برگردان به زبان ساده
ندا رسید به جانها که چند میپایید
به سوی خانه اصلی خویش بازآیید
هوش مصنوعی: ندایی به دلها رسید که چرا تا چه مدت به دور از سرزمین خود زندگی میکنید، به سوی خانه اصلیتان بازگردید.
چو قاف قربت ما زاد و بود اصل شماست
به کوه قاف بپرید خوش چو عنقایید
هوش مصنوعی: وقتی به نزدیکی ما میرسید، ریشه و بنیاد شما در آنجا است. پس با خوشی و سرور مانند پرندههای افسانهای به این مکان بروید.
ز آب و گل چو چنین کنده ایست بر پاتان
به جهد کنده ز پا پاره پاره بگشایید
وابستگی به نیازهای ابتدایی برای انسان همچون وزنه ایست که به پای زندانیان می بندند. با جدیت و مردانگی این بند سنگین را از پای خود باز نمایید
سفر کنید از این غربت و به خانه روید
از این فراق ملولیم عزم فرمایید
سفر کنید و از این دوری و جا ماندگی، به خانه برگردید؛ ما از این جدایی خسته و دلگیر شدهایم، پس اراده کنید و حرکت نمایید.
به دوغ گنده و آب چه و بیابانها
حیات خویش به بیهوده چند فرسایید
هوش مصنوعی: برای چه زندگی خود را بیفایده در بیابانها و در جستجوی آب و دوغ بگذرانیم؟
خدای پر شما را ز جهد ساخته است
چو زندهاید بجنبید و جهد بنمایید
هوش مصنوعی: خداوند به خاطر تلاش و کوشش شما را خلق کرده است. حالا که زندهاید، باید حرکت کنید و تلاش کنید.
به کاهلی پر و بال امید میپوسد
چو پر و بال بریزد دگر چه را شایید
هوش مصنوعی: کس کسالت و تنبلی را به امید و آرزو میپایند و این موجب میشود که آن امید و آرزو به تدریج از بین برود. زمانی که انگیزه و تلاش از بین برود، دیگر چه چیزی میتواند امیدی به وجود آورد؟
از این خلاص ملولید و قعر این چه نی
هلا مبارک در قعر چاه میپایید
هوش مصنوعی: شما از این رهایی خستهاید و در اعماق این چاه، نی خوشحال در حال تماشا است.
ندای فاعتبروا بشنوید اولوالابصار
نه کودکیت سر آستین چه میخایید
هوش مصنوعی: به شنیدن دعوت میشوید تا عبرت بگیرید، ای صاحبان بصیرت. نکنید که مانند کودکان، درگیر چیزهای ناچیز و بیارزش شوید.
خود اعتبار چه باشد به جز ز جو جستن
هلا ز جو بجهید آن طرف چو برنایید
هوش مصنوعی: به جز جستجوی علم و دانش، چه ارزش و ارزشی برای انسان وجود دارد؟ پس از تلاش و کوشش در این مسیر، باید از چیزهای بیارزش و کماهمیت دوری کنیم.
درون هاون شهوت چه آب میکوبید
چو آبتان نبود باد لاف پیمایید
هوش مصنوعی: درون هاون شهوت، به معنای این است که اگر عشق و اشتیاقی وجود نداشته باشد، هیچ کاری از پیش نمیرود. وقتی که تلاش و انگیزهای نیست، صحبت کردن یا فخر فروشی به هیچ دردی نمیخورد.
حطام خواند خدا این حشیش دنیا را
در این حشیش چو حیوان چه ژاژ میخایید
هوش مصنوعی: خداوند این دنیا را همچون چیزی بیارزش میداند و در این دنیای بیاهمیت، انسانها مانند حیوانات، بیهدف و بیخود در حال حیات هستند.
هلا که باده بیامد ز خم برون آیید
پی قطایف و پالوده تن بپالایید
هوش مصنوعی: ببخشید، حالا که نوشیدنی خوشمزهای آمده است، بیایید برای پذیرایی از آن، خود را آماده کنیم و لذت ببریم.
هلا که شاهد جان آینه همیجوید
به صیقل آینهها را ز زنگ بزدایید
هوش مصنوعی: به شتاب، به کمک شاهدی که جان را میجوید، آینهها را صیقل دهید و زنگها را از آنها پاک کنید.
نمیهلند که مخلص بگویم اینها را
ز اصل چشمه بجویید آن چو جویایید
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که اگر حقیقت و اصل موضوع را میخواهید، باید به منبع اصلی آن توجه کنید و آن را جستجو کنید. تنها با شنیدن و بیان کردن نمیتوان به درک عمیق رسید، بلکه باید در پی منبع و ریشه حقیقت باشید.