برگردان به زبان ساده
نومید مشو جانا، کاومید پدید آمد
اومیدِ همه جانها، از غیب رسید آمد
ای عزیز ناامید نشو، چرا که روزنه های امید، پدیدار شده است و آنچه موجب امیدواری همه انسانها است، از عالم غیب رسیده است.
نومید مشو گر چه، مریم بشد از دستت
کآن نور که عیسی را، بر چرخ کشید آمد
حتی اگر همچون حضرت عیسی، مریم را از دست داده ای [و به دلیل فشار دشمنان از عزیزترین کس خود، جدا افتاده ای] باز هم ناامید نباش، زیرا همان نوری که عیسی را به آسمان ها برد [و او را از چنگ دشمنان نجات داد،] آمده است.
نومید مشو ای جان، در ظلمت این زندان
کآن شاه که یوسف را، از حبس خرید آمد
ای عزیز در ظلمت این دنیای همچون زندان، ناامید نباش، زیرا همان شاهی که یوسف نبی را از حبس برده داران خرید [و موجبات عزیز مصر شدن او را پدید آورد]، آمده است.
یعقوب برون آمد، از پردهٔ مستوری
یوسف که زلیخا را، پرده بدرید آمد
[ناامید نباش زیرا] دوران هجران یعقوب به سر آمده است و یوسف که زلیخا را درگیر عشق خود کرده بود، بازگشته است.
ای شب به سحر برده! در یارب و یارب تو
آن یارب و یارب را، رحمت بشنید آمد
ای کسی که شب را با یاد خدا و ذکر یارب یارب سحر کرده ای، [ناامید نباش، زیرا] رحمت خداوند، صدای یارب یارب تو را شنیده و آمده است.
ای درد کهنگشته! بخ بخ که شفا آمد
وی قفل فروبسته! بگشا که کلید آمد
ای درد قدیمی! تبریک می گویم، زیرا شفای تو آمده است[و برای همیشه درمان خواهی شد]، و ای قفل همیشه بسته، باز شو که کلید باز شدن تو آمده است.
ای روزه گرفته تو! از مائدهٔ بالا
روزه بگشا خوشخوش، کآن غرهٔ عید آمد
ای کسی که [ به نیت حل مشکلات خود،] روزه گرفته ای، با شادمانی، [همچون حضرت مریم،] از طعام های آسمانی افطار کن [و روزه ها را به پایان ببر،] زیرا که عید فطر فرا رسیده است.
خامش کن و خامش کن، زیرا که ز امر «کن»
آن سکته حیرانی، بر گفت «مزید» آمد
خاموش باش و شکوه و شکایات را به پایان ببر، زیرا که با فرمان «کن فیکون» (یس/۸۲) خداوند، پایان دوره سرگشتگی و حیرانی، «و لدینا مزید» (ق/۳۵) گویان، فرا رسیده است. [زین پس بیش از آنچه میخواستی، نصیب تو خواهد شد]