برگردان به زبان ساده
یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند
دیوانگان بندی زنجیرها دریدند
هوش مصنوعی: خانهای پر از شادمانی و خوشحالی است که مستان و شادکامان جدیدی به آن ملحق شدهاند. این افراد دیوانهوار و بیپروا زنجیرهایی که آنها را محدود کرده بود، شکستند و به آزادی رسیدند.
بس احتیاط کردیم تا نشنوند ایشان
گویی قضا دهل زد بانگ دهل شنیدند
هوش مصنوعی: ما حسابی محتاط بودیم تا آنها صدای ما را نشنوند، اما به نظر میرسد که تقدیر کار خود را کرده و صدای دهل را به گوششان رسانده است.
جانهای جمله مستان دلهای دل پرستان
ناگه قفس شکستند چون مرغ برپریدند
هوش مصنوعی: تمامی جانهای شاد و سرمست، که دلهای عاشق و عارف دارند، ناگهان قفس را شکستند و مانند پرندهای آزاد به پرواز درآمدند.
مستان سبو شکستند بر خنبها نشستند
یا رب چه باده خوردند یا رب چه مل چشیدند
هوش مصنوعی: شرابنوشان بطریها را شکستند و بر صحراها نشستهاند. خداوند، نمیدانم چه شرابی نوشیدند یا چه لذتی چشیدند.
من دی ز ره رسیدم قومی چنین بدیدم
من خویش را کشیدم ایشان مرا کشیدند
هوش مصنوعی: دیروز از راه رسیدم و گروهی را دیدم که به این صورت بودند. من خود را به طرف آنها کشیدم و آنها نیز مرا به سوی خودشان جذب کردند.
آن را که جان گزیند بر آسمان نشیند
او را دگر که بیند جز دیدهها که دیدند
هوش مصنوعی: کسی که انتخابش جان و روح است، بر بلندای آسمان قرار میگیرد. اما دیگران که او را میبینند، تنها با چشمان خود او را مینگرند.
یک ساقیی عیان شد آشوب آسمان شد
می تلخ از آن زمان شد خیکش از آن دریدند
هوش مصنوعی: ساقیی ظاهر شد و به خاطر او آسمان به هم ریخت. از آن زمان، شراب تلخی به دست آورد و خیکش را پاره کردند.