برگردان به زبان ساده
ای مطرب جان چو دف به دست آمد
این پرده بزن که یار مست آمد
هوش مصنوعی: ای نوازنده عزیز، با شادی و نشاط به ساز خود بزن، زیرا محبوبی خوشحال و سرمست به جمع ما پیوسته است.
چون چهره نمود آن بت زیبا
ماه از سوی چرخ بت پرست آمد
هوش مصنوعی: وقتی آن چهرهی زیبا چون ماه از سمت آسمان نمایان شد، معبودی که بتپرست بود، به سمت او آمد.
ذرات جهان به عشق آن خورشید
رقصان ز عدم به سوی هست آمد
هوش مصنوعی: تمامی اجزای جهان به خاطر عشق به آن خورشید درخشان، از عدم به وجود آمده و در حال حرکت و رقص هستند.
غمگین ز چه ای مگر تو را غولی
از راه ببرد و همنشست آمد
هوش مصنوعی: چرا غمگینی؟ مگر اینکه غولی بر تو هجوم آورده و باعث شده است که در جمعی دیگر قرار بگیری؟
زان غول ببر بگیر سغراقی
کان بر کف عشق از الست آمد
هوش مصنوعی: از آن غول بزرگ، ببر کوچک را بگیر؛ زیرا او بهخاطر عشق از مرحله ای در عالم هستی به وجود آمده است.
این پرده بزن که مشتری از چرخ
از بهر شکستگان به پست آمد
هوش مصنوعی: این پرده را کنار بزن که خریداران به خاطر شکستهایشان از چرخ فلک پایین آمدهاند.
در حلقه این شکستگان گردید
کان دولت و بخت در شکست آمد
هوش مصنوعی: در میان این افرادی که شکست خوردهاند، آن بهره و شانس خوب نیز در نتیجه این شکست به پایان رسید.
این عشرت و عیش چون نماز آمد
وین دردی درد آبدست آمد
هوش مصنوعی: این خوشی و لذت مثل نماز است و این درد، درد عمیق و واقعی است که به وجود آمده.
خامش کن و در چمن تماشا کن
بلبل از گفت پای بست آمد
هوش مصنوعی: سکوت کن و به سکوت خود توجه کن، چرا که بلبل به دلیل صحبت نکردن، در بند اندیشههایش گرفتار آمده است.