برگردان به زبان ساده
عاشق چو منی باید میسوزد و میسازد
ور نی مثل کودک تا کعب همیبازد
هوش مصنوعی: عاشق واقعی مانند من باید درد و رنج را تحمل کند و بر آن غلبه کند؛ اما اگر چنین نباشد، مانند یک کودک فقط در حال بازی کردن و سرگردانی خواهد بود.
مهرو چو تویی باید ای ماه غلام تو
تا بر همه مه رویان میچربد و مینازد
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، تنها کسی چون تو باید که درخشندگیات بر همگان بچربد و آنها را تحتالشعاع قرار دهد.
عاشق چو منی باید کز مستی و بیخویشی
با خلق نپیوندد با خویش نپردازد
هوش مصنوعی: عاشقانی چون من باید به خاطر حال و روز مستی و دیوانگیشان، با دیگران ارتباط برقرار نکنند و از خودشان دور بمانند.
فارس چو تویی باید ای شاه سوار من
کز وهم و گمان زان سو میراند و میتازد
هوش مصنوعی: ای شاه سوار من، تو باید همچون فارس باشی، که از خیالات و گمانها دور است و با قدرت و شجاعت به پیش میراند.
عشق آب حیات آمد برهاندت از مردن
ای شاه که او خود را در عشق دراندازد
هوش مصنوعی: عشق همچون آب حیات است که میتواند تو را از مرگ نجات دهد، ای شاه، زیرا او خود را در عمق عشق غرق کرده است.
چون شاخ زرست این جان میکش به خودش میدان
چندان که کشش بیند سوی تو همییازد
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و قدرت جان اشاره دارد. جان مانند شاخی از طلاست که به سوی خود میکشد. هر اندازه که توجه آن را جلب کند، همچنان به سمت تو جذب میشود.
باری دل و جان من مستست در آن معدن
هر روز چو نوعشقان فرهنگ نو آغازد
هوش مصنوعی: دل و جان من هر روز در آن معدن پر از عشق و محبت است، مانند عاشقان که هر روز فرهنگ و علمی نو را آغاز میکنند.
چون چنگ شوی از غم خم داده وانگه او
در بر کشدت شیرین بیواسطه بنوازد
هوش مصنوعی: وقتی که از غم رنجیدهخاطر میشوی و به گریه میافتی، او در آغوشت میکشد و به طور مستقیم با محبت و نوازش تو را آرام میکند.
آن آهوی مفتونش چون تازه شود خونش
آن شیر بدان آهو در میمنه بگرازد
هوش مصنوعی: وقتی آن آهو که بسیار دلباخته است، خونش تازه شود، آن شیر به سمت آهو در منطقه میمنه میدود.
شمس الحق تبریزی بر شمس فلک روزی
باشد که طراز نو شعشاع تو بطرازد
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که نور و حقیقت تو درخشش و جلوهای خاص بر آسمان خواهد داشت و بر تمام فضا طراوت جدیدی را به ارمغان میآورد.