برگردان به زبان ساده
ای خدا ای چاره ی بیچارگان
رهنمای گمرهان آوارگان
هوش مصنوعی: ای خدا، ای کسی که به بیچارگان کمک میکنی و راهنمایی برای کسانی که در زندگی سرگردان و آواره هستند.
ای ز پا افتادگان را دست گیر
ای خلاصی بخش در زندان اسیر
هوش مصنوعی: ای کسی که میتوانی به کمک آنانی که به زمین افتادهاند بشتابی، ای مایهی نجات برای کسانی که در بند و زندان گرفتار شدهاند.
ای گدایت شاه و شاهانت گدا
بندگانت بر خداوندان خدا
هوش مصنوعی: ای گدا، تو شاه و بزرگزادگان نیز مانند تو هستند. بندگان تو هم بر خدایان بزرگ وابستهاند.
پرتو بودِ همه از بود تو
هر دو عالم رشحهای از جود تو
هوش مصنوعی: نور و روشنی همه از وجود توست و در این دو جهان، ذرهای از بخشش و بزرگی تو به چشم میخورد.
ای ز جودت هستی کون و مکان
ای ز فیضت ارتباط جسم و جان
هوش مصنوعی: ای تو که بخشندگیات چنان است که هستی و وجود در کل عالم به تو وابسته است و به خاطر کرامتهایت جسم و جان به یکدیگر مرتبط هستند.
انتظام کشور هستی ز تو
ای بلندی از تو و پستی ز تو
هوش مصنوعی: ترتیب و ساماندهی به زندگی و امور زمین، وابسته به توست. بلندای عظمت از تو سرچشمه میگیرد و همچنین پستی و ضعف نیز به تو مرتبط است.
رخ بگردانی اگر یک نیم دم
از جهان چیزی نماند جز عدم
هوش مصنوعی: اگر تو به دلخواه خود رویت را برگردانی، لحظهای از دنیا چیزی باقی نمیماند جز وجود خالی و عدم.
ور براندازی دمی از رخ نقاب
آفتابت جلوه آرد بی حساب
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه از چهرهات پرده کنار بروی، جلوهای از آفتاب به نمایش درمیآید که حد و حساب ندارد.
فاش می گردد که جز تو هست نیست
وآنچه را نامند اکنون نیست چیست
هوش مصنوعی: به وضوح مشخص میشود که غیر از تو وجود ندارد و آنچه که به آن نام دادهاند، در حال حاضر هیچ معنایی ندارد.
میشود پیدا که هستی چیست آن
وآنچه را گویند هستی نیست آن
هوش مصنوعی: میتوان به وضوح فهمید که واقعیت چیست و آنچه که به عنوان واقعیت شناخته میشود، در حقیقت واقعیت نیست.
ای خدا ای پادشاه بی نیاز
ای همه بیچارگان را چاره ساز
هوش مصنوعی: ای خداوندی که هیچ نیازی نداری و تنها تو میتوانی مشکل همه بیچارگان را حل کنی.
من یکی در کار خود درماندهام
پای در گل دست بر سر ماندهام
هوش مصنوعی: من در کارهایم به بن بست رسیدهام، پایم در گل مانده و دستم هم در سرم است.
در کمند آدمیزادم اسیر
کن نصیری انت یا نعم النصیر
هوش مصنوعی: مرا در دام خود بگیر، ای نصیری، آیا تو بهترین یاور هستی؟
بامدادان چون برون آیم ز کاخ
صد ره افزون بایدم افکند ناخ
هوش مصنوعی: صبح که از کاخ بیرون میآیم، باید مراقب باشم که به هزار و یک راه دچار مشکل نشوم.
بایدم از سیم و زر خروارها
هم ز ایمان اشتُران پر بارها
هوش مصنوعی: باید از طلا و نقره انبوهی داشته باشم، ولی ایمان و اعتقاد واقعی من از آنها ارزشمندتر است.
آبرو افزون ز جیحون و فرات
علم و قدرت هم محیط کاینات
هوش مصنوعی: علم و قدرت مانند آب باران هستند که تمام کائنات را تحت تأثیر قرار میدهند و همواره به آنها بزرگایی و احترام میبخشند، مانند جریان پانی که از جیحون و فرات میگذرد.
کان یکی جز زر نخواهد هیچ چیز
عذر مینپذیرد و سوگند نیز
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز طلا برای او ارزش ندارد، و نه عذرپذیری وجود دارد و نه سوگندی که بتواند او را قانع کند.
وان دگر خواهد ز من ایمان همی
هست شیطان، نام او لیک آدمی
هوش مصنوعی: این شخص خواستهای از من دارد که به نوعی باور و ایمان مربوط میشود. او شبیه شیطان است، اما در واقع یک انسان است.
دامها گسترده اندر راه من
تا برد ایمان من ای آه من
هوش مصنوعی: در مسیر من، دامهایی پهن شده است که ایمانم را به خطر میاندازد و این وضعیت باعث اندوهی عمیق در من شده است.
وان یکی دیگر به کف دارد سبو
صد سبو آورده بهر آبرو
هوش مصنوعی: و او یک ظرف در دست دارد و صد ظرف دیگر به خاطر حفظ آبرو آورده است.
جهل را باور ندارد آن دگر
مینداند آن دگر عجز بشر
هوش مصنوعی: نادانی را نمیپذیرد، دیگری از آن بیخبر است و آن شخص دیگر ناتوانی بشر را نمیفهمد.
جمله اینها در تقاضا و ردا
کز تقاضاشان کنی بر مدعا
هوش مصنوعی: تمام این افراد به دنبال خواستههای خود هستند و از تو میخواهند که به خواستههایشان توجه کنی و آنها را برآورده سازی.
صد تقاضای دگرشان در قفا
آید و ناید به سر این ادّعا
هوش مصنوعی: صد تقاضا و درخواست دیگر از آنها به دنبال خواهد آمد، اما نتیجهای برای این خواسته نخواهند داشت.
ور برآوردی تقاضای کسی
عمر در راهش تلف کردی بسی
هوش مصنوعی: اگر به درخواست کسی پاسخ بدهی، باید بدانی که زندگیات را در راه او صرف کردهای.
باز آن بهتر که باشد ای پسر
چشم و گوش از روی نامش کور و کر
هوش مصنوعی: ای پسر، بهتر است که مانند پرندهای باشی که به زیبایی و ظاهر توجه دارد و از روی نام دیگران، خود را نابینا و ناشنوا نکن.
راست گویم گر دهی جان عزیز
در ره آن یک زن و فرزند نیز
هوش مصنوعی: اگر بخواهم راست بگویم، حتی اگر جان گرانبهای من را بدانم، باز هم برای آن یک زن و فرزندم حاضرم قدم بردارم.
بهر او تن افکنی اندر تعب
در تکاپو خدمتش را روز و شب
هوش مصنوعی: برای او باید سختیها را تحمل کنی و در تلاش باشی تا به او خدمت کنی، چه در روز و چه در شب.
آبرو بر خاک ریزی بی سخن
سیم و زر افشانیش خروار و من
هوش مصنوعی: آبرو و اعتبار خود را بیدلیل و بدون سخن بر زمین میریزی، در حالی که ثروت و زر و سیم را به صورت انبوه خرج میکنی؛ اما من...
خود نیاسایی پی آرام او
شیرهٔ جان ریزی اندر کام او
هوش مصنوعی: تو برای آرامش او تلاش نمیکنی، در حالی که جان خود را برای او به خطر میاندازی.
زن فدا سازیش فرزند و عیال
آبرو و دین و ایمان جاه و مال
هوش مصنوعی: زنان برای فرزندان و خانوادهشان، در کنار حفظ آبرو، دین و ایمان، جان و سرمایه خود را فدای آنها میکنند.
روزی ار دادی سلامش دیرتر
یا نپرسیدی ز احوالش خبر
هوش مصنوعی: اگر روزی سلامش را دیر بدهی یا از حالش بپرسیدی، بیتوجهی میکنی.
پا ز خونت مینبگذارد فرود
مینبخشد لابه و عجزیش سود
هوش مصنوعی: خون تو باعث نمیشود که کسی برای تو رحم کند، حتی اگر به درگاه او زاری و درخواست کمک کنی.
نی پذیرد عذر و نی آرد قبول
حمل بر صحت که آمد از رسول
هوش مصنوعی: نی هیچ عذری را نمیپذیرد و هرچقدر هم که دلیل بیاوری، نمیتواند بر صحت آنچه گفته شده توسط پیامبر تأیید کند.