برگردان به زبان ساده
رها کن ناز، تا تنها نمانی
مکن استیزه، تا عذرا نمانی
هوش مصنوعی: بیا دیگر از ناز و افاده دست بردار، وگرنه در تنهایی و عزت خود نمیمانی. از ناپسندکاری و خودخواهی دوری کن، تا بیگناه و معصوم باقی بمانی.
مکن گرگی، مرنجان همرهان را
که تا چون گرگ در صحرا نمانی
هوش مصنوعی: مراقب باش، همرزمانت را آزار نده، چون ممکن است مانند گرگی در بیابان تنها بمانی.
دو چشم خویشتن در غیب دردوز
که تا آنجا روی، اینجا نمانی
هوش مصنوعی: دو چشم خودت را در غیب و راز قرار بده، تا وقتی به آنجا میرسی، دیگر در اینجا نمانی.
منه لب بر لب هر بوسه جویی
که تا ز آن دلبر زیبا نمانی
هوش مصنوعی: بر سر هر بوسهای که میخواهی بروی، لبهای خود را نگذار، زیرا ممکن است وقتی به عشق زیبایت نرسی، دیگر دلتنگی و حسرتی برایت باقی نماند.
ز دام عشوه پر خود نگهدار
که تا از اوج و از بالا نمانی
هوش مصنوعی: به زیبایی و فریباییش توجه کن و از آنافزایش مقام و جایگاهت را حفظ کن، تا از اوج و بلندی خود فرو نریزی.
مشو مولای هر ناشسته رویی
که تا از عشق، مولانا نمانی
هوش مصنوعی: به دنبال مقام و منزلت نباش، چراکه اگر عشق واقعی را درک نکنی و به آن پایبند نباشی، از حقیقت معنوی و عمیق دور خواهی ماند.
مکن رخ همچو زر از غصهٔ سیم
که تا زین سیم، ز آن سیما نمانی
هوش مصنوعی: چهرهات را از درد و غم به اندازهی نقره درخشان نکن، زیرا تا زمانی که به نقره مینگری، دیگر زیباییات را نخواهی داشت.
چو تو ملک ابد جویی به همت
ازین نان و ازین شربا نمانی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به سلطنت جاودانی دست یابی، با تلاش و کوشش، دیگر از این نان و این نوشیدنی باقی نخواهی ماند.
رها کن عربده، خو کن حلیمی
که تا از بزم شاه ما نمانی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که از تندخویی و خشم خود دست بردار و آرامش و صبوری را در پیش بگیر، چون تا زمانی که در مهمانی و جمع ما هستی، نباید به رفتارهای ناپسند ادامه دهی.
همی کش سرمهٔ تعظیم در چشم
پیاپی، تا که نابینا نمانی
هوش مصنوعی: همواره با احترام و فروتنی به دیگران نگاه کن تا از غفلت و نادانی دور بمانی.
چو ذره باش پویان سوی خورشید
که تا چون خاک، زیر پا نمانی
هوش مصنوعی: مانند ذرهای باش که به سوی خورشید حرکت میکند تا اینکه مانند خاک زیر پا نمانی.
چو استاره به بالا شبروی کن
که تا ز آن ماه بیهمتا نمانی
هوش مصنوعی: زمانی که شب به سر میآید، مانند ستارهای درخشان به سمت بالا برو تا از زیبایی آن ماه بینظیر بهرهمند شوی و تنها نمانی.
مزن هر کوزه را در خنب صفوت
که تا از عروةالوثقی نمانی
هوش مصنوعی: هر کوزهای را در جای نامناسب نگذار، چرا که ممکن است از منبعی مطمئن و معتبر دور بمانی.
ز بعد این غزل ترجیع باید
شراب گل مکرر خوشتر آید
هوش مصنوعی: پس از این غزل، نوشیدن شراب گل به صورت مکرر لطف و زیبایی بیشتری خواهد داشت.
چو در عهد و وفا دلدار مایی
چو خوانیمت، چرا دلوار نایی؟
هوش مصنوعی: زمانی که ما در وفا و صداقت هستیم و تو محبوب من هستی، چرا وقتی به تو میگویم که بیا، دلزده و بیعلاقه هستی؟
چو الحمدت همی خوانیم پیوست
کچون الحمد دفع رنجهایی
هوش مصنوعی: چون که ما همیشه "الحمد لله" میگوییم، این سؤال پیش میآید که چگونه این ذکر میتواند مشکلات و دردها را از بین ببرد؟
درآ در سینها کآرام جانی
درآ در دیدها که توتیایی
هوش مصنوعی: وارد دلها شو که آرامش زندگی در آنجا است، وارد چشمها شو که همچون دانههای توتیای زیبا در آنها حضور داری.
فرو کن سر ز روزنهای دلها
که چاره نیست هیچ از روشنایی
هوش مصنوعی: به عمق احساسات مردم نفوذ کن، زیرا هیچ راهی برای فرار از حقیقت و روشنی وجود ندارد.
چو عقلی بیتو دیوانه شود مرد
چو جانی، کس نمیداند کجایی
هوش مصنوعی: وقتی کسی با عقل و دانش خود تنها بماند، دچار جنون و بیخودی میشود. مانند روحی که درabsence تو احساس تنهایی و سردرگمی میکند و هیچکس نمیداند تو کجایی یا چه احساسی داری.
چو خمری، در سر مستان درافتی
برآیند از حیا و پارسایی
هوش مصنوعی: وقتی شرابی در نظر مستها ریخته میشود، آنها از حیا و پرهیزکاری خود خارج میشوند و به نشاط و شادابی میرسند.
نباشد حسن بیتصدیع عشاق
که نبود عیدها بیروستایی
هوش مصنوعی: زیبایی عشق بدون تلاش و زحمت وجود ندارد، همانطور که جشنها بدون حضور روستاها رنگ و بویی ندارند.
اگر چیزی نمیدانم به عالم
همی دانم که تو بس جانفزایی
هوش مصنوعی: اگر چیزی نمیدانم، میدانم که تو منبع زندگی و امید هستی.
چه جولانها کنند جانها چو ذرات
که تو خورشید از مشرق برآیی
هوش مصنوعی: جانها مثل ذرات ریز در فضا حرکت و جنبش میکنند، وقتی که تو مانند خورشید از مشرق بیرون میآیی.
به جانبازی گشادهدار، دو دست
که حاتم را تو استاد سخایی
هوش مصنوعی: به شخصی که به دیگران کمک و generosity میکند، دو دستی باز و آماده باشید که حاتم، معروفترین سخاوتمند، در این زمینه استاد است.
مکش پای از گلیم خویش افزون
که تا داناتر آیی از کسایی
هوش مصنوعی: پا را از دایره توانایی خود فراتر نگذار، زیرا باید از دیگران آگاهی بیشتری پیدا کنی.
عدو را مار و ما را یار میباش
که موسی صفا را تو عصایی
هوش مصنوعی: دشمن را باید به وسیلهی مکر و ترفند نابود کرد و ما باید دوستان و یاورانی داشته باشیم. زیرا تو همچون عصا، وسیلهای برای ایجاد صفا و آرامش هستی.
تمسک کن به اسباب سماوات
که در تنویر قندیل سمایی
هوش مصنوعی: به چیزهایی که از آسمان آمدهاند و باعث روشنایی و هدایت میشوند، چنگ بزن.
به ترجیع سوم مرصاد بستیم
که بر بوی رجوع یار مستیم
هوش مصنوعی: ما در ترجیع سوم از شعر خود مشغول کار هستیم، زیرا به خاطر عطر و رایحه ی برگشت معشوق، حالتی شاداب و سرمست داریم.
ایا خوبی، که در جانها مقیمی
به وقت بیکسی جان را ندیمی
هوش مصنوعی: آیا تو همان خوبی هستی که در دلها سکونت داری و در زمان تنهایی، جان را تنها نمیگذاری؟
ز تو باغ حقایق برشکفتست
نباتش را هم آبی، هم نسیمی
هوش مصنوعی: از تو، حقیقتها مانند باغی شکوفا شدهاند؛ گیاهان آن هم به آبی و هم به نسیمی نیاز دارند.
چو خوبان فانی و معزول گردند
تو در خوبی و زیبایی مقیمی
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایان از بین بروند و کنار گذاشته شوند، تو همچنان در زیبایی و نیکی باقی خواهی ماند.
به وقت قحط بفرستی تو خوانی
خذوا رزقا کریما من کریم
هوش مصنوعی: در زمان قحطی و کمبود، از آن مقام حیاتبخش دعوت میکنی که چنین میگوید: “به برکت قدرت و لطف من، روزی با ارزش و شایستهای به شما تقدیم میشود.”
سهیلی دیگری در چرخ معنی
یزکی کل روح کالادیم
هوش مصنوعی: در دنیای معنایی، نوعی دیگر از زیبایی و لطافت وجود دارد که روح را به کمال میرساند.
درآری نیمشب، روشن شرابی
بگردانی، که اشرب یا حمیمی
هوش مصنوعی: نیمه شب، شرابی روشن را به گردش درمیآوری، که این یا آن نوع نوشیدنی باشد.
زهی ساقی، زهی جام، و زهی می
نعیم قی نعیم فی نعیم
هوش مصنوعی: آه، چه زیباست ای ساقی، چه زیباست ای جام، و چه خوشگوار است این شراب لذتبخش که در آرامش و شادی فراوان جاری است.
هزاران صورت زیبا و دلبر
یولدهم شرابک من عقیم
هوش مصنوعی: من به خاطر نداشته خود، قادر به خلق زیباییها و دلبرانی بسیار نیستم.
حباب آن شراب و صفوت او
شفاء فی شفاء للسقیم
هوش مصنوعی: حبابی که روی شراب است و خالص بودن او، درمانی است برای بیماران.
تصاعد سکره فی ام رأس
ازال اللوم فی طبع اللئیم
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که هنگامیکه فردی دچار نشئگی و شادی شدید میشود، دیگر نمیتوان او را سرزنش کرد؛ این حالت نشاندهندهی طبع و ویژگیهای ذاتی اوست. درواقع، برخی افراد به دلیل خصوصیات خود، به راحتی تحت تأثیر احساسات و حالاتی مانند نشئگی قرار میگیرند و این ویژگی نمیتواند به عنوان نقطه ضعفی برای آنها محسوب شود.
شود صحرای بیپایان اخضر
فواد ضیقه کقلب میم
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که دل انسان میتواند به وسعت یک صحرا و پر از سرسبزی و زندگی باشد، اما در عین حال ممکن است احساس تنگی و محدودیت کند. این تضاد نشاندهنده وضعیت عاطفی و روحی پیچیدهای است که میتواند در زندگی انسان وجود داشته باشد.
فطوبی للندامی والسکارا
اذا ماهم حسوها حسوهیم
هوش مصنوعی: اگر مستها و پشیمانان از نوشیدن مشروب بنوشند، در حقیقت چشیدن آن برایشان بسیار لذتبخش خواهد بود.
ز یسقون رحیقا نوش میکن
وخل ذاالتحدث یا کلیمی
هوش مصنوعی: بیا و از شراب خوشگوار بنوش و از این صحبتهای شیرین لذت ببر ای سخندان.
کسی که آفتاب آمد غلامش
همی آید به مشتاقان سلامش
هوش مصنوعی: کسی که نور و روشنایی را به خود جذب کرده و درخشان است، همواره افرادی را که عاشق او هستند به خود میکشاند و آنها به او احترام میگذارند.