برگردان به زبان ساده
آمد از بام و به گنبد پا نهاد
اندر آنجا رو به کعبه ایستاد
هوش مصنوعی: او از روی بام پایین آمد و وارد گنبد شد و در آنجا رو به کعبه ایستاد.
پشت بر بت روی بر بت آفرین
کرد و دست انداخت بر حبل المتین
هوش مصنوعی: او پشت به بت کرده و روی خود را بر آن تقدیس میکند و دستی به طرف ریسمان محکم میاندازد.
چشمش اندر بتکده دل در حرم
اندرون پرنور بیرون از ظلم
هوش مصنوعی: چشم او در معبد بتان است و دلش در حرم، جایی که نور زیادی وجود دارد و بیرون از تاریکی و ظلمت است.
گفت اقامت کرد نیت پس دو دست
برد بالا و به فرض احرام بست
هوش مصنوعی: او گفت که نیت اقامت کردهاست، سپس دستهایش را بالا برد و برای به جا آوردن مناسک احرام آماده شد.
چونکه گفت الله اکبر ناگهان
شد بلند آواز تکبیر از بتان
هوش مصنوعی: زمانی که گفت «الله اکبر» ناگهان صدای تکبیر از بتها به گوش رسید.
از بت و بتخانه و دیوار و در
از زمین و سقف و اُستُنهای زر
از بت، بتخانه وَ در و دیوار؛ از زمین، سقف و ستونهای زر
بلکه از هر خشت و هر سنگِ رخام
هم ز فرش و زینت و زیور تمام
همچنین از هر خشت و هر سنگ مرمر، از همه فرشها و زیورها
غلغل تکبیر چندان شد بلند
که زمین حیران شد و چرخ استمند
چندان فریاد تکبیر بلند شد که زمین در شگفت ماند و چرخ [از حرکت] ایستاد.
از پس تکبیر، میر ارجمند
خویش را بیرون از آن گنبد فکند
هوش مصنوعی: پس از اعلام بزرگداشت و احترام خداوند، میر بزرگوار خود را از آن گنبد خارج کرد.
پا برهنه چون برون از خانه جست
سقف و بنیادش همه درهم شکست
هوش مصنوعی: شخصی که بدون کفش از خانه بیرون میرود، به گونهای از وضع و حال خود ناراضی است که همه چیز اطرافش به هم ریخته و فروپاشیده به نظر میرسد.
سقف و بنیادش همه شد سرنگون
پایهاش افتاد و بشکستش ستون
هوش مصنوعی: سقف و دیوار این بنا فرو ریختند، پایهاش شکست و ستونهایش هم افتادند.
سنگ و خشت و آجرش شد ریز ریز
جا نماند از آن بناها هیچ چیز
هوش مصنوعی: سنگ و خشت و آجرهای آن بنا به قطعات کوچک تبدیل شدهاند و هیچ اثری از آن ساختمانها باقی نمانده است.
شد غباری و غبارش باد برد
روزگار آن بتکده از یاد برد
هوش مصنوعی: روزگار بر آن بتکده غباری نشاند و نسیم آن را از یاد برد.
بت پرستان را همه خرد و کلان
مانده سرانگشت حیرت بر دهان
هوش مصنوعی: بت پرستان چه بزرگ و چه کوچک، همگی در حالتی از حیرت و شگفتی قرار دارند و انگشت خود را به نشانه تعجب بر دهان گذاشتهاند.
جملگی را رفته از سر هنگ و هوش
پس به یکبار آمدند اندر خروش
هوش مصنوعی: همه آن چه را که داشتند، از دست دادهاند و دیگر خیالی از هوش و ذکاوت ندارند؛ اما ناگهان دوباره همگی به شور و هیجان درآمدند.
کی دریغا عمرمان بر باد رفت
عمرمان نی بر طریق داد رفت
هوش مصنوعی: ای کاش عمر ما به هدر نمیرفت، عمر ما که نباید در راه بیفایده سپری شود.
ای دریغا ما ز حق غافل شدیم
ما پرستار بت باطل شدیم
هوش مصنوعی: متاسفانه ما از حقیقت غافل گشتیم و به پرستش چیزهای نادرست و بیاساس روی آوردیم.
هرچه میخواهی بود باطل جز او
نشهد ان لاالله غیره
هوش مصنوعی: هر چه که میخواهی، باید باطل باشد، جز او که نشانهای از خدا نیست و غیر او نمیتواند وجود داشته باشد.
پس همه توحید گویان فوج فوج
رو به سوی میر کردند همچو موج
هوش مصنوعی: همه افرادی که به یگانگی و وحدت خداوند اعتقاد داشتند، به مانند امواج دریا، دسته دسته به سوی ولی خدا روانه شدند.
کای امیر پاک دین و پاک رای
ما بری از بت شدیم و بت ستای
هوش مصنوعی: ای امیر، تو با ایمان و دارای نظری پاک هستی و ما از پرستش بتها دور شدهایم و دیگر آنها را نمیستاییم.
ما گواهانیم بر توحید حق
توبه توبه ای امیر از ماسبق
هوش مصنوعی: ما گواه هستیم بر یکتایی خداوند و ای امیر، از ما پیشانی بندگی و توبه کن.
پس سوی بتخانهها بر، تاختند
جمله بتها را به خاک انداختند
هوش مصنوعی: سپس همه به طرف معابد رفتند و تمام بتها را به زمین انداختند.
آتشی هر گوشهای افروختند
یا صمدگویان صنم را سوختند
هوش مصنوعی: در هر گوشهای آتش برپا کردند و یا آن که خدای بزرگ را در آتش سوزاندند.
هرکجا بتخانه ویران ساختند
طرح مسجد جای آن انداختند
هوش مصنوعی: در هرکجا که معبدهای باستانی تخریب شدهاند، به جای آنها ساخت مسجد را آغاز کردهاند.
همچو آن نصرانیان اندر هری
که شدند از دین نصرانی بری
هوش مصنوعی: مانند مسیحیانی که در هری از دین مسیحیت جدا شدند.