برگردان به زبان ساده
آمد بهار خرم و رحمت نثار شد
سوسن چو ذوالفقار علی آبدار شد
هوش مصنوعی: بهار خوش و خرم آمد و نعمتها پخش شد. سوسن، همانند شمشیر آبدار علی، زیبا و درخشان شد.
اجزای خاک حامله بودند از آسمان
نه ماه گشت حامله زان بیقرار شد
هوش مصنوعی: زمین از آسمان مواد لازم را دریافت کرده بود و مانند زنی باردار، آماده رشد و پرورش زندگی شد.
گلنار پرگره شد و جوبار پرزره
صحرا پر از بنفشه و که لاله زار شد
هوش مصنوعی: گلنار با دقت و زیبایی پیچیده شد و جویبار پر از زنگ و صدا گردید. صحرا هم پر از بنفشهها شده و لالهها شکوفه زدهاند.
اشکوفه لب گشاد که هنگام بوسه گشت
بگشاد سر و دست که وقت کنار شد
هوش مصنوعی: گل لب خود را باز کرد وقتی زمان بوسه رسید، سر و دست نیز از هم فاصله گرفتند.
گلزار چرخ چونک گلستان دل بدید
در رو کشید ابر و ز دل شرمسار شد
هوش مصنوعی: در باغی که به زیبایی گلها آراسته است، آسمان از دل عاشق پر از احساس شرم شده و ابرها را کنار کشیده تا زیباییها را بهتر ببیند.
آن خار میگریست که ای عیب پوش خلق
شد مستجاب دعوت او گلعذار شد
هوش مصنوعی: خار به خاطر احساس تنهایی و بیمحبتی اش به درد دل میپردازد و به همین خاطر دعاهایش برآورده میشود و مانند یک گل زیبا و دلربا جلوهگر میشود.
شاه بهار بست کمر را به معذرت
هر شاخ و هر درخت از او تاجدار شد
هوش مصنوعی: پادشاه بهار با عذرخواهی، کمربند خود را محکم بسته و به هر شاخه و درختی احترام گذاشته است و به این ترتیب، همه چیز را زینت داده و شکوه بخشیده است.
هر چوب در تجمل چون بزم میر گشت
گر در دو دست موسی یک چوب مار شد
هوش مصنوعی: هر چوبی که در تجمل و زیبایی به شکل بزم و مهمانی درآمده باشد، اگر به دست موسی قرار بگیرد، میتواند به یک مار تبدیل شود. این جمله بیانگر قدرت و تأثیرگذاری موسی و همچنین تغییر شکل اشیاء در دستان اوست.
زنده شدند بار دگر کشتگان دی
تا منکر قیامت بیاعتبار شد
هوش مصنوعی: دوباره کسانی که به قتل رسیده بودند، زنده شدند تا کسانی که منکر قیامت هستند، بیاهمیت به نظر بیایند.
اصحاب کهف باغ ز خواب اندرآمدند
چون لطف روح بخش خدا یار غار شد
هوش مصنوعی: اهل غار از خواب بیدار شدند و وقتی لطف و رحمت خداوند به یاری آنها شتافت، زندگی و امیدی تازه پیدا کردند.
ای زنده گشتگان به زمستان کجا بدیت
آن سو که وقت خواب روان را مطار شد
هوش مصنوعی: این شعر به حال و هوای زندهها در زمستان اشاره دارد و از آنها میپرسد که در کجا هستند و چه به سرشان آمده است، به خصوص وقتی که خواب روحها را از جا کنده و به سردی و بیحرکتی زمستان دامن زده است. احساس تاریکی و از دست رفتن نشاط در این زمان، در این عبارت مشهود است.
آن سو که هر شبی بپرد این حواس و روح
آن سو که هر شبی نظر و انتظار شد
هوش مصنوعی: در آن طرف، جایی که هر شب حواس و روح انسان آزاد میشوند و آنجا که هر شب امید و نگاه به آینده احساس میشود.
مه چون هلال بود سفر کرد آن طرف
بدری منور آمد و شمع دیار شد
هوش مصنوعی: ماه همچون هلالی بود که به سمت آن طرف حرکت کرد و سپس درخشش شگفتانگیزی به وجود آورد و نور و روشنی را برای آن دیار به ارمغان آورد.
این پنج حس ظاهر و پنج دگر نهان
لنگ و ملول رفت و سحر راهوار شد
هوش مصنوعی: این پنج حسی که برای شناخت دنیای بیرون داریم، به مرور زمان ناتوان و خسته شده و در نتیجه، حالا جان و روح و معانی عمیقتری پیدا کردهاند.
بربند این دهان و مپیمای باد بیش
کز باد گفت راه نظر پرغبار شد
هوش مصنوعی: سکوت کن و اجازه نده که باد حرف بزند، چون اگر بگذاری باد صحبت کند، راه دید را پر از غبار میکند.