برگردان به زبان ساده
دیده خون گشت و خون نمیخسبد
دل من از جنون نمیخسبد
هوش مصنوعی: چشمهایم پر از اشک و خون است و قلب من به خاطر جنون آرام و قرار ندارد.
مرغ و ماهی ز من شده خیره
کاین شب و روز چون نمیخسبد
هوش مصنوعی: پرنده و ماهی به خاطر من حیران و متعجب هستند که چرا این شب و روز هیچگاه آرام نمیگیرد و نمیخوابد.
پیش از این در عجب همیبودم
کآسمان نگون نمیخسبد
هوش مصنوعی: قبلاً به این فکر میکردم که چرا آسمان هرگز آرام و خوابآلود نیست.
آسمان خود کنون ز من خیره است
که چرا این زبون نمیخسبد
هوش مصنوعی: آسمان حالا به من زل زده است و مینوید که چرا زبان من آرام نمیگیرد و ساکت نمیشود.
عشق بر من فسون اعظم خواند
جان شنید آن فسون نمیخسبد
هوش مصنوعی: عشق به من جریانی عمیق و غافلگیرکننده داد و جان من آن را شنید و خوابش نمیبرد.
این یقینم شدست پیش از مرگ
کز بدن جان برون نمیخسبد
هوش مصنوعی: این اطمینان برایم مسجل شده که قبل از مرگ، روح از بدن جدا نمیشود و در آنجا آرام نمیگیرد.
هین خمش کن به اصل راجع شو
دیده راجعون نمیخسبد
هوش مصنوعی: به آرامی و با توجه به اصل موضوع بازگرد، چرا که چشمهایم به چیزی نمیخوابند و بیدارند.