برگردان به زبان ساده
سپیده دم بدمید و سپیده میساید
که ویس روز رخ خویش را بیاراید
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، نور صبح شروع به تابش میکند و با آمدن روز، زیباییهای خویش را نمایان میکند.
غلام روز دلم کو به جای صد سالست
سپیده چهره دل را به کار میناید
هوش مصنوعی: دل من همچون بندهای است که در روز و شب به یاد عشق میتُپد و گویی یک صبح روشن به اندازه صد سال انتظار میکشد. این دل عاشق، در این سرور و شوق به سر میبرد و با لکنتی شیرین میتازد.
سپیدی رخ این دل سپیدها بخشد
که طاس چرخ حواشیش را نپیماید
هوش مصنوعی: دل سفیدی که دارد، به دیگرانی که همدل و همفکر هستند، زیبایی میبخشد و از بالا رفتن گناه و مشکلات زندگی در امان است.
سپیده را چو فروشست شب به آب سیاه
رخ عجوزه دنیا ببین چه را شاید
هوش مصنوعی: وقتی که سپیدهدم شب به پایان میرسد و دنیای عجیب و غریب را به تصویر میکشد، ببین که چه فرصتی در برابر توست.
بده عجوزه زراق را هزار طلاق
دم عجوزه جوانیت را بفرساید
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به انتقاد از پیری و زوال جوانی اشاره دارد. در آن به فردی پیشنهاد میشود که از رابطهای که به مرور زمان به آن آسیب رسیده، رهایی یابد. همچنین به نوعی جوانی و شادابی را با ارزش میسازد و نشان میدهد که باید برای حفظ آن تلاش کرد.
بران تو دیو ز خود پیش از آنک دیو شوی
وگر نه من خمشم عن قریب بنماید
هوش مصنوعی: بر خود مسلط باش و پیش از آنکه به حالت وحشتناک بیفتی، فکر کن. در غیر این صورت، به زودی همین وحشت را خواهی دید.