برگردان به زبان ساده
ای خواب برو ز همدمانم
تا بیکس و ممتحن نمانم
هوش مصنوعی: ای خواب، از همراهانم دور شو تا من بدون تنهایی و قضاوت باقی بمانم.
چون دیک بر آتشم نشاندی
در دیک چه میپزی، چه دانم
هوش مصنوعی: وقتی که تو بر روی آتش ظرفی قرار دادهای، من نمیدانم در آن چه غذایی میپزی.
یک لحظه که من سری بخارم
ای عشق نمیدهی امانم
هوش مصنوعی: مکسری از عشق نمیتوانم یک لحظه بدون تو تاب بیاورم و راحتی نخواهم داشت.
از خشم دو گوش حلم بستی
تا نشنوی آوه و فغانم
هوش مصنوعی: به خاطر خشم و عصبانیت، گوشهایم را بستهام تا صدای ناله و فریادم را نشنوم.
ما را به جهان حواله کم کن
ای جان چو که من نه زین جهانم
هوش مصنوعی: ای جان، ما را از این دنیا کم کن، زیرا من به این دنیا تعلق ندارم.
بگشای رهم که تا سبکتر
جان را به جهان جان رسانم
هوش مصنوعی: من را آزاد کن تا بتوانم با خیالی آسوده و سبکبار، جان خود را به جهانی بهتر برسانم.
یاری فرما، قلاوزی کن
تا رخت بکوی تو کشانم
هوش مصنوعی: ای یاری، کمک کن و مرا به سوی خود بکش تا به نزد تو بیایم.
ای آنک تو جان این نقوشی
ترجیع کنم گرین بنوشی
هوش مصنوعی: تو مثل جان هستی برای این طرحها، اگر تو بنوشی، من میتوانم این را بگویم.
تیزآب توی، و چرخ ماییم
سرگشته چو سنگ آسیاییم
هوش مصنوعی: تو مانند آبی روان هستی و ما مانند سنگهای آسیایی هستیم که در گردونهی تو سرگشته و افسردهایم.
تو خورشیدی و ما چو ذره
از کوه برآی تا برآییم
هوش مصنوعی: تو همچون خورشید درخشان هستی و ما مانند ذراتی کوچک از کوه، به تو نزدیک میشویم تا از نور تو بهرهمند شویم.
از بهر سکنجبین عسل ده
ما خود همه سرکه میفزاییم
هوش مصنوعی: به خاطر تهیه سکنجبین (یک نوشیدنی ترش و شیرین) از عسل، ما خود به طور مداوم سرکه به آن اضافه میکنیم.
گه خیرهٔ تو، که تو کجایی
گه خیرهٔ خود که ما کجاییم
هوش مصنوعی: گاهی به دنبال تو هستیم و گاهی به خودمان مینگریم، چون نمیدانیم تو کجایی و ما کجا هستیم.
گه خیرهٔ بسط خویش و ایثار
یا قبض که مهره در رباییم
هوش مصنوعی: گاهی به دلیل قدرت و وسعت وجودیام و ایثار، و گاهی به خاطر محدودیت و تنگنظری، من مانند مهرهای هستم که در این بازی زندگی در حال حرکت هستم.
گاهی مس و گاه زر خالص
گاه از پی هردو کیمیاییم
هوش مصنوعی: گاهی ما به مانند مس هستیم و گاهی به مانند طلا، و در هر حال به دنبال ارزش و کیمیاگری در زندگی هستیم.
ترجیع دو، ذوق و میل ایچی
در دادن و در گرفتن از چی
هوش مصنوعی: دوست داشتن و اشتیاق به چیزها، در دادن و گرفتن آنها چقدر مهم است.
گه شاد بخوردنست و تحصیل
گه شاد به خرج آن و تحلیل
هوش مصنوعی: گاهی زندگی به خوردن و لذت بردن میگذرد و گاهی با صرف هزینه و تحلیل اوضاع میتوان به شادی دست یافت.
چون نخل، گهی به کسب میوه
گاهی به نثار آن و تنزیل
هوش مصنوعی: هر انسانی مانند نخل میباشد که گاهی به تلاش و کسب درآمد مشغول است و زمانی دیگر به تقسیم و به اشتراکگذاری آنچه به دست آورده، میپردازد.
گه حاتم وقت اندر ایثار
گه عباسی به طوف و زنبیل
هوش مصنوعی: گاهی مانند حاتم طایی در بذل و بخشش عمل میکنیم و در زمانی دیگر مانند عباسیان با برکت و فخر زندگی میگذرانیم، گاهی در حال خدمت و قربانی کردن برای دیگران هستیم و زمانی در حال لذت بردن از نعمتها.
ما یا آنیم و این دگر فرع
یا غیر تویم بیدو تبدیل
هوش مصنوعی: ما فقط یا همان هستیم و این موضوع دیگری است یا غیر از تو وجود ندارد و تغییر نمیکند.
ور زانک مرکب از دو ضدیم
تذلیل نباشدی و تبجیل
هوش مصنوعی: اگر ما از دو عنصر متضاد تشکیل شده باشیم، نه مورد تحقیر قرار میگیریم و نه مورد ستایش.
هم اصلاحست عز و ذلش
مانندهٔ رفع و خفض قندیل
هوش مصنوعی: بهبود و پیشرفت همواره با لحظات افت و خیز همراه است، مانند تغییرات در روشنایی و خاموشی یک چراغ که به بالا و پایین رفتن آن وابسته است.
بس اصلاحی برای افساد
بس افسادی برای تنحیل
هوش مصنوعی: برای هر اصلاحی در جامعه، مشکلات و معضلات زیادی وجود دارد که میتواند کار را سخت کند و برعکس، هر تغییر منفی میتواند به آسانی به فضاهای مثبت تبدیل شود.
بس مرغ ضعیف پرشکسته
خرطوم هزار پیل خسته
هوش مصنوعی: بسیارند مرغانی که با وجود ناتوانی و شکستگی به تلاش و کوشش ادامه میدهند، در حالی که هزار فیل نیز از خستگی زانوی خود را به زمین گذاشتهاند.