برگردان به زبان ساده
بلبل نگر که جانب گلزار میرود
گلگونه بین که بر رخ گلنار میرود
هوش مصنوعی: بلبل را ببین که به سمت باغ میرود، زیباییاش را مشاهده کن که مانند گل به جانب گلستان میرود.
میوه تمام گشته و بیرون شده ز خویش
منصوروار خوش به سر دار میرود
هوش مصنوعی: میوه کامل شده و از خود جدا شده است، منصورگونه با خوشحالی به درون سر میرود.
اشکوفه برگ ساخته نهر نثار شاه
کاندر بهار شاه به ایثار میرود
هوش مصنوعی: در بهار، زیبایی گل و سبزه به حدی است که همچون نهر، نعمتها و زیباییها به زمین نثار میشود و این زیباییها نشان از بخشندگی طبیعت دارد.
آن لالهای چو راهب دل سوخته بدرد
در خون دیده غرق به کهسار میرود
هوش مصنوعی: آن لالهای که مانند یک راهب دلش سوخته و غم دارد، در دردی عمیق غرق شده و به سوی کوهستان میرود.
نه ماه خار کرد فغان در وفای گل
گل آن وفا چو دید سوی خار میرود
هوش مصنوعی: ماه در سوگ گل فریاد میکشد و وقتی وفای گل را میبیند، به سمت خار میرود.
ماندست چشم نرگس حیران به گرد باغ
کاین جا حدیث دیده و دیدار میرود
هوش مصنوعی: چشم نرگس در باغ بهطور حیرتزده ای در حال گشت و گذار است، چون در اینجا صحبت از دیدن و دیدارهایی است که در حال اتفاق افتادن است.
آب حیات گشته روان در بن درخت
چون آتشی که در دل احرار میرود
هوش مصنوعی: آب حیات در درون درخت جریان دارد، مانند آتشی که در دل عارفان و آزادگان شعلهور است.
هر گلرخی که بود ز سرما اسیر خاک
بر عشق گرمدار به بازار میرود
هوش مصنوعی: هر زنی که زیبایی دارد، در حالی که تحت تاثیر سرما و سختیهای زندگی است، با عشق و احساس به جمع میپیوندد و در میان مردم ظاهر میشود.
اندر بهار وحی خدا درس عام گفت
بنوشت باغ و مرغ به تکرار میرود
هوش مصنوعی: در فصل بهار، پیامهای الهی به طور عمومی مطرح شد، و آنچنان که در باغ و پرندگان بازگو میشود، این نکته به طور مکرر تکرار میشود.
این طالبان علم که تحصیل کردهاند
هر یک گرفته خلعت و ادرار میرود
هوش مصنوعی: افراد جویای علم که مطالعه و تحصیل کردهاند، هر کدام به نوعی در حال نشان دادن دستاوردهای خود هستند و به محافل مختلف میروند.
گویی بهار گفت که الله مشتریست
گل جندره زده به خریدار میرود
هوش مصنوعی: به نظر میرسد بهار با شادی و طراوت خود اعلام میکند که خداوند خریدار زیبایی و شکوفایی گلهاست و این گلهای زیبا به سوی خریداران میروند.
گل از درون دل دم رحمان فزون شنید
زودتر ز جمله بیدل و دستار میرود
هوش مصنوعی: گل از درون دل، بشارت رحمت خدا را زودتر از همه کسانی که بیدل و بیعقل هستند، میشنود و میفهمد.
دل در بهار بیند هر شاخ جفت یار
یاد آورد ز وصل و سوی یار میرود
هوش مصنوعی: دل در فصل بهار هر شاخه را که میبیند، به یاد محبوبش میافتد و این خاطراتش از وصال و دیدار معشوقش او را به سمت او میکشاند.
ای دل تو مفلسی و خریدار گوهری
آن جا حدیث زر به خروار میرود
هوش مصنوعی: ای دل، تو در فقر به سر میبری و به دنبال ارزشهای واقعی باش. در آن جا صحبت از طلا و جواهرات به صورت انبوه و پرزرق و برق است.
نی نی حدیث زر به خروار کی کنند
کان جا حدیث جان به انبار میرود
هوش مصنوعی: در داستانهای مهم و باارزش، سخنان بیارزش جایی ندارند. در آنجا فقط داستانهای واقعی و عمیق مورد توجه قرار میگیرند.
این نفس مطمئنه خموشی غذای اوست
وین نفس ناطقه سوی گفتار میرود
هوش مصنوعی: این نفس آرام و مطمئن در سکوت خود به سر میبرد و نیازش به آرامش در سکوت است، در حالی که این نفس پرگفتار به سوی بیان و گفتار میشتابد.