برگردان به زبان ساده
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
ای دل(اشاره به مَنِ درون)، نزد کسی برو که از حال و احساس تو آگاه است و زیر درختی برو که گلهای تازه و شاداب دارد (انسانهایی که داری عشق و حکمت هستند).
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
در این روزگارِ پرهیاهو، نباید به هر سمتی بروی و باهر کس و ناکسی دَمخور شوی. جایی برو، با انسانهایی ارتباط داشته باش که داری خرد و معرفت باشند.
ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
اگر ترازویی برای سنجش نداری و خودت رو درست نشناختی، دیگران میتوانند تو را فریب دهند. هرکسی میتواند تظاهر کند که چیز تقلبی دارد، و تو ممکن است گمان کنی که او واقعاً صاحب طلاست.
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
هوش مصنوعی: او تو را در آستانه در نشاند تا منتظر کسی باشی که میآید، اما تو نباید درنگ کنی و منتظر بمانی، زیرا آن خانه دو در دارد و ممکن است از در دیگری کسی وارد شود.
به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
هوش مصنوعی: به هر جایی که در آن نشاط و شور و هیجان وجود دارد، نباید بیدلیل وارد شد، زیرا هر نشاطی معمولاً دلیل خاص خود را دارد و ممکن است درون آن چیزی متفاوت وجود داشته باشد.
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
هوش مصنوعی: همه چیز مثل هم نیست و هر چیزی ارزشهای خاص خود را دارد. برخی از ظاهرها ممکن است فریبنده باشند، اما لزوماً به معنای درون ارزشمند نیستند. هر فردی نمیتواند نکتهای مثبت داشته باشد و هر چیز بزرگی نمیتواند به شکلی زیبا و ارزشمند باشد.
بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
هوش مصنوعی: ای بلبل، از درد دل خود بگو، زیرا نغمههای عاشقانه در میان سنگها و خاک نیز تأثیرگذار است.
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمهٔ سوزن
اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد
اگر رشته (نخ) داخل چشمه سوزن فرو نمی رود به آن دلیل است که سر دارد و یا در سرِ خود حشو و زوایدی دارد و باید سرِ آنرا با روش هایی که در خیاطان مرسوم است باریک و نازک کرد. خیاط برای این کار بخشی از نوک نخ را میبرد و با شیوههایی آنرا با چشمه سوزن، اندازه می کند.
چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش میدار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
این دل بیدار مانند چراغی است که باید مراقبش باشی و از تاثیرات منفی اطراف دورش کنی؛ و دل را از هوا و هوس دور کن همانطور که باد سبب خاموش شدن چراغ شده و تاریکی باعث بوجود آمدن فتنه و آشوب میشود و تشخیص صحیح با خطا مواجه میشود هوا و هوس هم مانند بادی است که روشنایی چراغ دل را خاموش میکند و باعث گمراه شدن در مسیر زندگی میشود
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
هوش مصنوعی: وقتی که تو از میان بادها عبور کردی، در کنار چشمهای ساکن شدی و همدم کسی شدی که آبی برای تسکین دل دارد.
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
هوش مصنوعی: وقتی که آب بر روی جگر و وجود انسان جاری باشد، مانند درختی سرسبز و بارور به نظر میآید که همیشه میوههای تازه میدهد و در دلش سفر و حرکت وجود دارد.