برگردان به زبان ساده
ای خدا ای رهنمای گمرهان
ای تو دانا هم به پیدا و نهان
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، ای راهنمای کسانی که در迷 راه ماندهاند، تو که به همه چیز، هم به ظاهر و هم به باطن، آگاهی.
ای تو پیدا جز تو ناپیدا همه
وی تو بینا جز تو نابینا همه
هوش مصنوعی: ای تو که در همه جا پیدا هستی، دیگران را نمیتوان دید مگر به واسطه تو. همه کسانی که بینا هستند، به خاطر توست و بدون تو، نابینا هستند.
ای منزه از چه و از چند و چون
وی فزون از وهم و زاندیشه برون
هوش مصنوعی: ای پاک و مقدس از هرگونه نقص و عیب، و فراتر از خیال و تصورات بشری.
ای صفات ذات و ای ذات صفات
ای به تو قائم بقای کاینات
هوش مصنوعی: ای صفات و ویژگیهای تو، و ای خودت که ویژگیها بر تو قائم هستند، تویی که بقای همه چیز به وجود تو وابسته است.
ای تو هست مطلق و صرف وجود
ای برِ ما غیب و در واقع شهود
هوش مصنوعی: تو هستی وجود محض و بینظیر، که در عین حال از ما دوری و در عین حال در واقعیت حضور داری.
ای دلیل راه هر گم کرده راه
ای ضیابخش چراغ مهر و ماه
هوش مصنوعی: ای دلیل و راهنمای هر کسی که گم شده و نمیداند کجا برود، تو مثل نوری هستی که در شب، روشنایی میبخشد و زندگی را به زیبایی خورشید و ماه جلوه میدهد.
اندرین پیدای ناپیدا کران
من یکی گم کرده راهم ناتوان
هوش مصنوعی: در این دنیا که از نظرها پنهان و ناشناخته است، من هم مانند کسی هستم که در آن گم شده و در تلاش برای پیدا کردن راه خود، ناتوان و ناامید شدهام.
راه روشن من ز ره افتادهام
هم عنان خود به رهزن دادهام
هوش مصنوعی: من از مسیر روشن خود منحرف شدهام و همراهم را به دزد دادهام.
راه بس هموار و روشن یکسره
من فتادهستم به صد کوه و دره
هوش مصنوعی: راه برایم کاملاً هموار و روشن است و من بیوقفه به سفر خود ادامه میدهم، حتی اگر در مسیر به صد کوه و دره برسم.
درههای پر ز غول راهزن
گرد گشته جملگی بر دور من
هوش مصنوعی: درههایی که پر از دزدان و خطر است، همه دور من را گرفتهاند.
میکشندم رهزنان در هر کنار
در تلال و در دهار و کوهسار
هوش مصنوعی: رهگذران به من در هر جایی، چه در روشنایی و چه در تاریکی، حمله میکنند و به من آسیب میزنند.
راه بینم روشن و فاش و عیان
وندران بس کاروان در کاروان
هوش مصنوعی: من راهی روشن و آشکار میبینم که در آن، کاروانها بهطور پیوسته در حرکتاند.
چشم من بر راه و گوشم بر درای
من ز راه افتادهام ای وای وای
هوش مصنوعی: چشمانم به دنبال توست و گوشم به صداهای در است. من از راه خود منحرف شدهام و از این وضعیت نگران و ناراحتم.
راه میبینم به صد حسرت ز دور
وندر آنجا کاروانها در عبور
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من به دوردستها با حسرت مینگرم و در آنجا کاروانهایی را میبینم که در حال عبور هستند.
کاروانها لطف حق سنگارشان
گوش من بر هی هی و نَژغارشان
هوش مصنوعی: کاروانها به لطف خدا در حال حرکتند و صدای نرمی که از نغمههای آنها میشنوم مانند زمزمهای در غار است.
کاروانها جمله ایمن از فریش
کاروانسالارها در پیش پیش
هوش مصنوعی: کاروانها همه در امان هستند، زیرا کاروانسالاران با تدبیر و هوشمندی در پیشاپیش آنها قرار دارند.
کاروان در راه هموار و فراخ
من اسیر راهزن در سنگلاخ
هوش مصنوعی: کاروان در جادهای صاف و عریض در حرکت است، اما من در میان سنگلاخی گرفتار دزد شدهام.
میبرندم هر دم از ره دورتر
میزنندم گه به کوه و گه کمر
هوش مصنوعی: هر لحظه از مسیر دورتر میشوم و sometimes به کوه میروم و sometimes به دامنه کوه.
میکشندم ای خدا بر خار و خس
میزنندم از قفا در پیش و پس
هوش مصنوعی: خداوندا، مرا به حال خود رها کردهاند و دشمنانم همچون خاری در پشت و جلویم قرار دارند و به من آسیب میزنند.
یا غیاث المستغیثین الغیاث
ای نشاط جان غمگین الغیاث
هوش مصنوعی: ای یاور نیازمندان، تو که مایهی آرامش دلهای غمگین هستی، بر ما رحم کن و ما را از این پریشانی نجات بده.
الغیاث ای بیکران دریای لطف
الغیاث ای موج توفان خیز لطف
هوش مصنوعی: ای نجاتدهنده، ای دریای وسیع محبت! ای موجهای توفندهی بخشش و لطف!
میبرد رهزن ز راهم دور دور
دست بسته پا شکسته لوت و عور
هوش مصنوعی: راهزن مرا از مسیر دور میکند، در حالی که قید و بندهایی بر دست و پایم است و در حالتی آشفته و ناقص قرار دارم.
بنگرید ای کاروان سالارها
ای شما در روز و شب بیدارها
هوش مصنوعی: ای کاروان سالارها، به اطرافتان نگاه کنید؛ ای کسانی که در روز و شب بیدار و هوشیار هستید.
ای شبان تیره دور از رویتان
ای معطر دشت و کوه از بویتان
هوش مصنوعی: ای شبان، دوری تو از چهرهات، دل را تیره کرده است. تو با بوی دلانگیزت دشت و کوه را معطر کردهای.
ماندهام تنها امیران همتی
رهزنم برد ای دلیران همتی
هوش مصنوعی: من در طناب بیکس و تنها ماندهام، دوستان و یارانم به ستمگری و فریبکاری روی آوردهاند، ای دلیران، بر من که در جستجوی راهم، با کینه و خیانت تاختهاند.
دور گشتم گم شد آواز جرس
ای امیر کاروان فریاد رس
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از سرگردانی و گم شدن صداهایی است که به نوعی نشانهای از بیداری یا حرکت کاروان هستند. راوی احساس میکند که در این محیط پراشوب و بینظم، صدای جرس که میتواند مظهر نظم و مقصد باشد، به گوشش نمیرسد و از این رو از امیر کاروان درخواست کمک میکند. این تصویر نشاندهنده یأس و نیاز به راهنمایی در جستجوی مسیر درست است.
ای امیر کاروان واپسین
ای وجودت لنگر چرخ و زمین
هوش مصنوعی: ای رئیس کاروان آخرین، تو همانند لنگری هستی که چرخ فلک و زمین را ثابت نگه میدارد.
ای دلیل راه هر گم کرده راه
بی پناهان جهان را تو پناه
هوش مصنوعی: ای دلیل و راهنما برای هر کسی که راهش را گم کرده، تو پناهی برای کسانی که در این جهان بی سرپناه هستند.
ای تو سالار زمین و آسمان
پادشاه دورهٔ آخر زمان
هوش مصنوعی: ای تو فرمانروای زمین و آسمان، پادشاه این دوره آخر زمان.
من یکی واماندهام از کاروان
در عقب افتاده لنگ و ناتوان
هوش مصنوعی: من تنها کسی هستم که از جمع دیگران جا ماندهام، ناتوان و ضعیف، و در پسِ کاروان حرکت میکنم.
در میان رهزنان ماندم اسیر
گه به بالا میکشندم گه به زیر
هوش مصنوعی: در میان دزدانی که به راه زنی مشغولند، گرفتار شدم؛ گاهی مرا به بالا میبرند و گاهی به پایین میکشند.
مرکبم بردند و آبم ریختند
خون من با خاک ره آمیختند
هوش مصنوعی: من را سوار کردند و آب را بر من ریختند، خون من با خاک زمین مخلوط شد.
بر کنار ره نگاهی باز کن
این کنار افتاده را آواز کن
هوش مصنوعی: کنار راه، نگاهی به اطراف بینداز و این کسی که تنها و بیکس افتاده است را صدا کن.
از تو یک آواز و از من صد جواب
از تو خواندن سوی خود از من شتاب
هوش مصنوعی: از تو یک آواز و از من صد جواب یعنی وقتی تو چیزی میگویی، من به تو پاسخهای زیادی میدهم. از تو نفرین میآید به سمت خودت، و از من شتاب و شتابزدگی به این معناست که احساس میکنم باید سریعتر پاسخ دهم.
ای تو کشتیبان دریای شگرفت
ناخدای کشتی این یمّ ژرف
هوش مصنوعی: ای کاپیتان کشتی در این دریای وسیع و پرخطر، تو فرمانده این عمق بزرگ هستی.
کشتیم بشکست و من گشتم غریق
اندرین دریای زَخارِ عمیق
هوش مصنوعی: ما به یاد کسی که از دست دادیم، غمگین و دلشکستهایم و مانند کسی هستیم که در دریای عمیق و طوفانی غرق شده است.
میبرد موجم همی بالا و زیر
دست من گیر ای خدایت دستگیر
هوش مصنوعی: موج مرا به بالا و پایین میبرد، ای خدای من، دستم را بگیر و نجاتم بده.
ده نجات عاجز بی دست و پا
از هلاک ای ناخدا بهر خدا
هوش مصنوعی: ای ناخدا، برای خدا، به نجات انسانی بیقدرت و عاجز از خطر مرگ کمک کن.
ای شبان مهربان بنگر به دشت
یک بز لاغر جدا از گله گشت
هوش مصنوعی: ای چوپان عزیز، به دشت نگاه کن که یک بز لاغر از گله جدا شده است.
دور او بگرفته گرگان بیشمار
حمله بر وی آورند از هر کنار
هوش مصنوعی: محیط او را گرگهای زیادی احاطه کردهاند و از هر سمتی به او حمله میکنند.
رحمتی کن ای شبان مهربان
این بز لاغر ز گرگان وارهان
هوش مصنوعی: ای شبان مهربان، به من لطف و رحمت کن و این بز لاغر را از دست گرگان نجات بده.
ای امین حق شه دنیا و دین
ای تو خیرالمرسلین را جانشین
هوش مصنوعی: ای کسی که امانتدار حق هستی و حافظ دین و دنیا، تو جانشین بهترین فرستادهها هستی.
نک صفایی بندهٔ درگاه توست
افسر فخرش ز خاک راه توست
هوش مصنوعی: خوشبختی و زیبایی بندهات به خاطر نزدیکی به درگاه توست و افتخار او از خاک مسیری است که به تو میرسد.
خود غلام توست ای سلطان راد
زادگانش بندگان خانه زاد
هوش مصنوعی: ای سلطان بزرگ، غلامان تو از نسلهای شرافتمند هستند و بندگان تو در خانهات به دنیا آمدهاند.
التفاتی کن به سوی این غلام
نام او بس باشد او نبود تمام
هوش مصنوعی: به این غلام توجهی کن، نام او کافی است؛ او کل وجود نیست.
از کرم کن خانهزادان را قبول
چاکرانند از فروع و از اصول
هوش مصنوعی: برخورد با دیگران باید با محبت و بخشش باشد، زیرا همه افراد، چه از نسل و ریشههای مختلف، در خدمت یکدیگر و برای ایجاد پیوندهای مثبت هستند.
التفاتی از تو خواهم والسلام
تا کنم نقل زلیخا را تمام
هوش مصنوعی: من از تو توجهی میطلبم و با همین اشاره میخواهم داستان زلیخا را بهطور کامل بیان کنم.