برگردان به زبان ساده
چو شب شد جملگان در خواب رفتند
همه چون ماهیان در آب رفتند
هوش مصنوعی: وقتی شب فرارسید، همه آرام خوابشان برد و مانند ماهیانی که در آب شناورند، به آرامش رفتند.
دو چشم عاشقان بیدار تا روز
همه شب سوی آن محراب رفتند
هوش مصنوعی: دو چشم عاشقان در طول شب بیدار بودند و تمام شب به سوی آن مکان مقدس و مورد علاقه رفتند تا سپیده دم روز را ببینند.
چو ایشان را حریف از اندرونست
چه غم دارند اگر اصحاب رفتند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی انسانها دوستان و هم نشینان واقعی و صمیمی دارند، نگران رفتن یا غیبت دیگران نخواهند بود. به عبارت دیگر، اگر از درون رابطهای عمیق و دوستانه برخوردار باشند، دیگر به حضور یا عدم حضور دیگران اهمیت نمیدهند.
همه در غصه و در تاب و عشاق
به سوی طره پرتاب رفتند
هوش مصنوعی: همه در غم و اضطراب به سمت جذابیت و زیبایی معشوقهها کشیده شدند.
همه اندر غم اسباب و ایشان
قلنداروار بیاسباب رفتند
هوش مصنوعی: همه در اندوه و غمِ وسایل و لوازم زندگی به سر میبرند، اما آنها بدون هیچ وسایل و تجهیزاتی، مثل درویشان و عارفان، بیهیچ وابستگیای رفتند.
که یابد گرد ایشان را که ایشان
چو برق و باد سخت اشتاب رفتند
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند به آنها برسد، در حالی که آنها به سرعت مانند برق و باد از کنار رفتهاند؟
تو چون دلوی بر بن دولاب میگرد
که ایشان برتر از دولاب رفتند
هوش مصنوعی: تو مانند آبی هستی که در دلو میچرخد، در حالی که دیگران بالاتر از آن دلو حرکت میکنند.
ببین آنها که بند سیم بودند
درون خاک چون سیماب رفتند
هوش مصنوعی: ببین آنهایی که در زندگی به دنیای مادی وابسته بودند، اکنون در خاک به مانند جیوه پراکنده شدهاند و دیگر اثری از آنها باقی نمانده است.
ببین آنها که سیمین بر گزیدند
به روی سرخ چون عناب رفتند
هوش مصنوعی: ببین کسانی که رنگ نقرهای را انتخاب کردند، به سمت چهرهای سرخ و شفاف مانند میوه عناب رفتهاند.