برگردان به زبان ساده
تو از خواری همی نالی نمیبینی عنایتها
مخواه از حق عنایتها و یا کم کن شکایتها
شما انقدر در نفسانیاتِ ذهن گرفتار هستید که پست و خار شدید، و از این خاریست که مینالی، و از خداوند گله و شکایتها داری.و چشم بر الطاف و عنایتهای خداوند بستی.زیرا چشمانت بینا بر حقایق و حکمتها نیست..پس طلب لطف و عنایت بیشتر نکن...و انتظار / توقع نداشته باش....حضرت در مصرع دوم، دو مسیر برای سالکان گذاشتند:《مخواه از حق عنایتها و یا کم کن شکایتها》 یا از درگاه حق طلب لطف و عنایت بیشتر نکن(زیرا هر چه به شما داده است انکار کردهای و قدردان نبودهاید و خود چشم بر آن بستید..)و یا گلهمند بودن و شکایت هایتان را کم کنید.و چشم بگشایی بر دیدن الطاف و عنایت های خداوند.. و آنگاه است که میتوانید طلب وصال و عنایتها از درگاه خداوند داشته باشید.
تو را عزت همی باید که آن فرعون را شاید
بده آن عشق و بِستان تو چو فرعون این ولایتها
هوش مصنوعی: تو باید عزت و مقام داشته باشی، چرا که عشق و محبت میتواند تو را به اوج برساند، همانطور که فرعون بر امپراتوریاش حکومت میکرد. عشق و محبت تو میتواند به اندازه قدرت یک فرعون، تو را به بلندیها برساند و تو را در این جهان قدرتمند کند.
خنک جانی که خواری را به جان ز اول نهد بر سر
پی اومید آن بختی که هست اندر نهایتها
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از ابتدا، دشواریها را با دل آرام میپذیرد و به امید بختی که در پایان مسیر برای او خواهد بود، تلاش میکند.
دهان پُر پِست میخواهی مَزن سُرنای دولت را
نتاند خواندن مقری دهان پُر پِست آیتها
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دنیای پست و حقیر خود، به مقام و قدرت برسی، نباید به وعدهها و آرزوهای عظیم دل ببندی. افراد و موقعیتهای بزرگ در عالم ممکن است توانایی رسیدن به عمق معنایی و زیباییهای واقعی را نداشته باشند.
از آن دریا هزاران شاخ شد هر سوی و جویی شد
به باغ جان هر خلقی کند آن جو کفایتها
هوش مصنوعی: از آن دریا هزاران چشمه به وجود آمد و در هر طرف جویهایی به وجود آورد که به باغ جان هر موجودی زندگی و بهرهمندی میبخشد.
دلا منگر به هر شاخی که در تنگی فرومانی
به اول بنگر و آخر که جمع آیند غایتها
هوش مصنوعی: ای دل، به هر شاخه و مسیر نگاه نکن که تو را به سختی میکشاند. به آغاز و پایان کارها توجه کن که هدفها در نهایت جمع میشوند.
اگر خوکی فتد در مُشک و آدم زاد در سِرگین
رود هر یک به اصل خود ز ارزاق و کفایتها
هوش مصنوعی: اگر خوکی در مشک بیفتد و انسانی در فضولات، هر کدام به سرنوشت و وضعیتی که به آن تعلق دارند، برمیگردند و از منابع و نیازهای خود بهرهمند میشوند.
سگ گرگین این در به ز شیران همه عالم
که لاف عشق حق دارد و او داند وقایتها
هوش مصنوعی: سگ گرگین که در این درگاه نشسته است، مهمتر و باارزشتر از تمام شیران جهان است، چون او به حقیقت عشق به حق آشناتر است و به خوبی میداند که چه رازهایی در این عشق وجود دارد.
تو بدنامی عاشق را منه با خواری دونان
که هست اندر قفای او ز شاه عشق رایتها
هوش مصنوعی: عاشق را به خاطر بدنامیاش ملامت نکن، زیرا در پشت سر او نشانهای عشق از جانب شاه عشق وجود دارد.
چو دیگ از زر بود او را سیهرویی چه غم آرد؟
که از جانش همی تابد به هر زخمی حکایتها
هوش مصنوعی: اگر وجود او مانند دیگی از طلا باشد، دیگر چه غمی از سیاهرویی داشته باشد؟ زیرا هر زخمی که به او وارد شود، داستانهایی را از جانش میتاباند.
تو شادی کن ز شمسالدین تبریزی و از عشقش
که از عشقش صفا یابی و از لطفش حمایتها
هوش مصنوعی: خوشحال باش از وجود شمسالدین تبریزی و عشق او، زیرا عشق او به تو صفا و خلوص میبخشد و از محبتش حمایتها و پشتیبانیهایی برایت به ارمغان میآورد.