برگردان به زبان ساده
تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
تدبیر به تقدیر خداوند نماند
هوش مصنوعی: انسان میتواند برنامهریزی و تدبیر داشته باشد، اما نمیتواند تضمین کند که آن تدبیر نتیجهای مطابق با خواست او خواهد داشت. در نهایت، سرنوشت و تقدیر الهی بر هر تدبیری ارجحیت دارد و نتیجه کارها به خواست خداوند خواهد بود.
بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند
حیله بکند لیک خدایی نتواند
هوش مصنوعی: وقتی بنده به عمق این موضوع فکر کند، واضح است که چه چیزی را مشاهده میکند؛ او میتواند نقشهکشی کند، اما نمیتواند خدایی را جعل کند یا به خداوند ادعای خدایی کند.
گامی دو چنان آید کو راست نهادست
وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
هوش مصنوعی: وقتی کسی به راستی قدمی برمیدارد، به درستی میداند که آن قدم او را به کجا خواهد برد.
استیزه مکن مملکت عشق طلب کن
کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
هوش مصنوعی: عشق را نادیده نگیر و به دنبال آن باش، زیرا این عشق میتواند تو را از چنگال مرگ نجات دهد.
باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر
کاین کام تو را زود به ناکام رساند
هوش مصنوعی: پس بیجهت به خواستههای خود نپرداز و به روشنی و عقل توجه کن، چرا که این خواستهها به زودی تو را به شکست و ناامیدی میکشاند.
اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری
کاشکار تو را باز اجل بازستاند
هوش مصنوعی: آشکار باش و در پی شکار دیگران نباش، زیرا مرگ ممکن است تو را ناگهان بگیرد.
چون باز شهی رو به سوی طبله بازش
کان طبله تو را نوش دهد طبل نخواند
هوش مصنوعی: هنگامی که پرندهای نزدیک شده و به سمت جایی میرود، نشانهای از خوشبختی و شادمانی برای تو خواهد بود، زیرا آن نشانهها به تو لذت و سرور خواهند بخشید و این صداها هرگز نامطلوب نخواهند بود.
از شاه وفادارتر امروز کسی نیست
خر جانب او ران که تو را هیچ نراند
هوش مصنوعی: امروز هیچکس به اندازه یک شاه وفادار وجود ندارد. مانند الاغی که به سمت او میراند، پس تو را هیچکس نمیتواند براند.
زندانی مرگند همه خلق، یقین دان
محبوس تو را از تک زندان نرهاند
هوش مصنوعی: تمام مردم به نوعی در بند مرگ هستند و یقین بدان که هیچکس نمیتواند تو را از این زندان رهایی بخشد.
دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست
تا هر که مخنث بود آنش برماند
هوش مصنوعی: میدانی که در این خیابان، صدای سگها چه معنایی دارد؟ تا هرکس که ناپاک و منحرف است، از آن آگاه شود و دور بماند.
حاشا ز سواری که بود عاشق این راه
که بانگ سگ کوی دلش را بتپاند
هر کسی که با عشق قدم در این راه بگذارد با هر بانگ سگی دلش از ترس نمیلرزد