برگردان به زبان ساده
شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد
وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد
هوش مصنوعی: خورشید و ماه من فرارسیدهاند، حواس من (شنوایی و بینایی) هم به کار افتاده است. آن سیمینتن هم به سراغم آمده، حتی اگر زردی هم داشته باشد.
مستی سرم آمد نور نظرم آمد
چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد
هوش مصنوعی: احساس عجیبی به من دست داده و نور تازهای در دیدم ظاهر شده است. اگر خواسته باشی، چیزی کاملاً متفاوت در وجودم پدیدار شده است.
آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد
وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد
هوش مصنوعی: من آن گناهکار را دیدم که توبهام را شکست و ناگهان آن یوسف زیبا به نزد من آمد.
امروز به از دینه ای مونس دیرینه
دی مست بدان بودم کز وی خبرم آمد
هوش مصنوعی: امروز نسبت به گذشته، از دوست قدیمیام که همیشه با من بود، خوشحالتر و راضیتر هستم؛ زیرا از او خبری به من رسید.
آن کس که همیجستم دی من به چراغ او را
امروز چو تنگ گل بر ره گذرم آمد
هوش مصنوعی: کسی که دلم به دنبال او بود، امروز در قفسه تنگ گل بر سر راهم ظاهر شد.
دو دست کمر کرد او بگرفت مرا در بر
زان تاج نکورویان نادر کمرم آمد
هوش مصنوعی: دو دستش را به دور کمرم حلقه کرد و مرا در آغوش گرفت. از آن تاج زیبا و نیکی که بر سر نیکروان است، احساس نیکبودن و زیبایی به من دست داد.
آن باغ و بهارش بین وان خمر و خمارش بین
وان هضم و گوارش بین چون گلشکرم آمد
هوش مصنوعی: باغ و بهار زیبایی را ببین و شراب و حال خوش را تماشا کن. آنچه در دل میگذرد و راحتی و لذت را حس کن، چون گلها و شیرینی زندگی را تجربه کن.
از مرگ چرا ترسم کو آب حیات آمد
وز طعنه چرا ترسم چون او سپرم آمد
هوش مصنوعی: از مرگ چه بترسم وقتی که زندگی جاودان به وجود آمده است و از سرزنشها و طعنهها چرا بترسم وقتی که او مانند سپری از من محافظت میکند؟
امروز سلیمانم کانگشتریم دادی
وان تاج ملوکانه بر فرق سرم آمد
هوش مصنوعی: امروز احساس میکنم که مانند سلیمان بزرگ هستم، زیرا تو انگشتری به من دادی و آن تاج سلطنتی بر سر من قرار گرفت.
از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم
یا رب چه سعادتها که زین سفرم آمد
هوش مصنوعی: وقتی در عشق به شدت دچار درد شدم، تصمیم به سفر گرفتم. ای پروردگار، چه خوشبختیها که از این سفر نصیبم شد.
وقتست که می نوشم تا برق زند هوشم
وقتست که برپرم چون بال و پرم آمد
هوش مصنوعی: زمانی است که من شراب مینوشم تا روح و هوش من جلا بگیرد و زمانی است که میخواهم اوج بگیرم و مانند پرندهای با بال و پر آزاد شوم.
وقتست که درتابم چون صبح در این عالم
وقتست که برغرم چون شیر نرم آمد
هوش مصنوعی: زمانی است که من مانند صبح در این دنیا روشن و تابناک میشوم، و زمانی است که صدایم مانند شیری خروشان و قوی به گوش میرسد.
بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا
جایی که جهان آن جا بس مختصرم آمد
هوش مصنوعی: دوتا از جملههای زیبا را به یادگار میسپارند، اما ای معشوق، مرا به مکانی بردند که در آنجا جهان به شدت کوچک و محدود به نظر میرسد.