در خور کفیار دید
هوش مصنوعی: وقتی که زمین مناسب و مستعد کاشت گل را مشاهده کرد، سرزمین و خاکش را شایسته و مناسب برای زراعت و پرورش گیاهان دید.
گاو و بیل و خیش و داس آنجا برد
آن زمین را برشکافد بردرد
هوش مصنوعی: گاو و ابزارهای کشاورزی مانند بیل، خیش و داس برای شیار زدن و شکاف بردن در زمین استفاده میشوند.
این بلاها و مرضها بی سخن
هست جان را چون شیار گاوزن
هوش مصنوعی: این دردها و مشکلات بدون گفت و گو به جان انسان میچسبند، مانند شیارهایی که بر روی پوست گاو ایجاد میشود.
می شکافد مو به مو آن بوم را
می کند از ریشه خار شوم را
هوش مصنوعی: زمین را به دقت میشکافد و از ریشه، خارهای بد را میکند.
آنچه مأوا کرده آنجا از حشار
می کند از مزرع جان تار و مار
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جایی سکونت پیدا کرده، از شدت درد و مشکل جان را در هم میپیچد و به هم میزند.
چونکه خار و مار از آن پرواز کرد
گلبن معنی شکفتن ساز کرد
هوش مصنوعی: وقتی که گزندگان و موجودات خطرناک از آنجا دور شدند، باغ پر از گل و شکوفه شد.
چشمهای معرفت گردد روان
وا شود هم چشم و گوش هوش جان
هوش مصنوعی: چشمهای دانایی باز میشود و روح با شنیدن و دیدن به آگاهی بیشتری میرسد.