برگردان به زبان ساده
اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد
که نی عاشق نمییابد که نی دلخسته کم دارد
اگر صد نفر مانند من از عشق نابود شوند، او را ناراحت نمیکند؛ چون عاشق و دلخسته کم ندارد.
مرا گوید چرا چشمت رقیب روی من باشد
بدان در پیش خورشیدش همیدارم که نم دارد
میگوید چرا چشمانت به چهرهی من دوخته شده است، برای آن که چشمانم نم داره و جلوی خورشید گذاشتمش (میگوید چون چشمانم نمناکه به روی چون خورشید تو نگاه میکنم)
چو اسماعیل پیش او بنوشم زخم نیش او
خلیلم را خریدارم چه گر قصد ستم دارد
من در برابر او مانند اسماعیلم و زخمی که او بزند را گوارا میدارم. من خلیلم را (دوستم) میخواهم حتی اگر قصد ستم به من را داشته باشد. (تلمیح دارد به داستان حضرت ابراهیم که اسماعیل کاملاً در برابر او مطیع بود و در مصرع دوم کلمه خلیل ایهام دارد)
اگر مشهور شد شورم خدا داند که معذورم
کهاسیر حکم آن عشقم که صد طبل و علم دارد
هوش مصنوعی: اگر شور و شوق من دیده و شناخته شود، خدا میداند که من بیگناه هستم؛ زیرا من تحت تأثیر حکمی از عشق هستم که صدایی بلند و نشانههایی دارد.
مرا یار شکرناکم اگر بنشاند بر خاکم
چرا غم دارد آن مفلس که یار محتشم دارد
هوش مصنوعی: اگر یار محبت آمیز من، مرا بر زمین بنشاند، چرا باید نگران باشم؟ آن فرد بیچارهای که یار بزرگ و محترمی دارد، چه دلیلی برای غمگینی دارد؟
غمش در دل چو گنجوری دلم نور علی نوری
مثال مریم زیبا که عیسی در شکم دارد
غم عشق او مانند گنجی در دلم نهفته شده است. دلم پر از نور عشق اوست، همانند مریم زیبا که عیسی را در درون خود دارد.
چو خورشیدست یار من نمیگردد به جز تنها
سپهسالار مه باشد کز استاره حشم دارد
یار من چون خورشید است و به تنهایی میچرخد. فرمانده و سالار ماه است، ماهی که ستارهها خدمتگذارش هستند.
مسلمان نیستم گبرم اگر ماندهست یک صبرم
چه دانی تو که درد او چه دستان و قدم دارد
من مسلمان نیستم و اگر هنوز صبری دارم، تو نمیدانی که درد او چه قدرت و سرعتی دارد. (دستان میتواند ایهام باشد یکی به معنای مجاز از قدرت یکی به معنای نیرنگ)
ز درد او دهانتلخ است هر دریا که میبینی
ز داغ او نکو بنگر که روی مه رقم دارد
به خاطر غم او، هر دریا تلخ شده است و از داغ عشق او، بر چهرهی ماه خط و نشان افتاده است.
به دورانها چو من عاشق نرست از مغرب و مشرق
بپرس از پیر گردونی که چون من پشت خم دارد
در هیچ دورانی عاشقی مثل من از هیچ جای دنیا پیدا نشد. از گردون (روزگار) پیر بپرس که او هم مثل من پشتش خمیده است.
خنک جانی که از خوابش به مالشها برانگیزد
بدان مالش بود شادان و آن را مغتنم دارد
خوش به حال کسی که از خواب (خواب غفلت) با مالش (تلنگر و ضربه) بیدار بشود، از آن مالش خوشحال میشود و آن را غنیمت میداند.
طبیبی چون دهد تلخش بنوشد تلخ او را خوش
طبیبان را نمیشاید که عاقل متهم دارد
وقتی طبیب داروی تلخی میدهد، (بیمار) آن داروی تلخ را به خوشی مینوشد. فرد عاقل شایسته نیست که طبیبان را (برای تجویز این داروی تلخ) متهم کند.
اگر شان متهم داری بمانی بند بیماری
کسی برخورد از استا که او را محترم دارد
اگر (پزشکان) را متهم کنی در بند بیماری باقی میمانی. کسی از استاد بهره میبرد و میآموزد که به او احترام بگذارد.
خمش کن کاندر این دریا نشاید نعره و غوغا
که غواص آن کسی باشد که او امساک دم دارد
هوش مصنوعی: سکوت کن، زیرا در این دریا نباید سر و صدا و هیاهو کرد، چرا که تنها کسی که میتواند در عمق این آبها غواصی کند، کسی است که توانایی کنترل نفس خودش را دارد.