برگردان به زبان ساده
از آنچه مذکور شد دانسته شد که فایده علم اخلاق، پاک ساختن نفس است از صفات رذیله، و آراستن آن به ملکات جمیله، که از آن به «تهذیب اخلاق» تعبیر می شود.
هوش مصنوعی: از مطالب گفته شده، مشخص میشود که هدف علم اخلاق، پاکسازی روح از ویژگیهای ناپسند و تزئین آن با ویژگیهای نیکو است؛ به این فرآیند «تهذیب اخلاق» میگویند.
و ثمره تهذیب اخلاق، رسیدن به خیر و سعادت ابدیه است و باید دانست که سعادت مطلق حاصل نمی شود، مگر اینکه صفحه نفس در جمیع اوقات از همه اخلاق ذمیمه معرا، و به تمام اوصاف حسنه محلی باشد.
هوش مصنوعی: نتیجه اصلاح و تربیت اخلاقی، دستیابی به خیر و سعادت ابدی است. باید بدانیم که سعادت کامل به دست نمیآید مگر آنکه روح انسان در تمام اوقات از تمامی اخلاق ناپسند پاک شود و به همه ویژگیهای نیکو آراسته گردد.
و اصلاح بعضی صفات یا در بعضی اوقات، اگر چه خالی از ثمر نیست، ولیکن موجب سعادت ابدیه نمی شود همچنان که صحت بدن و نظام مملکت نیست مگر به دفع جمیع امراض، و اصلاح جمیع طوایف و اشخاص در تمام اوقات
هوش مصنوعی: اصلاح برخی ویژگیها یا شرایط در زمانهای خاص، اگرچه مفید و موثر است، اما نمیتواند به خوشبختی پایدار و ابدی منجر شود. همانطور که صحت و سلامتی بدن و نظم جامعه تنها با درمان کامل تمام بیماریها و بهبود تمامی افراد و گروهها در همه زمانها تحقق مییابد.
پس، «سعید مطلق» کسی است که اصلاح جمیع صفات و افعال خود را بر وجهی نموده باشد که ثابت و پایدار بوده باشد از احوال، و در آنها خللی را نیابد، و از تبدل ازمان متغیر نشود، و از شعله های مصائب و بلایا برقی به خرمن صبرش نرسد، و از سیلاب محنتها و رزایا رخنه در بنیان شکرگزاریش نشود و خار و خس شبهات را به دامن اعتقادش دسترس نباشد بد کردن مردمان با او، را از احسان و نیکوکاری باز ندارد و دشمنی نمودن دیگران با او در دوستی او خلل نرساند و بالجمله در پایداری و ثبوت اخلاق، و قوت نفس، و بزرگی ذات، و حسن صفات، و مرتبه ای رسد که اگر آنچه به ایوب پیغمبر رسید به او رسد تغیر در احوالش حاصل نگردد و اگر بلاهای برناس حکیم بر او نازل شود تبدل در اعمالش نشود
هوش مصنوعی: «سعید مطلق» کسی است که توانسته است تمام ویژگیها و رفتارهای خود را به شکلی اصلاح کند که از ثبات و پایداری برخوردار باشد. او در شرایط مختلف دچار تغییر و تزلزل نمیشود و تحت تأثیر مشکلات و مصائب قرار نمیگیرد. در برابر سختیها و دردها، روحیه شکرگزاریاش دچار خدشه نمیشود و به هیچ چیزی اجازه نمیدهد که به باورهایش آسیب بزند. بدیهای دیگران نمیتواند او را از انجام نیکوکاری بازدارد و دشمنی دیگران بر دوستیاش تأثیر نگذارد. به طور کلی، او در ثبات اخلاقی، قدرت نفس، ویژگیهای برجسته و حسن خوی، به مرتبهای میرسد که اگر به او مصائب بزرگ و سختیهایی مشابه مشکلات ایوب پیامبر برسد، دچار تغییر نمیشود و عملش تحت تأثیر بلاها قرار نمیگیرد.
بلکه کسی که گوی سعادت در ربود و او را سعادت واقعی نصیب گردید، چون فی الحقیقه داخل خیل مجردات می شود، از عالم جسمانیات بالاتر می رود، و دست تصرف افلاک به دامن او نرسد، و گرد تأثیرات ثوابت و سیار بر چهره او ننشیند نه سعد فلک در او تأثیر کند و نه نحسش، و نه قمرش را با او کاری باشد و نه شمسش را «اهل التسبیح و التقدیس لایبالون بالتربیع و التسدیس و الانسان بعد علو النفس لا یعتنی بالسعد و النحس» یعنی «اهل ذکر پروردگار را، از «تربیع و تسدیس» کواکب چه باک است، و ارباب نفوس قویه را از سعد و نحس فلک چه بیم».
هوش مصنوعی: کسی که به واقع سعادت را به دست میآورد و در جانب رشد معنوی قرار میگیرد، به مرتبهای میرسد که از دنیای مادی فراتر میرود. در این وضعیت، تأثیرات سیارهها و ستارهها نمیتوانند بر او اثر بگذارند و نه خوشی و نه ناخوشی آنها هیچ تأثیری بر او ندارد. او به قدری از نظر معنوی رشد کرده است که دیگر به سرنوشت و شگون وابسته نیست و به همین دلیل، از تأثیرات فیزیکی و نجومی دنیای مادی بینیاز شده است.
آری دست کیوان فلک از کنگره ایوان رفعتشان دور، و چراغ خورشید در کنج خلوتشان تار و بی نور، و مشتری خود را شناسد، و بهرام مرد میدان خود را داند، و ساز و نوای زهره در محفل انسشان بی ساز و نوا، و دف و بربطش در بزم عیششان خالی از صدا قلم عطارد چون به نام نامی شان رسد سر اندازد، و ماه نو چون به جمالشان نگرد خود را از نظر اندازد بلکه بسا باشد که انسان در قوت نفس و تجرد به مرتبه ای رسد که تصرف در افلاک، بلکه در جمیع مواد کائنات نماید، چنانکه واقعه شق القمر از سید انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم و قصه رد شمس از سرور اوصیاء علیه السلام بر آن شهادت می دهد.
هوش مصنوعی: آری، دست کیوان از بلندیهای آسمان دور است و نور خورشید در گوشهی خلوت آنها کمرنگ و تار است. سیارهی مشتری خود را میشناسد و بهرام، آن قهرمان میدان، خود را میشناسد. آهنگ و نغمهی زهره در محفلهای آنها بیصدا و بینواست و ساز و دف در جشنهای آنها سکوت کردهاند. وقتی نام بلندشان به گوش عطارد میرسد، عطارد سرش را پایین میآورد و ماه نو که به زیبایی آنها نگاه میکند، خود را از نظر میبرد. همچنین، ممکن است که انسان در قدرت نفس و تجرد به مرتبهای برسد که بتواند در آسمانها و تمامی مواد آفرینش تصرف کند، چنانکه داستان شکافتن ماه توسط پیامبر اسلام و بازگشت خورشید به دستور امام علی بر این موضوع گواهی میدهد.